تأملی بر مدلهای مواجهه با اعتراض و آشوب
روزنامه قدس نوشت:
وقتی یک اعتراض مسالمتآمیز به آشوب و تخریب منجر میشود فارغ از هر علتی که برایش متصور باشیم، نشاندهنده وجود یک یا چندین بیماری در بدنه اجتماعی و سیاسی یک کشور است. واقعیت این است که آشوبهای اجتماعی اگرچه با نیروی قهری خاموش میشوند اما انرژیشان در قالب تصمیمها و پدیدههای اجتماعی و سیاسی آینده بروز میکند؛ قهر با صندوق رأی، فرارهای مالیاتی گسترده، بیتوجهی به قوانین هنجاری و فرهنگی حاکمیت و دهها مورد دیگر که هر کدام به تنهایی تهدیدی برای انسجام اجتماعی یک کشور است. از طرفی پیامدهای این مدل تقریباً حداکثری است. این مدل به علت غلبه روایت رسانهای جریان مقابل، به سرعت با بزرگنمایی و سوءاستفاده از احساسات مخاطب عام، تبدیل به تصویری منفی از نیروهای مردمی بسیج میشود. تکرار این مدل مواجهه طی دهههای گذشته موجب شده با دست خودمان برند و تصویر مثبت برخی نهادهای مردمی را به یک نیروی صرفاً مواجههگر با اغتشاشات در رسانههای اجتماعی تقلیل بدهیم.
ما نیاز به مواجهه پیشااعتراضی داریم در این مواجهه پیشااعتراضی نقش حاکمیت و نیروهای امنیتی پیش از کنترل آشوب، رفع و یا حداقل اعلام موضع روشن علیه علتهای اصلی آشوب است. در قضیه حجاب یکی از علتهای عمده نارضایتی، برخورد سخت با پدیده بیحجابی بود که گرچه توسط شعام به ارگانهای مربوط تذکر داده شده بود اما اصلاح نشدن رویه آن خسارتهای جبرانناپذیری را به بار آورد. در قضایای اخیر نوع اعلان و اقدام حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی به گونهای بود که انتظار اعتراض سراسری دور از واقعیت نبود.
و در آخر مواجهه نرم و معاصر یعنی نیروهای منتسب به حاکمیت در تمامی ابعاد فرهنگی، سیاسی و نظامی نباید از همان شعارها و ابزارهای کنترل آشوبگران که در دهههای گذشته استفاده میشد، در اعتراضات سال ۱۴۰۴ استفاده کنند. معترض لزوماً ضدولایت فقیه نیست، ضدایران و ایرانی نیست. شعارهایی که در راهپیمایی ۲۲ بهمن مورد استفاده قرار میگیرد قرابت زیادی با وضعیت کنونی ندارد و باید اصلاح و بهروز شود. (گرچه برای کسانی که مشخصاً با هماهنگی دشمن به میدان میآیند به کار میآید اما برای قشر خاکستری دافعه دارد). شعار «درود بر معترض، مرگ بر آشوبگر» تنها شعاری است که مخاطب از شنیدن آن حس معاصرت میکند.
******
راز ساعت ۸ شب!
عبدالله گنجی در روزنامه جوان نوشت:
فراخوانی پنج شنبه و جمعه زمانی انجام شد که تحرکات اعتراضی و حتی اغتشاشی با کمترین تلفات انسانی همراه بود و این روند قول کمک ترامپ را محقق نمیکرد، زیرا او شرط ورود را کشته شدن افراد اعلام کرده بود. آیا برای اینکه حرف ترامپ محقق شود، برنامهریزی نشده بود؟! کسی که دنبال اثبات سرمایه اجتماعی خویش است بهشدت علاقه دارد که مانور انسانی خود را در روز رقم بزند و برای آن تدارک رسانهای پیشبینی کند، زیرا حرکت شبانه معمولاً از جهت کمیت انسانی قابل بازتاب و راستآزمایی نیست؛ بنابراین فراخوانی شبانه به این دلیل بود که میدانستند که کمیت انسانی گسترده نخواهد بود. اما در تاریکی میشود با اقلیتی خشن غائله آفرید و پیگیری رد تروریست هم در شب به سختی قابل تحقق است؛ بنابراین اصلاً نیاز به مانور رسانهای نداشتند.
۱- فراخوان شبانه به این دلیل انجام شد که امکان کشتهسازی با هدف ترغیب ترامپ محقق شود. در روز بهخاطر وجود روشنایی و حضور مردم در خیابان آوردن سلاح به میدان سخت است، اما تاریکی این مهم را میسر میکند.
۲- نبود جمعیت پرحجم در فراخوان برای طراحان غائله روشن بوده است؛ بنابراین با مانور تخریب و کشتار درصدد نشان دادن چندبرابر «نمود» نسبت به «بود» است.
۳- طراحی ترور و کشتار در تاریکی حتماً بهتر از روز انجام میشود، زیرا تروریست میتواند بهسرعت از مقابل چشم پنهان شود.
۴- آنچه در پنج شنبه و جمعه انجام شد، اجتماع و اعتراض نبود که کمکم به اغتشاش تبدیل شود، بلکه هدفگذاری از ابتدا خشن بوده است. یکسان بودن رفتار تروریستها در سراسر کشور نشان میدهد هدفگذاری اولیه ترور و قتل و تخریب بوده است.
آنچه اهمیت دارد و نگارنده در غائله بنزینی سال ۱۳۹۸ نوشتم، باید آمار دقیق کشتههای بیگناه، تروریستها، اغتشاشگران، پلیس و بسیج به مردم بهصورت شفاف گفته شود وگرنه دشمن دهها روایت چندهزارنفری را تثبیت خواهد کرد و روایت دوم بیتأثیر خواهد بود و برگ دیگری بر مظلومیت نظام جمهوری اسلامی با آن همه تساهل افزوده میشود.
******
اسرائیل و آمریکا پای کار بودهاند اما فشارهای اقتصادی به نقطه شکنندهای رسیده است
محمد خوشچهره، اقتصاددان و نماینده سابق مجلس در گفت و با روزنامه شرق، از زاویهای متفاوت به موضوع اعتراضات و اغتشاشات اخیر مینگرد و معتقد است: «اعتراضات بر اثر یک علت خاص صورت نمیگیرد و در جامعهشناسی سیاسی، هر اعتراضی تکعلتی نیست»، بنابراین به باور این نماینده ادوار مجلس، «قطعا اعتراضات چند روز گذشته هم فقط بر سر مشکلات معیشتی نیست و دستهای پنهان سرویسهای جاسوسی خارجنشین در آن پیداست». بهویژه آنکه این استاد دانشگاه به موضعگیری نماینده اسرائیل در سازمان ملل و دیگر مقامات اشاره میکند و بههمیندلیل بخشی از معترضان از اعتراضات کنار کشیدند تا فرصت به فرصتطلبان داده نشود.
او در ادامه، نه از زاویه سیاسی و تحلیل امنیتی، بلکه با قرائت اقتصادی به دنبال تشریح فضای حال حاضر کشور است و از دید او «اگرچه سرویسهای اطلاعاتی و جاسوسی اسرائیل با حمایت آمریکا پای کار بودهاند، اما بیشک فشارهای اقتصادی و معیشتی به نقطه شکننده رسیده است. اینجا فقط نجابت مردم ایران بوده، ضمن آنکه بُنیه قوی هم وجود داشته که تا به اکنون با وجود فشارهای خارجی، اقتصاد ایران به فروپاشی نرسیده است. اما دراینبین مردم عملا و بهشدت تضعیف شدهاند. چون با توجه به این مشکلات یا از پسانداز خود استفاده کردهاند یا مجبور به اضافهکاری، شغل دوم و چندم شدهاند که بتوانند این فشار معیشتی را تحمل کنند که بیشک ظلم به مردم است».
این اقتصاددان یادآور میشود که «بهکارگیری معاش در علم اقتصاد، آنگونه که مقامات میگویند، کاملا غلط است، بلکه باید به آن سبد بودجه یا هزینه خانوار گفت که شامل مسکن، خوراک، بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و نظایر آن است که در ایران عملا مسکن بخش اصلی خورنده درآمد خانوارهاست و بقیه موضوعات هم با بحران جدی روبهرو است، ولی اکنون مقامات کشور با برداشت غلط از کلمه معاش یک سبد محدود از چند قلم کالای اساسی را به مردم میدهند و امیدوارند که بحران حل شود که چنین نخواهد شد».
از دید این نماینده اسبق مجلس، «اکنون با این خط برخورد مقامات؛ از دولت تا قوه مقننه با بحران اقتصادی کار به جایی رسیده که ما با خط بقا در ایران مواجهیم و این برای نظامی مانند جمهوری اسلامی که مزین به انقلاب و ارزشهای والاست و درحالحاضر به خط بقا برای مردم رسیده است، زیبنده نیست؛ کمااینکه در دولت سیزدهم هم شهید رئیسی صراحتا عنوان کرده بود که ما به دنبال ریشهکن کردن فقر مطلق (که همین خط بقاست)، هستیم که کاملا غیرقابل دفاع است». بههمیندلیل این استاد دانشگاه اذعان میکند «نارضایتیهای اقتصادی کماکان ادامه پیدا خواهد کرد. چون نوع فهم دولت و حتی رؤسای جمهور از شرایط صرفا به کلمه معاش محدود میشود. دراینبین خوشخیالی، سادهانگاری و دید محدود و تقلیلگرایانه عملا همه چیز را به نقطه فعلی کشانده که بیش از تحمل و طاقت مردم است».
******
عددسازی برای احیای بحران
روزنامه خراسان نوشت:
بعد از اعتراضات اخیر بازاریان به نوسانات ارزی، اگر اظهارات روزهای اول رئیس جمهور آمریکا در شبکههای اجتماعی را با دقت بررسی کنیم، لایههای پیچیدهای از سناریوی صهیونی-آمریکایی شفاف خواهد شد. در حالی که تجمعات اولیه در بازار، با رویکردی مسالمتآمیز شکل گرفته بود، اما واکنش ناگهانی ترامپ مبنی بر آمادگی برای مداخله در صورت کشتن مردم ایران از سوی دولت، نشاندهنده ادامه دار بودن سناریوهای ناامنسازی در راستای جنایات جنگ ۱۲ روزه است. با وجود فروکش کردن قابل توجه اغتشاشات و حتی اعتراضات مسالمت آمیز به خصوص پس از حضور گسترده مردمی در ۲۲ دی، سناریوی ناامن سازی دشمن هنوز تمام نشده است. به نظر میرسد تمرکز اصلی این بار، بر روایتسازی و ارائه آمار اغراقآمیز از تلفات درگیریهای خیابانی ایران است. این رویکرد رسانهای، با هدف ایجاد فضای احساسی بینالمللی و مشروعیتبخشی به اقدامات احتمالی آمریکا در حال ضریب گرفتن است. در واقع، این طرح نه تنها به دنبال تضعیف روحیه مردم ایران است، بلکه با هدف ایجاد انحراف از علل اصلی جنایت های خیابانی است. عناصر تروریستی آمریکا با استفاده از سلاح های جنگی در خیابان به دنبال افزایش تنش و جنایت به منظور تشدید چرخه خشونت بین مردم بودند تا بدین صورت بستر مناسبی برای ایجاد تلفات انسانی و به ثمر رساندن سناریوی کشته سازی ترامپ ایجاد کنند. در این میان، نقش رسانه های غربی و اینفلوئنسرهای وابسته به آنها در شکلدهی به افکار عمومی، عامل محوری در پیشبرد این اهداف است.
بر اساس رصد دقیق شورای سردبیری روزنامه خراسان، رسانههای معاند و شبکهای از اینفلوئنسر خارجی، در یک هماهنگی مشکوک، رویکردی یکسان در پوشش رویدادهای اخیر ایران اتخاذ کردهاند. تمرکز اصلی این بازیگران رسانهای، اغراقآمیز کردن آمار تلفات در درگیریهای خیابانی ایران است. هدف از این کمپین رسانهای، ایجاد فضای احساسی منفی در سطح بینالمللی با ارائه آمار نادرست و اغراقآمیز است. همچنین رسانههای معاند به دنبال القای این تصور هستند که دولت ایران مسئول تلفات جانی است و جامعه بینالمللی را متقاعد کنند که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران مشروع است و ایران باید تحت فشار جهانی قرار گیرد. این رویکرد، نشاندهنده تلاشی سنجیده و هدفمند برای شکلدهی به روایتهای جهانی در مورد ایران است. با گسترش اطلاعات نادرست و دامن زدن به فضای احساسی، رسانههای معاند به دنبال تضعیف جایگاه ایران در عرصه بینالمللی و مشروعیت بخشی به اقدامات احتمالی خود هستند.
******
آنچه در ایران جریان دارد جنگ مسلحانه منافقین است
عطاالله مهاجرانی، فعال سیاسی و وزیر سابق فرهنگ و ارشاد در دولت اصلاحات، در توییتی با اشاره به تحولات اخیر کشور تأکید کرد که آنچه در گوشه و کنار ایران رخ میدهد، صرفاً اعتراض یا اغتشاش نیست، بلکه به گفته او «جنگ مسلحانه» است.
وی در این توییت تصریح کرد: «هستههای ترور تربیت، تجهیز و سازماندهی شدهاند و شازده، نقاب است».
مهاجرانی همچنین اعلام کرد که سازمان مجاهدین خلق در واقع جنگ مسلحانه سوم خود را آغاز کرده است؛ جنگهایی که به گفته او پیش از این در سه مقطع تاریخی رقم خوردهاند:
۱- خرداد ۱۳۶۰
۲- عملیات مرصاد در سال ۱۳۶۷
۳- دیماه ۱۴۰۴
این فعال سیاسی در ادامه با اشاره به پیامهای اخیر دونالد ترامپ و نخستوزیر اسرائیل، گفت که این مواضع با توجه به «جنگ مسلحانه سوم سازمان مجاهدین» قابل فهم است.
به گفته مهاجرانی، مردم ایران با هر گرایش سیاسی، قومی، مذهبی و جنسیتی، اگر به بقای وحدت سرزمینی و ملی ایران باور دارند، باید به این نکته توجه کنند که مسأله اصلی اسرائیل و آمریکا، «تجزیه ایران بزرگ و قدرتمند» است. جنگ مسلحانه سوم سازمان مجاهدین، حتی با پشتیبانی و مشارکت آمریکا و اسرائیل نیز به سرانجام نخواهد رسید؛ همانگونه که عملیات مرصاد در سال ۶۷ متوقف شد.
وی با اشاره به فاصلههای زمانی این تقابلها نوشت: «فاصله اعلام مبارزه مسلحانه از سال ۶۰ تا مرصاد ۶۷، هفت سال بود و از مرصاد تا دی ۱۴۰۴، ۳۷ سال گذشته است و «فاصله دی ۱۴۰۴ تا بعد وجود ندارد».
******
دولت پول ارز تالار اول را هم به مردم بدهد
عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس بیان کرد: «دولت اگر واقعا با مردم صادق است باید پول ارز تالار اول را هم به مردم بدهد. با این اقدام شرایط و فشار سخت اقتصادی نیز مرتفع میشود».
مصطفی پوردهقان در گفت و گو با سایت تابناک، در ارتباط با حذف ارز ترجیحی و تصمیم جدید دولت در موضوع پرداخت کالابرگ یک میلیون تومانی اظهار داشت: «به رئیس جمهور نامه زدم که شما ارز ترجیحی را حذف و در تلویزیون هم صحبت کردید که جلوی رانت را گرفتم و پول آن را (یک میلیون تومان) به مردم میدهم. اما یک ارز ترجیحی دیگر هم داریم که متعلق به تالار اول است. شما ارز ترجیحی مربوط به تالار اول را هم حذف کردید یعنی قیمت ارز تالار اول ۷۵ هزار تومان بود که الان به ۱۳۰ تومان افزایش یافته است. سوال اینجاست که ما به التفاوت این پول کجا رفته است؟ بهتر است که این پول را هم به مردم بدهید. چرا که ارز تالار اول هم در بسیاری از کالاها میآید. ارز ترجیحی که حذف کردید ارز آن را به مردم دادید، فقط شامل کالاهایی مانند روغن و نهادههای دامی بوده که اثرش بر روی گوشت مرغ و تخم مرغ و ... است. اما ارز کالاهای تالار اول را به تالار دوم تبدیل کردهاید».
وی خطاب به دولت گفت: «اگر واقعا صادقانه میخواهید با مردم صحبت کنید ارز تالار اول را هم مردم بدهید. نمیگویم حتما باید ارز را آزاد کنید و پولش را به مردم بدهید، اما سیاست دولت اگر این است که میخواهد ارز ترجیحی را به مردم بدهد، ارز تالار اول را هم به مردم بدهد تا این شرایط و فشار سخت اقتصادی نیز مرتفع شود. یعنی با اختصاص ارز تالار دوم به مردم، به جای یک میلیون تومانی که اکنون برای مردم واریز شده ۵ میلیون تومان به حساب آنها واریز کند تا مردم نیز خیالشان از بابت خرید کالاهای مورد نیازشان راحت و ته دلشان خالی نشود. یعنی برای سه ماه، شصت میلیون واریز کند».
این نماینده مجلس ادامه داد: «صرف اینکه دولت خطاب به مردم بگوید ممنون هستیم، نمیشود کارها را جلو برد. مردم در راهپیمایی علیه اغتشاشاگران شرکت کردند و به آنها نه گفتند. اما این به آن معنا نیست که به ما هم بله گفته باشند! این نسخه را که اقلام و کالاها را گران کنیم و بعد پول آن را به مردم بدهیم را درست نمیدانم، اما، چون نسخه دولت این است به این موضوعات اشاره کردم».
******
عملیات کشتهسازی
روزنامه وطنامروز نوشت:
حالا همه چیز فاش و روشن شده است؛ پروژه شامگاه پنجشنبه هفته گذشته برای افزایش شمار کشتهشدگان حوادث اخیر طراحی شده بود؛ دستور کاری که هدفش اجرای دستور ترامپ برای زمینهسازی حمله نظامی به ایران بود. حالا هر چه میگذرد، مستندات و شواهد کشتهسازی تروریستها بیش از قبل آشکار میشود.
سازمان پزشکی قانونی در تازهترین گزارش خود اعلام کرده است، اغلب کشتهشدگان اغتشاشات اخیر بر اثر ضربات چاقو و شلیک اسلحه از نزدیک، همچنین اصابت جسم سخت جان باختهاند؛ فاجعهای که نشان میدهد در بین اغتشاشگران نیروهای تروریست آموزشدیده حرفهای زیادی به صورت هدفمند دست به کشتار مردم عادی زدهاند تا در کنار به شهادت رساندن نیروهای حافظ امنیت، آمار کشتهشدگان در تجمعات چند شبانهروز گذشته افزایش یابد و از این طریق نقشه خود را که همان پروژه کشتهسازی است پیاده کنند.
رئیس سازمان پزشکی قانونی در این باره گفته: «تعداد قابل توجهی از کشتهشدگان اغتشاشات اخیر، بر اثر بریده شدن گلو یا اصابت چاقو، از طریق شلیک اسلحه شکاری به گردن از فاصله بسیار نزدیک یا بر اثر اصابت قرار گرفتن از پشتبام، از دنیا رفتهاند». به گفته عباس مسجدی، در جریان اغتشاشات اخیر بر خلاف اغتشاشات گذشته، نیروهای تروریست آموزشدیده، اغلب به ارگانهای حیاتی بدن مردم (از شکم به بالا) حملهور میشدند.
نمونههای مختلفی از کشتهسازی تروریستها در اغتشاشات اخیر وجود دارد که اغلب با سلاحهای سرد خاص یا اسلحهای که در سازمانهای نظامی کاربردی ندارد برای قتل مردم مورد استفاده قرار گرفته است. یک کارشناس اسلحه در بررسیهای به عمل آمده پزشکی قانونی و مشاهده جراحات اجساد کشته شده در جریانهای اخیر، گفت: «آثار جراحات کشتهشدگان اغتشاشات نشان میدهد این افراد با شلیک اسلحههایی کشته شدهاند که این اسلحهها در سازمان رزم کشور وجود ندارد. به طور مثال آثار ضرب گلوله و جراحات ایجادشده بیانگر آن است که شلیک از طریق اسلحههای دولول شکاری و از فاصله نزدیک بوده است».
به گفته این کارشناس اسلحه، حافظان امنیت نهتنها چنین اسلحهای ندارند، بلکه بعید به نظر میرسد حتی چنین اقداماتی کار شهروندان عادی باشد. وی با بیان اینکه مشاهدات اجساد گویای آن است که اغلب آنها یا از نزدیک با شلیک مستقیم از پای درآمدهاند یا با سلاحهای سرد خاصی کشته شدهاند، افزود: «از آنجا که حافظان امنیت سلاح سرد در اختیار ندارند و خیلی از کشتهها با جسم برنده شبیه شمشیر، دشنه و... کشته شدهاند. بنابراین معلوم میشود اجسام برنده که تروریستها در دست داشتهاند مشابه چاقو و بسیار تیز و برنده بوده است به طوری که فرد مضروب با یک یا چند ضربه از پا درآمده است».
وی میگوید: «ضربه جسم تیز به گردن مرد 60 ساله آن هم از پشت سر با عمقی که مهره گردن وی را درگیر کرده است نشان میدهد این ماجرا جز کشتهسازی چیز دیگر نیست. این در حالی است که برخی حافظان امنیت هم با چنین سلاحهایی توسط تروریستها به شهادت رسیدهاند. در برخی موارد نیز تروریستها سر فرد را بریدهاند».
******
کدام کمیته حقیقتیاب وقتی واقعیت را میدانید؟!
روزنامه کیهان نوشت:
سخنگوی دولت میگوید تشکیل کمیته حقیقتیاب درخصوص حوادث اخیر در دستورکار دولت قرار گرفته است. فاطمه مهاجرانی در نشست خبری خود با اشاره به ناآرامیهلی اخیر کشور گفته: «آقای رئیسجمهور دستور دادند کارگروه ویژه از جامعهشناسان تشکیل شود که علل و ریشه خشم در جوانان بررسی شود، چیزی که از آن غفلت شده است. البته با انباشتی از اعتراضات مدنی مواجه هستیم و دولت قصور خود را میپذیرد اما دولت تمام تلاش خود را از همان روز نخست بهکار گرفت که هرگز شاهد چنین صحنههایی نباشیم، اما اعتراضات مسالمتآمیز مردم مورد حمله تروریستی قرار گرفت. تشکیل کمیته حقیقتیاب درخصوص حوادث اخیر در دستورکار دولت قرار گرفته است».
وی ادامه داده: «آنچه که در روزهای اخیر شاهد بودیم، مصادره اعتراضات مدنی ما بود، جامعهای که انباشتی از اعتراضات را داشت. بله محرک این اعتراضات امروز در اقتصاد بود اما ما انباشتی از اعتراضات داشتیم که در مقاطع مختلف در جامعه سر باز میکرد و به صورت اعتراض مطرح میشد. اعتراض یعنی جامعه زنده است».
* درباره اظهارات سخنگوی دولت گفتنی است که اگرچه بررسی جزئیات حوادث اخیر و ریشه و عوامل آن بسیار مهم است، اما به نظر میرسد مدیران دولتی بهتر از همه به عمق ماجرا عنایت دارند. از بیتدبیریهای اقتصادی و دامن زدن به تورم تا رها گذاشتن فضای مجازی و رسانهای به عنوان بستر شبکهسازی و شبیخون جنایتکارانه دشمن، چیزی نیست که از چشم مدیران دولت پنهان مانده باشد و عجیب این است که برخی مدیران، همزمان با تحرکات سرویسهای جاسوسی آمریکا و اسرائیل برای برپایی آشوب از بستر فضای مجازی، وعده رفع فیلترینگ را میدادند و کاملاً نسبت به آن تحرکات، کرخت یا منفعل (شاید هم همراه و هماهنگ!) بودند و ضمناً توجه نداشتند که تصمیمات تورمساز آنها میتواند موجب تولید نارضایتی اقتصادی و موجسواری دشمن شود.
نکته دوم، تحلیل دیروز روزنامه اعتماد متعلق به آقای حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت است که با اشاره به اقدامات دولت نوشت: «اینگونه نیست كه اتفاقاتی كه طی دو هفته اخیر رخ داده، غیرقابل پیشبینی بوده باشند؛ تحلیلگران پس از جنگ ۱۲ روزه میدانستند كه اگر فكری برای مطالبات مردم نشود، با سوءاستفاده دشمنان، ممكن است برخی نارضایتیها ظهور و بروز یابند. طی ماههای اخیر دو تكانه تورمی سنگین به معیشت مردم وارد شد؛ نخست كاهش ارزش پول ملی كه بر اثر فشار حداكثری دشمنان ایجاد شد و دومین تكانه تورمی نیز مرتبط با جراحی اقتصادی اخیر بود كه مردم را با شوك معیشتی مواجه كرد».
******
صدای مردم را بشنوید
خبرگزاری ایلنا نوشت:
دولت ادعا کرده که مردم نگران نباشند ما کالابرگ میدهیم و گرانیها با این کالابرگی که به مردم میدهیم جبران میشود. اما کالابرگی که دولت از آن سخن میگوید، فقط یک میلیون تومان اعتبار دارد و در قیاس با تورم سنگین بازارها، آورده چندانی ندارد: برای دهکهای فرودست فقط ۵۰۰ هزار تومان عایدی دارد و برای دهکهای بالاتر چیزی حدود ۶۵۰ هزار تومان در هر ماه! افراد متعلق به سه دهک فرودست قبلاً ۵۰۰ هزار تومان کالابرگ میگرفتند و سهم دهکهای بالاتر ۳۵۰ هزار تومان بود. حالا چطور قرار است حمایتِ نهایتاً ۵۰۰ هزار تومانی دولت، همه گرانیهای ناشی از آزادسازی کامل قیمت ارز و تورمی را که مهار آن ظاهراً از دست دولت خارج شده، جبران کند؟!
مشاهدات میدانی نشان میدهد در ده روز یا دو هفته اخیر، گرانی چند ده درصدی تقریباً به همه کالاها و اقلام اساسی زندگی سرایت کرده است. در همین بازه زمانیِ دو هفتهای، سایر کالاهای مصرفی سبد خانوار نیز ۳۰، ۴۰ یا حتی ۵۰ درصد گرانی را تجربه کردهاند و برآیند این دادههای واقعی نشان میدهد که تورمی که بر سبد مصرفی خانوادههای ایرانی در اثر سیاستهای اقتصادی اخیر دولت تحمیل شده، چند ده میلیون تومان است؛ و اعجابانگیز این است که رئیس جمهور با یقین و قاطعیت میگوید: «ما به دقت محاسبه کردیم، حذف ارز ترجیحی ۵۰۰ هزار تومان افزایش هزینه برای مردم به دنبال میآورد که این مبلغ را هم در قالب کالابرگ به مردم دادهایم».
رئیس جمهور توضیح نمیدهد چطور اینهمه کارشناس، تورم انتظاری حذف ارز ترجیحی را فقط ۵۰۰ هزار تومان تخمین زدهاند وقتی فقط گرانی گوشت قرمز به تنهایی بیشتر از ۵۰۰ هزار تومان است؟! چطور این کارشناسان خود را به خواب زدهاند و سرایت تورم نجومی به همه حوزهها و تقریباً تمام کالاها را پیشبینی نکردهاند؟!
نمیخواهید «صدای مردم» را بشنوید؟ وقتش رسیده که حقوق کارگران و کارمندان را حداقل با کشورهای همسایه همتراز کنید تا نیروی کار بتواند نیازهای اولیه زندگی را تامین کند و مجبور به مهاجرت از این مرز و بوم و نوکری برای سرمایهداران کشورهای بیگانه نشود. آقای رئیس جمهور صدای مردم اینها است، کمی بشنوید!