خبرگزاری مهر، گروه استانها - هما اکبری: در شهری که سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به «قم گیلان» شهرت داشت، عاشورای ۱۳۵۷ تنها یک آیین مذهبی نبود؛ نقطه عطفی بود در تاریخ مبارزات مردمی گیلان. روزی که نخستین فریاد «مرگ بر شاه» از آستانهاشرفیه برخاست و مسیر مبارزه را در این خطه دگرگون کرد.
آستانهاشرفیه، با پیشینه عمیق مذهبی و حضور فعال روحانیون، از نخستین شهرهای گیلان بود که بذرهای انقلاب در آن جوانه زد. مسجد جامع، صحن حرم مطهر و هیئتهای مذهبی، به پایگاههای اصلی آگاهیبخشی و مبارزه تبدیل شدند و جوانان انقلابی، بهویژه در ماههای محرم، صفر و رمضان، جریانهای اعتراضی گستردهای را رقم زدند.
شهری که زودتر از همه بیدار شد
«حسین داداشی» پیشکسوت رسانهای و از شاهدان عینی حوادث انقلاب در آستانهاشرفیه، در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: آستانهاشرفیه به دلیل بافت مذهبی و جایگاهی که پیش از انقلاب بهعنوان «قم گیلان» داشت، خیلی زودتر وارد فضای مبارزه شد. مسجد جامع آستانهاشرفیه کانون اصلی این فعالیتها بود؛ جلساتی که با حضور وعاظ و شخصیتهای برجسته کشوری و استانی برگزار میشد و مردم را به آگاهی و حرکت دعوت میکرد.
داداشی از «کانون ولیعصر» نیز یاد میکند؛ محفلی که روزهای جمعه با مدیریت آیتالله ضیایی برگزار میشد و به مرکزی برای روشنگری سیاسی و انقلابی تبدیل شده بود. به گفته او، جرقههای نخستین اعتراضها در شبهای قدر ماه رمضان زده شد و در محرم و صفر به اوج رسید.

عاشورای ۵۷؛ وقتی فریادها کفن پوشیدند
داداشی با بیان اینکه دهم محرم ۵۷، روزی متفاوت برای آستانهاشرفیه بود، ادامه داد: در این روز، جوانان انقلابی کفنپوش، در قالب هیئتهای مذهبی، به خیابانها آمدند. برای نخستینبار شعار «مرگ بر شاه» بهصورت علنی سر داده شد؛ شعاری که تا آن زمان در این سطح، سابقه نداشت.
به گفته او، نام امام خمینی(ره) در صحن حرم مطهر و مسجد جامع طنینانداز شد و اعلامیهها و نوارهای سخنرانی امام(ره) بهطور گسترده میان مردم توزیع میشد.
اما نقطه اوج ماجرا، ۲۹ محرم همان سال بود؛ روزی که قرار شد راهپیمایی عظیمی از صحن حرم مطهر آغاز شود. داداشی روایت میکند: رژیم شاه که از قبل از این حرکت مطلع شده بود، نیروهای کمکی به شهر فرستاد. پیش از شروع رسمی راهپیمایی، درگیری آغاز شد؛ گاز اشکآور، تیرهای هوایی و هجوم نیروهای رژیم. در همین درگیریها، دو جوان انقلابی، «شهید علی رمضانپور» و «شهید حسین پرندک» به شهادت رسیدند. اما ماجرا به همینجا ختم نشد.
به گفته داداشی، برای ایجاد رعب و وحشت، بیش از ۷۰ مغازه اطراف حرم مطهر به آتش کشیده شد؛ اقدامی کمنظیر در تاریخ انقلاب اسلامی تا آن زمان.
سه شبانهروز حاکمیت مردم
پس از این وقایع، نیروهای ژاندارمری و شهربانی شهر را ترک کردند و آستانهاشرفیه برای سه شبانهروز عملاً به دست مردم اداره شد. داداشی میگوید: جوانان انقلابی با امکانات ابتدایی، از تفنگ بادی تا اسلحه شکاری، امنیت شهر را تأمین کردند؛ خیابانهای اصلی بسته شد و مردم خودشان به بازسازی مغازهها و خدمترسانی پرداختند.
اما این وضعیت دوام نیاورد. رژیم با گسیل نیروهای کمکی از ارتش، نیروی دریایی و شهربانی، شهر را دوباره اشغال کرد. در ۱۲ دیماه، «شهید کاظم جعفرپور» نیز به شهادت رسید تا شمار شهدای انقلاب در آستانهاشرفیه به سه نفر برسد.

انقلاب؛ مسیری پرخون اما ماندگار
داداشی تأکید میکند که پس از این حوادث نیز مبارزه متوقف نشد. مردم، گوشبهفرمان امام خمینی(ره)، راه را ادامه دادند؛ راهی که با سالها مجاهدت شخصیتهایی چون شهید مطهری و شهید شریعتی هموار شده بود و سرانجام با بازگشت امام در ۱۲ بهمن و پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن به ثمر نشست.
وی یادآور میشود: انقلاب اسلامی بهای سنگینی داشت؛ از درگیری با ضدانقلاب و هشت سال دفاع مقدس گرفته تا شهادت شخصیتهایی چون شهید بهشتی، رجایی، باهنر و ۷۲ تن در سرچشمه.
پیام دیروز برای امروز
این پیشکسوت انقلابی با اشاره به مقاومت مردم در حوادث سالهای اخیر میگوید: چه در جنگها و چه در اغتشاشات، مردم نشان دادهاند که عشق به وطن، اسلام و دین در وجودشان زنده است. با وجود همه کاستیها، هیچ بیگانهای دلسوز این ملت نیست و حل مشکلات تنها با همت مردم و مسئولان ممکن است.
این گزارش، بازخوانی لحظههایی است که مردم آستانهاشرفیه با دستان خالی اما ایمانی استوار، در برابر رژیمی تا دندان مسلح ایستادند و نشان دادند اراده ملت، نیرومندتر از هر سلاحی است.
از نخستین فریاد «مرگ بر شاه» تا سه شبانهروز اداره شهر به دست مردم، این دیار گواهی داد که انقلاب اسلامی نه یک حادثه، بلکه محصول سالها آگاهی، ایستادگی، خون و باور است؛ پیامی که امروز نیز تکرار میشود: تا زمانی که مردم پای کار باشند و مسئولان در مسیر رفع مشکلات گام بردارند، هیچ قدرتی توان ایستادن در برابر ملت ایران را نخواهد داشت.









