عصر ایران؛ محمد حسن گودرزی- اعتماد سئول به واشنگتن ترک برداشته است. تاریخچهای از خیانتهای دیپلماتیک و ترس از رها شدن توسط آمریکا، کره جنوبی را واداشت تا برخلاف تصور رایج، بارها برای ساخت بمب اتمی خیز بردارد؛ خیزی که با تهدیدات و بدعهدی ترامپ، دوباره جان گرفته است.
برخلاف تصور رایج که کره جنوبی را یک متحد و تا حدودی دولت دست نشانده برای آمریکا میداند، این کشور بارها تلاش کرده است تا به “بمب اتمی” دست یابد. از دستور محرمانه دیکتاتور سابق تا آزمایشهای مخفیانه دانشمندان در دهه ۲۰۰۰، داستان هستهای شدن کره جنوبی، روایتی از «ترس، خیانت و جاهطلبی سرکوب شده» است.
داستان اتمی شدن کره جنوبی نه با تهدیدات کیم جونگ اون، بلکه با یک خیانت در دهه ۱۹۷۰ آغاز شد. در سال ۱۹۶۹، ریچارد نیکسون، رئیسجمهور وقت آمریکا، دکترین جدیدی را اعلام کرد و تصمیم گرفت لشکر هفتم پیادهنظام آمریکا را از کره جنوبی خارج کند.
برای پارک چونگ-هی، رئیسجمهور و در حقیقت دیکتاتور وقت کره جنوبی که معمار پیشرفت اقتصادی این کشور بود، این اقدام پیامی روشن داشت و آن اینکه آمریکا دیگر قابل اعتماد نیست. او که میدید شمال کمونیست در حال تقویت است و آمریکا در حال عقبنشینی از ویتنام، به این نتیجه رسید که تنها ضامن بقای سئول، بازدارندگی مستقل است.
در اوایل دهه ۱۹۷۰، پارک چونگ-هی کمیتهای فوق سری تحت عنوان «کمیته توسعه سلاحها» تشکیل داد. اسم رمز پروژه هستهای «پروژه ۸۹۰» بود. هدف ساده اما بلندپروازانه بود: دستیابی به توانایی ساخت بمب اتمی تا سال ۱۹۸۱ محقق شود. پارک معتقد بود که اگر آمریکا به هردلیلی حمایت خود را از کره جنوبی قطع کند، آنها باید بتوانند از خودشان دفاع کنند. او تیمی از نخبگان فیزیک کره را که در خارج تحصیل کرده بودند فراخواند و دستور داد تا زیرساختهای چرخه سوخت را مخفیانه بنا کنند.
کره جنوبی میدانست برای ساخت بمب به پلوتونیوم نیاز دارد و برای پلوتونیوم، به یک کارخانه بازفرآوری نیاز است تا سوخت مصرف شده راکتورها را به مواد بمب تبدیل کند. از آنجا که آمریکا هرگز چنین تکنولوژیای را به سئول نمیداد، پارک چونگ-هی به سراغ اروپا رفت.
در سال ۱۹۷۲، سئول مخفیانه مذاکراتی را با فرانسه برای خرید یک کارخانه بازفرآوری پلوتونیوم و با بلژیک برای تکنولوژی سوخت مختلط آغاز کرد. قرارداد با فرانسه در سال ۱۹۷۵ تقریباً نهایی شده بود که سازمان سیا متوجه ماجرا شد. این اقدام سئول خشم واشنگتن را به همراه داشت. هنری کیسینجر و جیمز شلزینگر (وزیر انرژی وقت) اولتیماتومی بیرحمانه به پارک چونگ-هی دادند: یا بمب اتم یا چتر حمایتی و اقتصادی آمریکا.
آمریکا تهدید کرد که اگر قرارداد با فرانسه لغو نشود، تمام نیروهای نظامی خود را خارج کرده و شریانهای اقتصادی کره را قطع میکند. پارک چونگ-هی که کشورش هنوز از نظر اقتصادی شکننده بود، چارهای جز تسلیم نداشت. او در سال ۱۹۷۶ قرارداد با فرانسه را لغو کرد. البته در ظاهر!

اگرچه برنامه رسمی دولتی متوقف شد، اما رویای هستهای در آزمایشگاههای کره جنوبی زنده ماند. بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی سالها بعد متوجه شدند که دانشمندان کرهای در دو مقطع حساس، دست به آزمایشهای ممنوعه زدهاند.
نخست در سال ۱۹۸۲ که تنها چند سال پس از ترور پارک چونگ-هی، دانشمندان در مرکز تحقیقات انرژی اتمی کره موفق شدند مقادیر کمی پلوتونیوم را در یک سلول داغ مخفی جداسازی کنند. اگرچه مقدار آن کم بود، اما ثابت کرد که دانش فنی وجود دارد. مورد دوم در سال ۲۰۰۰ رخ داد که بسیار جدیتر بود.
دانشمندان کرهای با استفاده از روش پیشرفته «جداسازی ایزوتوپ با لیزر بخار اتمی»، موفق شدند اورانیوم را تا سطوحی غنیسازی کنند که به سطح نظامی نزدیک بود. وقتی این فعالیتها در سال ۲۰۰۴ توسط آژانس فاش شد، کره جنوبی مدعی شد که اینها صرفاً «کنجکاوی علمی» چند دانشمند بدون اطلاع دولت بوده است. با این همه جامعه جهانی با دیدهی تردید به این ادعا نگریست، اما به دلیل اتحاد استراتژیک با غرب، پرونده کره جنوبی برخلاف ایران، به شورای امنیت ارجاع نشد و با توبیخ شورای حکام بسته شد.
امروز کره جنوبی بمب اتمی ندارد، اما یکی از قدرتمندترین زیرساختهای هستهای غیرنظامی جهان را در اختیار دارد. وضعیت فعلی این کشور را میتوان در چند محور خلاصه کرد.
نخست اینکه کره جنوبی دارای ۲۶ راکتور هستهای فعال است. راکتورهای آب سنگین نوع کاندو در نیروگاه ولسونگ برای تولید پلوتونیوم با سطح تسلیحاتی بسیار مناسب هستند.
دوم اینکه کره جنوبی نیازی به ساخت موشک برای حمل بمب ندارد؛ چون قبلاً آنها را ساخته است. موشک بالستیک «هیونمو-۵» که اکتبر 2024 رونمایی شد، دارای کلاهک سنگین ۸ تا ۹ تنی است. کارشناسان نظامی معتقدند این موشک عملاً یک موشک قارهپیما است که فقط کلاهک هستهای کم دارد. اگر کلاهک هستهای سبک روی آن نصب شود، برد آن تمام منطقه و فراتر از آن را پوشش میدهد.
سومین مورد تکنولوژی پیرو-پروسسینگ است. سئول سالهاست با آمریکا بر سر حق استفاده از این تکنولوژی چانهزنی میکند. این روش بازفرآوری، پلوتونیوم خالص نمیدهد اما سوختی تولید میکند که همچنان نگرانیهای اشاعه تسلیحات را دارد. سئول میگوید برای مدیریت زبالههای اتمی به آن نیاز دارد، اما واشنگتن میداند که این یک گام برای رسیدن به بمب است. تحلیلگران تخمین میزنند که در صورت تصمیم سیاسی، کره جنوبی میتواند در کمتر از ۶ ماه تا ۱ سال اولین کلاهک هستهای خود را تولید کند.
نکته شگفتانگیز در مورد کره جنوبی، حمایت عجیب افکار عمومی از بمب اتم است. برخلاف ژاپن، نظرسنجیهای معتبر مانند انستیتو آسان و شورای شیکاگو در سالهای اخیر نشان میدهد که بین ۷۱ تا ۷۶ درصد مردم کره جنوبی خواهان دستیابی کشورشان به سلاح هستهای مستقل هستند.
دلیل این اشتیاق در دو عامل نهفته است. اول پیشرفت کره شمالی در این حوزه است. پیونگیانگ اکنون بمب هیدروژنی و موشکهایی دارد که به خاک آمریکا میرسد. در واقع باید گفت که مردم کره جنوبی این سوال را مطرح میکنند که اگر کره شمالی سانفرانسیسکو را تهدید کند، آیا آمریکا واقعاً حاضر است لسآنجلس را فدای سئول کند؟
عامل دوم ترامپ است. ریاستجمهوری دونالد ترامپ و نگاه کاسبکارانه او به امنیت، اعتماد به چتر آمریکا را متزلزل کرد. این فشار افکار عمومی به قدری بالاست که حتی یون سوک-یول، رئیسجمهور سابق کره جنوبی، در اوایل سال ۲۰۲۳ در اظهارنظری بیسابقه گفت که اگر تهدیدات شمال افزایش یابد، آنها ممکن است سلاحهای هستهای خودشان را بسازند. این اولین بار پس از دهه ۷۰ بود که یک رهبر کرهای علناً از گزینه نظامی صحبت میکرد.
برای آرام کردن این التهاب، جو بایدن و یون سوک-یول در آوریل ۲۰۲۳ «بیانیه واشنگتن» را امضا کردند. طبق این توافق، آمریکا متعهد شد زیردریاییهای مجهز به سلاح هستهای خود را به بنادر کره جنوبی بفرستد و یک «گروه مشورتی هستهای» تشکیل شد تا سئول در برنامهریزیهای هستهای آمریکا نقش بیشتری داشته باشد. در عوض، کره جنوبی بار دیگر متعهد شد که به دنبال سلاح هستهای مستقل نرود و به انپیتی پایبند بماند. منتقدان در سئول، این بیانیه را تنها یک «دستبند طلایی» میدانند که هدف اصلیاش بستن دست کره جنوبی است، نه مهار کره شمالی.
کره جنوبی امروز در موقعیتی پارادوکسیکال قرار دارد. از نظر فنی، یک «قدرت هستهای بالفعل» است که فقط پیچ آخر را نبسته و از نظر سیاسی، جامعهای دموکراتیک است که اکثریت قاطع مردمش خواستار بازدارندگی اتمی هستند. اما از نظر ژئوپلیتیک، در تاری از تعهدات بینالمللی و وابستگی امنیتی به آمریکا گرفتار شده است.
برخلاف سوئیس که برنامه خود را کاملاً کنار گذاشت، یا ژاپن که سکوت استراتژیک پیشه کرده، کره جنوبی در عمل نارضایتی خود را از وضعیت موجود اعلام میکند. در واقع اگر روزی سدی به نام پیمان انپیتی در شرق آسیا بشکند، اولین شکاف نه از توکیو، بلکه احتمالاً از سئول آغاز خواهد شد. کره جنوبی، جوجهتیغیِ صنعتی شرق است که میخواهد برای بقا در جنگل وحشی همسایگانش، خارهای اتمی داشته باشد.