هنوز زمان زیادی از برگزاری مذاکرات مسقط نمی گذرد. مذاکراتی که موضعگیری های رسمی بر ادامه یافتن آن تاکید دارند و همین مساله یک پالس مثبت به اقتصاد ایران فرستاده است. جالب اینکه در نتیجه همین پالس مثبت، یک روز پس از مذاکرات مسقط یعنی در روز شنبه ۱۸ بهمن ماه، علی رغم افزایش قیمت جهانی انس طلا شاهد کاهش قیمت طلا در بازار داخلی بوده ایم و البته که قیمت هر دلار آمریکا نیز روند کاهشی را تجربه کرده است.
جدای از این مسائل، وقتی در جامعه با افراد مختلف به ویژه کاسبان و بازاریان و حتی مردم عادی صحبت میشود، بسیار این جمله را می شنویم که می گویند صبر کنیم تا ببینیم چه می شود...همه این مسائل یک واقعیت را مورد اشاره قرار می دهند و آن هم این است که اقتصاد و جامعه ایران به سمت شرطی شدن فزاینده حرکت کرده و به شدت از وقایع خارجی اثر می گیرند. تاکنون بسیار در مورد عمیق شدن این عارضه در کشور هشدار داده شده با این حال، هرچه به جلو حرکت کرده ایم، وضعیت بدتر شده که بهتر نشده است.
از یاد نبریم که یکی از اهداف دشمن همین است که بتواند به راحتی با اقتصاد ایران بازی کند و از نظر فکری و روانی مردم ایران را وارد فاز فرسایش کند. اینکه ما چه برنامه ای برای مقابله با این وضعیت داریم، بسیار مهم است. آیا اساسا برخلاف مواضع کلامی، برنامه های عینی و عملیاتی را برای مقابله با این وضعیعت داریم؟ بخش نظامی و امنیتی کشورمان در روزهای اخیر با رونمایی از شهرهای موشکی جدید و موشک های قدرتمندی نظیر خرمشهر ۴ و البته آماده باش قابل توجه نظامی در آب های جنوبی کشورمان، تا حد زیادی در حوزه صیانت از منافع و امنیت ملی ایران و ارسال پالس اقتدار به بدخواهان کشورمان موفق عمل کرده است.
در حوزه سیاسی و دیپلماتیک نیز شاهد همافزایی این حوزه با بخش نظامی و قدرتسازی برای ایران هستیم. با این حال، به نظر می رسد هنوز در حوزه اقتصادی، آنطور که باید و شاید، شاهد اقدامات جدی و متناسب با شرایط خاص کشور نیستیم. بسیاری از صاحب نظران اقتصادی تاکنون بارها اعلام کرده اند که ظرفیت های اقتصادی داخلی ایران بیشمارند و تکیه بر همانها می تواند تا حد زیادی از شدت فشارهای خارجی علیه ایران بکاهد. اینکه سال به سال می گذرد و به این توصیه ها آنطور که باید و شاید گوش داده نمی شود، سوالی است که در پاسخ به آن نباید بیش از این تعلل کرد.