خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: هفدهم دیماه در حافظه تاریخی ایران، تاریخی دوگانه و معنادار است. روزی که در سال ۱۳۱۴ با تصویب قانون کشف حجاب، به نماد سیاست فرهنگی اجباری حکومت رضاشاه بدل شد و چهار دهه بعد، در سال ۱۳۵۶، در همان روز و در همان شهر مشهد، به صحنه نخستین راهپیمایی علنی زنان علیه رژیم پهلوی در مرحله جدید نهضت انقلاب اسلامی تبدیل شد. این تقارن تاریخی، نه تصادفی که واجد بار معنایی عمیقی است؛ تقارنی که نشان میدهد چگونه یک روز تحمیلی در تاریخ رسمی حکومت، به بستری برای اعتراض و بازتعریف هویت اجتماعی بدل شد.
۱۷ دی ۱۳۱۴، سیاست فرهنگی اجباری
از اواخر دوره قاجار، بخشی از نخبگان سیاسی و فرهنگی ایران، پیشرفت و توسعه را در تقلید از ظواهر تمدن غربی میدیدند. این جریان که عموماً متأثر از نگاههای غربگرایانه بود، تغییر سبک زندگی، پوشش و مناسبات اجتماعی را شرط ورود به «تمدن جدید» تلقی میکرد. با این حال، فعالیتهای تبلیغی این طیف در دهههای پایانی قاجار و ابتدای پهلوی، بازتاب گستردهای در فرهنگ عمومی جامعه نیافت.
روی کار آمدن رضاشاه، نقطه عطفی در تحقق این دیدگاهها بود. سیاست توسعه آمرانه و استبدادی، این امکان را فراهم کرد که تغییرات فرهنگی، نه از مسیر اقناع اجتماعی، بلکه با اجبار و قانون اعمال شود. تغییر لباس مردان، محدودیت برای روحانیت، ممنوعیت برخی آیینهای مذهبی و در نهایت کشف حجاب اجباری، بخشی از همین رویکرد بود. در ۱۷ دی ۱۳۱۴، قانون کشف حجاب به تصویب رسید و این روز، به نماد سیاستی تبدیل شد که ورود به تمدن جدید را با حذف هویت بومی و دینی برابر میدانست.
این سیاست با مخالفت جدی علما و بخش وسیعی از مردم مواجه شد؛ مخالفتی که یکی از جلوههای خونین آن، قیام مسجد گوهرشاد در مشهد بود. اگرچه کشف حجاب اجباری در دوره محمدرضاشاه بهصورت رسمی لغو شد، اما حمایت حاکمیت از این سیاست و ترویج آن در قالب جشنها و برنامههای نمادین، همچنان ادامه یافت. هفدهم دی هر سال، بهویژه در مشهد، با برگزاری مراسم رسمی و تجمع حامیان این سیاست همراه بود.
مشهد و میدان مجسمه؛ آیین سالانه حکومت
در دهههای پایانی حکومت پهلوی، میدان مجسمه مشهد هر سال در هفدهم دیماه، صحنه برگزاری مراسمی بود که با عنوان تجلیل از اقدام رضاشاه در کشف حجاب برگزار میشد. زنان و مردانی که با سیاستهای فرهنگی حکومت همراه بودند، در این میدان گرد هم میآمدند، دستهگلهایی به پای مجسمه رضاشاه میریختند و مراسمی رسمی برگزار میکردند. زمستان مشهد در دیماه ۱۳۵۶ نیز ظاهراً قرار بود مانند سالهای قبل، آرام و قابل پیشبینی باشد؛ فضایی که رژیم پهلوی را از بروز هرگونه اعتراض آسودهخاطر میکرد.
اما در پس این سکوت ظاهری، تصمیمی در حال شکلگیری بود که معادلات امنیتی و سیاسی شهر را بر هم زد.
تصمیمی در سکوت
ماجرا از آنجا آغاز شد که جمعی از بانوان مدرسه اسلامشناسی و دیگر مدارس علمیه بانوان مشهد، تصمیم گرفتند در اعتراض به برگزاری مراسم هفدهم دی، راهپیمایی آرامی برگزار کنند. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شد که فضای سیاسی کشور بهشدت امنیتی بود و هرگونه تجمع اعتراضی، با واکنش سریع نیروهای انتظامی مواجه میشد.
بانوان معترض، با در نظر گرفتن همین شرایط، راهبردی حسابشده را انتخاب کردند. آنان با در دست داشتن قرآن و پلاکارد، بدون سردادن شعار در ابتدای مسیر، حرکت خود را آغاز کردند. مسیر راهپیمایی از خیابانهای بازرگان، آزادی و خیابان شهدا عبور میکرد و هدف نهایی، رسیدن به میدان شهدا بود.
شعار اصلی آنان بر پردهای سفید نوشته شده بود: «ما زنان خراسان، آزادی خواهران دربند را خواهانیم.»
این شعار، در عین سادگی، حامل چند لایه معنایی بود. از یک سو، درخواست آزادی زنان زندانی را مطرح میکرد و از سوی دیگر، با طعنهای غیرمستقیم به مراسم موسوم به «روز آزادی زن» و سیاستهای کشف حجاب، معنای اعتراضی خود را منتقل میساخت. ابهام موجود در شعار، بهگونهای بود که در نگاه نخست، میتوانست چنین القا کند که زنان چادری از وضعیت موجود خستهاند یا خواستار نوعی آزادی هستند؛ برداشتی که موجب شد نیروهای انتظامی در ابتدای مسیر، مانع حرکت آنان نشوند.
همین هوشمندی در انتخاب شعار و شیوه حرکت، سبب شد راهپیمایی بدون برخورد اولیه، تا نزدیکی محل تجمع رسمی حکومت ادامه پیدا کند. بسیاری از شاهدان عینی، این راهپیمایی را بیسابقه توصیف کردهاند؛ تجمعی که در آن، ترس و جسارت بهطور همزمان در هم آمیخته بود.
برخورد در نزدیکی میدان
نزدیک میدان شاه سابق، مسیر راهپیمایی با استقرار خودروهای نفربر پلیس مسدود شد. نیروهای نظامی با حمله به صفوف زنان، اقدام به ضربوشتم معترضان کردند و در نهایت، ۲۴ نفر از آنان بازداشت شدند. این برخورد، نقطه پایان راهپیمایی آرام بانوان مشهدی و آغاز مرحلهای جدید از مواجهه مستقیم با نهاد قدرت بود.
بازداشتشدگان با اتوبوس به شهربانی منتقل شدند؛ جایی که برخورد مسئولان امنیتی، خود به روایتی قابلتأمل از فضای ذهنی حاکم بر دستگاه انتظامی تبدیل شد.
«مردهای چادری»، سوءبرداشتی معنادار
بر اساس روایت کاظم مادرشاهیان، یکی از شاهدان و همراهان این ماجرا، تیمسار ایمانی، رئیس شهربانی مشهد، در ابتدا تصور نمیکرد که این راهپیمایی توسط زنان انجام شده باشد. او با این ذهنیت که طی مسیری طولانی برای زنان ممکن نیست، گمان میکرد مردانی با پوشیدن چادر، اقدام به تظاهرات کردهاند.
مادرشاهیان روایت میکند که بازداشتشدگان ابتدا به پشت ساختمان شهربانی منتقل و سپس وارد اتاقی در طبقه همکف شدند. پس از مدتی، رئیس شهربانی به همراه سه تن از معاونانش برای مشاهده بازداشتشدگان وارد شد. هدف اصلی این حضور، اطمینان از هویت معترضان بود؛ اینکه آیا واقعاً با زنان محجبه روبهرو هستند یا با مردانی که برای فریب نیروهای انتظامی، چادر به سر کردهاند.
تلاش برای پوشاندن اشتباه
مشاهده زنان جوان محجبه، رئیس شهربانی را با واقعیتی غیرمنتظره مواجه کرد. بهگفته مادرشاهیان، تیمسار ایمانی پس از اطمینان از هویت زنان، برای پوشاندن اشتباه اولیه خود، به تحقیر و تمسخر بازداشتشدگان روی آورد. او اظهاراتی را مطرح کرد که در آن، انگیزه زنان از پوشیدن چادر، بهگونهای توهینآمیز زیر سؤال برده میشد.
در همین فضا، یکی از زنان بازداشتشده که از بستگان دکتر علی شریعتی بود، با ارائه کارت شناسایی خود و پاسخی صریح، این اتهام را رد میکند و تأکید دارد که پوشش او همیشگی است. این واکنش، فضای جلسه را تغییر میدهد و به گفته شاهدان، رئیس شهربانی پس از آن، ادامهای بر اظهارات پیشین خود نمیدهد.
پس از این مواجهه، مردان بازداشتشده برای بازجویی به طبقه بالا منتقل میشوند و زنان را به اتاقی جداگانه میبرند؛ تفکیکی که خود نشاندهنده حساسیت و نگرانی نهاد امنیتی نسبت به نقش زنان در این حرکت اعتراضی است.
آغاز مرحله جدید نهضت
اهمیت راهپیمایی ۱۷ دی ۱۳۵۶ زنان مشهد، تنها در ابعاد محلی یا جنسیتی آن خلاصه نمیشود. این حرکت، از منظر زمانی نیز واجد اهمیت ویژهای است. کمتر به این نکته پرداخته شده که نخستین راهپیمایی علنی مرحله جدید نهضت انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۶، دو روز پیش از تظاهرات مشهور ۱۹ دی قم، در مشهد و با حضور زنان برگزار شد.
این اعتراض نمادین، با محوریت زنان محجبه و با مطالبه آزادی زنان مسلمان دربند، میتواند بهعنوان حلقه واسطی میان قیام مسجد گوهرشاد در سال ۱۳۱۴ و انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ مورد بازخوانی قرار گیرد؛ حلقهای که نشان میدهد اعتراض به سیاستهای فرهنگی تحمیلی، در طول دههها تداوم داشته و در بزنگاههای تاریخی، خود را به اشکال متفاوت بروز داده است.
پیوند تاریخ و حافظه جمعی
در تاریخ انقلاب اسلامی ایران، قیام ۱۷ دی ۱۳۵۶ بهعنوان نقطه عطفی کمتر روایتشده، اما تعیینکننده شناخته میشود. در حالی که ۱۷ دی ۱۳۱۴، روزی بود که حکومت پهلوی با تکیه بر قدرت سیاسی، به حریم و هویت زن ایرانی تعرض کرد، در ۱۷ دی ۱۳۵۶، همین روز به بستری برای کنش اعتراضی زنان بدل شد؛ کنشی که نه از موضع انفعال، بلکه با برنامهریزی، هوشمندی و جسارت شکل گرفت.
راهپیمایی زنان مشهد در ۱۷ دی ۱۳۵۶، نهتنها یک اعتراض مقطعی، بلکه نشانهای از تغییر موازنه ترس و جسارت در جامعه بود؛ تغییری که چند ماه بعد، در قالب اعتراضهای سراسری، به سقوط نظام پهلوی انجامید. این واقعه، یادآور آن است که گاه یک حرکت بهظاهر محدود، میتواند آغازگر فصلی تازه در تاریخ یک ملت باشد.
منبع:
«آزادی روز زن»/ سمیه ذوقی/ انتشارات راهیار










