ریحانه اسکندری: سومین روز از چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، تحت تأثیر اکران جدیدترین اثر محمدحسین مهدویان قرار گرفت. «نیمشب» که از پیش از شروع جشنواره نیز گمانهزنیهای بسیاری پیرامون محتوای آن که روایتگر ماجرایی مستند از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل بر علیه ایران بود وجود داشت، در اولین اکران رسمی خود برای اهالی رسانه، موجی از موافقتها و مخالفتها را برانگیخت. اما ماجرا به سالن تاریک سینما ختم نشد؛ نشست خبری این فیلم به یکی از پرچالشترین جلسات پرسش و پاسخ این دوره بدل گشت، جایی که مهدویان در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران درباره اینکه آیا در فیلم بعدیاش سراغ جانباختگان اعتراضات خواهد رفت پاسخی تند و گزنده زد و باعث ترک عدهای از خبرنگاران از سالن نشست شد. گرچه مهدی یزدانیخرم نویسنده فیلمنامه «نیمشب» که خود سالها سابقه روزنامهنگار بوده سعی در تلطیف فضا داشت و از خبرنگاران عذرخواهی کرد. البته که در پایان نشست مهدویان آن طور که شنیده شده در پی تذکر منوچهر شاهسواری دبیر جشنواره سعی کرد آب رفته را به جوی بازگرداند و از خبرنگاری که از او سوال کرده بود عذرخواهی کرد.
نشست خبری یا میدان نبرد؟
در نشست بعد از نمایش فیلم منتقدان با توپ پر به استقبال مهدویان رفتند. نشستی که بر خلاف سیاستگذاری اعلام شده جشنواره قرار بود فقط پنج نفر از عوامل فیلم به انتخاب تهیهکننده در نشست حضور داشته باشند، اما در نشست مهدویان بیشتر عوامل حاضر در سالن روی سن حاضر شدند تا نمایش مهدویان کامل شود. در این نشست بحث اصلی بر سر ریتم بیمحابای فیلم و نوعی «شتابزدگی تعمدی» بود که برخی آن را ضعف ساختاری و برخی دیگر، اوج پختگی مهدویان در مستندگرایی میدانستند.
پس از پایان این نشست پرالتهاب، در حاشیه سومین روز جشنواره فرصتی دست داد با این فیلمساز گفتوگویی کوتاه داشته باشیم.
چرا «نیمشب» شبیه فیلمهای دیگر مهدویان نیست؟
«نیمشب» از همان ابتدای تولید، با سرعت بالای شکلگیری و همزمانیاش با فضای ملتهب جنگ، مورد توجه و البته نقد قرار گرفت. بسیاری از مخاطبان و منتقدان، این شتاب در نگارش و تولید را عاملی میدانند که ممکن است بر میزان پرداخت و پختگی اثر تأثیر گذاشته باشد؛ بهویژه در مقایسه با فیلمهای پیشین مهدویان که فرصت بیشتری برای پرورش روایت داشتهاند. مهدویان در این باره که آیا این انتخاب آگاهانه بوده یا حاصل شرایط ناگزیر تولید با اشاره بر لزوم حفظ اتمسفر تاکید میکند: «در واقع ما نمیخواستیم حال و هوای جنگ از بین برود و دوست داشتیم مستند بودن روایت مشخص باشد.»
«نیمشب» روایتی از جنگ دوازدهروزه است که برخلاف انتظار رایج از آثار جنگی، قهرمان آن در پی خنثیسازی موشکی عملنکرده در روزهای پرالتهاب جنگ 12 روزه است اما در دل موقعیتی انسانی و بحرانی قرار میگیرد. همین انتخاب روایی، فیلم را به شدت وابسته به فضا، مکان و زمان واقعی کرده و فرآیند تولید را با محدودیتهای خاصی روبهرو ساخته است. مهدویان با اشاره به این شرایط، درباره دشواریهای تولید فیلم توضیح داد: «لوکیشن ما مستند بود، واقعی بود، و چون همه چیز به سرعت در حال بازسازی بود بنابراین باید با شتاب ضبط کار را تمام می کردیم. تیم تولید زمان زیادی در اختیار نداشت و برای همین همه تیم تلاش زیادی کردند.»
مهدویان معتقد است که این محدودیت اتفاقا به نفع حس فیلم تمام شده است؛ او تصریح کرد: «این عجله برای ما بد نبود چون در واقع ما میخواستیم در همان فضا و حال و هوای جنگ فیلم را بسازیم.»
چرا موسیقی "نیمشب" مثل آثاری چون "ماجرای نیمروز" به یاد ماندنی نیست و اصلا در فیلم موسیقی به آن معنا به گوش نمیرسد؟
در کارنامه محمدحسین مهدویان، موسیقی همواره یکی از عناصر مهم در شکلدهی به حس و حال روایت بوده و در آثاری چون «ماجرای نیمروز» و «ایستاده در غبار» نقشی پررنگ و بهیادماندنی ایفا کرده است. با این حال، «نیمشب» مسیری متفاوت را انتخاب میکند و بیش از آنکه متکی بر موسیقی باشد، بر سکوت، صداهای محیطی و واقعیت صوتی فضا تکیه دارد؛ انتخابی که نشان از تغییر آگاهانهای در رویکرد او به حسسازی در روایت دارد. مهدویان در پاسخ به پرسش خبرآنلاین درباره این تصمیم توضیح داد: « خیلی نمیخواستم روشهایی که برای حس افزایی در فیلم استفاده میشود را وارد روایت "نیمشب" کنم.» او با تاکید بر اینکه این بار به دنبال سینمایی بیآلایش بوده، اضافه کرد: « من میخواستم این فیلم یک اثر معمولی باشد، شبیه زندگی و کاملا واقعی باشد و برای همین احساس نکردم "نیمشب" به موسیقی فیلم به آن معنای مرسومش نیاز داشته باشد.» مهدویان معتقد است او و تیم تولید با این رویکرد میخواستند نشان دهن که در این اثر، بیش از آنکه به دنبال برانگیختن احساسات کاذب مخاطب باشند، به دنبال مواجهه مستقیم او با واقعیت هستند.
تیشرتی که از «داغ جوانان» میگفت
مهدویان در حضور برای اکران فیلمش تیشرتی مشکی به تن داشت که رویش عبارت «از خون جوانان وطن لاله دمیده» نوشته شده بود، عبارتی که سعی کرد با حرفهایی که در نشست زد همخوانی داشته باشد او تاکید کرد که «چه کسی گفته که من داغدار نیستم» البته حریفخوانیاش با ترسو خطاب کردن ستارگان سینما و اعلام بینیازیاش به آنها در تضاد با چیزی قرار داشت که میخواست با این پوشش منتقل کند. از او درباره طرح لباسش پرسیدیم و او پاسخ داد:« این مملکت واقعا داغ جوانهای زیادی را در طول تاریخ به خودش دیده است. آخرین مورد هم مربوط به حوادث دی ماه کشور بود.»
او که با این انتخاب پوشش، پیوندی میان تاریخ و وقایع معاصر برقرار کرده بود، در پایان خاطرنشان کرد: «احساس کردم این یک شعر مداوم است، این یک معنای مداوم است که الان دوباره باید به خودمان یادآوری بکنیم.»
به عنوان سوال پایانی از او پرسیدیم که شخصیت اصلی فیلمش چه حسی در او ایجاد میکند؟
مهدویان پاسخ داد؛ «واقعا پهلوان. شخصیت اصلی "نیمشب" یک مردبا رفتارهای واقعی پهلوانانه است.»
محمد حسین مهدویان با "نیمشب" و حضورش در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر نشان داد که او بیش از هر زمان دیگری به سینمای مستندگونه و اجتماعی خود بازگشته است؛ سینمایی که باید دید بلوغ لازم را از نظر منتقدین دارد یا خیر؟
۵۹۲۴۴









