پنج شنبه 18 دی 1404
Thursday, 08 January 2026

کمدی متفاوت روایت فتح با محور فرزندآوری روی پرده سینماها/ نیازمند تعریف گفتمانی تازه با مردم هستیم

خبرآنلاین چهارشنبه 17 دی 1404 - 10:46
محسن شیرازی با اشاره به اینکه فیلم سینمایی «دو روز دیرتر» اثری متفاوت در بین تولیدات بنیاد روایت فتح به حساب می‌آید، تأکید کرد که نهادهای فرهنگی در تولیدات سینمایی باید نسبت هزینه و عایدی اقتصادی آثار را مدنظر داشته باشند و این فیلم هم از آثاری است که در تولید آن این نسبت مدنظر قرار گرفته است.

به گزارش خبرگزارش خبرآنلاین به نقل از ایلنا، فیلم سینمایی «دو روز دیرتر» به کارگردانی اصغر نعیمی و تهیه‌کنندگی محسن شیرازی از محصولات بنیاد فرهنگی روایت فتح و بنیاد سینمایی فارابی این روزها در سینماهای کشور در حال اکران است.

«دو روز دیرتر» برای اولین بار در چهل‌ودومین جشنواره فیلم فجر نمایش داده شد که بازیگرانی چون سینا مهراد، پردیس احمدیه، فرهاد آییش، گوهر خیراندیش و کمند امیرسلیمانی در آن ایفای نقش کرده‌اند.

به بهانه اکران «دو روز دیرتر» با محسن شیرازی گفت‌وگویی داشتیم که در ادامه مشروح آن را می‌خوانید:

«دو روز دیرتر» از آثار متفاوت بنیاد روایت فتح به حساب می‌آید. فیلمی به کارگردانی اصغر نعیمی که در ژانر کمدی ساخته شده و مفهوم فرزندآوری را دنبال می‌کند. این ترکیب چگونه شکل گرفت؟

در مقطعی من مشاور مدیرعامل بنیاد روایت فتح بودم. آن زمان آقای دکتر نادری مدیرعامل این بنیاد بودند و ما سعی داشتیم به تولیدات سینمایی روایت فتح سر و سامانی بدهیم تا فیلم‌های تولید شده آورده اقتصادی هم داشته باشند. ما به این نتیجه رسیدیم که فیلم‌های دفاع مقدسی علی‌رغم استراتژی‌ها و راهبردهایی که از مقامات بالاتر صادر می‌شود از منظر اقتصادی نمی‌توانند موفق باشند.

من کارشناسی ارشد علوم ارتباطات دارم و نگاهم کمی آکادمیک است و در بنیاد روایت فتح دیگر دوستان با من هم عقیده نبودند. من از زاویه نگاه خودم وقتی به این وضعیت نگاه می‌کردم و به عنوان کسی که از سال ۹۱ تهیه‌کننده تلویزیون بودم و با فضای تولید آثار نمایشی آشنا بودم به نظرم آمد که هر تولیدی باید به لحاظ اقتصادی منطقی باشد و ما این منطق اقتصادی را در تولیدات دفاع مقدسی نداریم؛ هر چند که به نظر می‌رسد این آثار به هر شکل باید تولید شوند.

من تصورم بر این بود که شاید بتوانم در این مدل تولید اصلاحاتی ایجاد کنم و این نگرش را مطرح کردم که روایت فتح نباید صرفاً به روایت فتح یک سنگر توجه داشته باشد و ما فتح سنگرهای اجتماعی را هم باید مدنظر داشته باشیم. در واقع در روایت فتح سنگر اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... را به یک مسئله تبدیل کردم تا این بنیاد از تولیدات صرفاً دفاع مقدسی خارج شود.

ما این گفتمان را جاری کردیم و من معتقد بودم که ما حتی در حوزه کرونا که یک فتح ظفرمندانه یا در واقع یک کنشگری ظفرمندانه از سوی کادر درمان بود هم باید روایت داشته باشیم. بنابراین مسئله مدنظر من توجیه پیدا کرد و این مسئله مطرح شد که روایت فتح باید در خصوص کرونا مستند بسازد. به طور کل یک بازنگری در منظومه محتوایی روایت فتح ایجاد شد و بر همین اساس به این مسئله توجه داشتیم که دو مورد از جدی‌ترین دغدغه‌های حال حاضر کشور مسئله خشکسالی و فرزندآوری است که فکر می‌کنم همچنان این دو مسئله از مسائل مهم کشور هستند و در این سال‌ها رهبری بارها بر فرزندآوری نیز تأکید داشته‌اند اما معمولاً هیچوقت جدی گرفته نشده است.

وقتی ما در حوزه جمعیت و فرزندآوری با مسائل مهمی روبرو هستیم، می‌توانیم از نهادهای فرهنگی انتظار داشته باشیم که به این موضوع ورود کنند چراکه چاره کار و راه حل مقابله با این بحران صرفاً مسائلی مثل ناباروری و… نیست و اراده فرزندآوری هم یکی از مسائل مهم در این دغدغه به حساب می‌آید. بنابراین ما این موضوع را تعریف کردیم و من به شخصه از مجلس شورای اسلامی اقدام کردم و ردیف بودجه آن را هم گرفتم که در لایحه بودجه سال ۱۴۰۱ مطرح شد و البته با کارشکنی سازمان برنامه و بودجه وقت گرفتاری‌های شدیدی هم برای ما ایجاد شد چرا که برای این فیلم ما ۲۵ میلیارد تومان اعتبار گرفتیم اما سازمان برنامه تنها ۷ میلیارد تومان به ما اعتبار داد. باید بگویم که آقای دکتر نادری هم تلاش بسیاری برای تأمین اعتبار انجام دادند تا به این موضوع هم اعتباری تخصیص داده شود.

قصه فیلم «دو روز دیرتر» برای اولین بار در یک جلسه مطرح شد، آقای حسینی قصه‌ای برای من تعریف کرد که خیلی شبیه قصه «دو روز دیرتر» بود. من این قصه را در ذهنم دنبال کردم و به آن شاخ و برگ دادم. در ابتدا آقای مقصودی را دعوت کردیم و ایشان استراکچر قصه را طراحی کردند و بعد آقای نعیمی به ما اضافه شد و با مشکلاتی که سال ۱۴۰۱ برای آقای مقصودی به وجود آمد آقای اکبری برای نگارش فیلمنامه به جمع ما اضافه شد و خوشبختانه محصول نهایی نیز محصول قابل دفاع و خوبی شد.

آیا اصلاحاتی که در مدل تولید آثار روایت فتح ایجاد کردید، فقط منجر به ساخت «دور روز دیرتر» شد؟

همان زمان قرار بود درباره حماسه ارس یک فیلم ساخته شود. قصه این فیلم درباره سه نفر در مرزبانی ارس بود که در برابر نیروهای روس ایستادگی می‌کردند و فکر می‌کنم عنوان فیلم هم «عقاب ارس» یا «ارس» بود.  این فیلم هم قصه جذابی داشت که در ژانر دفاع مقدس نبود.

ولی آنچه که به نظر می‌رسد پس از «دو روز دیرتر»، در این مدت هیچ اثر متفاوت دیگری ساخته نشده است.

بدون تعارف بگویم که من هم فکر می‌کنم «دو روز دیرتر» تنها اثر متفاوت روایت فتح خواهد بود. متأسفانه هیچ درکی از این روایات متفاوت وجود ندارد و این وضعیت به دلیل مدل حکمرانی ما است و آنچه که حکمرانی ما را یا در واقع اداره دولت و حاکمیت را تا این حد پرهزینه کرده، همین مسئله است؛ ما هیچ نسبتی درباره هزینه و عایدی تعریف نکردیم و هیچ محاسبه‌ای هم از آن نداریم درحالیکه حاکمیت باید برای هر هزار تومان برنامه‌ریزی و محاسبه داشته باشد. اگر نسبت هزینه به عایدی توجیه‌پذیر نیست ادامه آن روند غیرمنطقی است و باید نهادها جوابگو باشند اما در کشور ما اینگونه نیست و همان رویه سابق بدون پاسخگویی دنبال می‌شود.

کسانیکه در این زمینه دغدغه دارند و دلسوز هستند اصلاً هیچ نقشی در سیاستگذاری‌ها ندارند. افرادی مثل حسین انتظامی که همواره در این زمینه دغدغه داشته که باید منطقی بین هزینه و عایدی نهادهای فرهنگی ایجاد شود چه کاری از دستش بر می‌آید؟

من رئیس کمیته فرهنگ و رسانه یکی از فراکسیونهای مهم مجلس هستم و شش ماه با آقای دکتر صالحی مکاتبه کردم که نشستی در خصوص اقتصاد و فرهنگ برگزار کنیم و گفتم که اگر این مسئله نیاز به همراهی مجلس دارد و یک طرح یا لایحه لازم است مجلس می‌تواند با وزارت ارشاد همکاری کند. اگر نیاز به این است که نهادهای مختلف دولت با هم همراه شوند مجلس می‌تواند یک جلسه برای هماهنگی برگزار کند. من شش ماه مکاتبه کردم و هیچ جوابی نگرفتم.

زمانی که خانم رضایی معاون هنری وزارت ارشاد بودند بارها با دفتر ایشان تماس گرفتم تا در اینباره کاری کنیم و بحثی داشته باشیم اما هر بار به من می‌گفتند که منتظر گزارش استان‌ها هستند درحالیکه من با گزارش استان‌ها کاری نداشتم و فقط می‌خواستم درباره مدل حکمرانی فرهنگی صحبت کنم.

متأسفانه هیچ درکی از لزوم منطقی بودن هزینه صورت گرفته و عواید تولید آثار هنری وجود ندارد. ما انتخاب کرده‌ایم که مدل حکمرانی‌مان همینطور باشد و هر آدمی که نگاه، ایده و راهکار تازه‌ای دارد را یک ریسک می‌دانیم. قطعاً با این نگرش ما هزینه یک ریسک بزرگ‌تر را باید پرداخت کنیم.

اگر ایالات متحده آمریکا اقتصاد بزرگی دارد، تولید ناخالص ملی دارد و امروز در دنیا قلدری می‌کند به این دلیل است که افسار سیاست در دست اندیشکده‌هایشان است. شاید آن اندیشکده‌ها در چارچوب منافع صهیونیستی عمل کنند و من با محتوای اندیشه‌شان در این بحث کاری ندارم و فقط می‌خواهم به این موضوع اشاره کنم که ما اصلاً ارزشی برای اندیشکده‌ها قائل نیستیم، اصلاً معلوم نیست چه برنامه‌ای وجود دارد و کجا برنامه‌ریزی صورت می‌گیرد و اصطلاحاً کار در دست کیست.

ولی ما از اندیشکده‌ها و سیاستگذاری‌های فرهنگی بارها می‌شنویم و ادعا این است که اتفاقاً اندیشکده‌ها در سیاستگذاری‌ها نقش دارند.

ما شعارهایمان زیاد است و در عمل نشانی از شعارها نمی‌بینیم. به اعتقاد من اگر دولت توانست گفتمانی تازه طراحی کند و اشکالات را اصلاح نماید و در شکل گفت‌وگو با مردم به یک بازنگری برسد، نجات پیدا می‌کند. در غیر اینصورت فرصت چندانی وجود ندارد و من نمی‌دانم در این وضعیت چه اتفاقی رخ خواهد داد اما اطمینان دارم که عدم بازنگری در این مورد بسیار خطرناک است.

ما در وضعیتی هستیم که انتلکت و روشنفکر، میانه‌رو، تندرو و افراطی و به طور کل همه ناراضی هستند. چه وضعیتی ایجاد کردیم که یک طرف راضی وجود ندارد؟

اگر این بازنگری ایجاد شود و شکل گفت‌وگوی دولت با مردم تغییر کند. سینما چه تأثیری در ایجاد رضایت بین طیف‌های مختلف فکری دارد؟

سینما صرفاً سرگرمی نیست. وسیله نقلیه‌ای را تصور کنید که می‌تواند شما را به یک مقصد مطلوب برساند یا می‌تواند موجب تصادف و از دست رفتن جان شما شود، کسی به خاطر خطر تصادف مخالف وسیله نقلیه نیست. ابزارهای فرهنگی هم همینطور هستند، اگر ابزار فرهنگی ما کارکرد ندارد مشخص و واضح است که باید نگرشمان را تغییر دهیم.

آنچه که باعث شده ابزار فرهنگی ما کارکردی نداشته باشد بی‌چارچوب و بی‌قاعده بودن است. سینمای ما نسبت هزینه و عایدی‌اش اصلاً منطقی نیست، بسیاری از تهیه‌کننده‌ها یا در چارچوب پولشویی کار می‌کنند و پول‌هایی که بی حساب و کتاب تزریق می‌شود را در دست دارند که از آن به درآمد می‌رسند یا برخی تهیه‌کننده‌ها فرزند و فامیل فردی هستند که به تهیه‌کننده شدنشان کمک کرده است و یا از طریق تعلقات حزبی و جریانی توانسته‌اند به این موقعیت برسند.

هیچ چارچوب تولیدی وجود ندارد که در یک فرآیند منطقی آثار تولید شوند. هیچ جریانی مثل یک استودیو وجود ندارد که خلق ایده کند، ایده‌ها در آن پردازش شوند، به مرحله تکمیل برسند، در مرحله بعد غنی شوند و در نهایت به خروجی برسند و آن خروجی هم کارکرد داشته باشد. اصلاً چنین فرآیندی را در این سینما نمی‌توانیم متصور شویم.

چرا تصور چنین فرآیندی در سینمای ایران غیرممکن است؟

چون ما اصلاً کارکرد برایمان دغدغه نیست، ما یک نفر را پیدا می‌کنیم به او پول می‌دهیم و می‌گوییم مثلاً برو درباره فرزندآوری فیلم بساز. او هم مقداری از آن پول را برای خود برمی‌دارد که حقش است و دستمزدش به حساب می‌آید و بقیه پول را هزینه تولید می‌کند، حالا کسی مثل من که بگوید باید یک فرآیند تعریف شود و نسبتی بین هزینه و فایده وجود داشته باشد یک مانع به حساب می‌آید.

نهادهایی مثل فارابی باید قدرت این را داشته باشند که یک مدل تولید منطقی و اقتصادی تعریف کنند، اگر مدیرعاملش چنین قدرتی ندارد و نمی‌تواند سینما را از این بن‌بست بیرون بیاورد پس چرا این سمت را پذیرفته است؟ آیا آقای فریدزاده چنین دغدغه‌ای دارد؟ اگر این دغدغه وجود دارد چرا اقدامی نمی‌کنند؟

شاید نگرانی این است که اگر سازوکار تازه‌ای برای تولید تعریف شود دیگر کسی به موضوعاتی مثل دفاع مقدس نمی‌پردازد.

تولیدات ما محدود به موضوعاتی خاص شده است. یک سوال خیلی ساده بپرسم؛ ما یک شخصیتی در تاریخمان به نام آریوبرزن داریم، چرا تابحال درباره این شخصیت فیلمی ساخته نشده، چه اتفاقی افتاده که ما هیچ فیلمی درباره این شخصیت نداریم؟ نمونه‌های بسیاری وجود دارد که شخصیت‌های مهمی هستند و فیلمی درباره‌شان ساخته نشده، نبود بودجه هم نمی‌تواند دلیلی قانع‌کننده باشد، اولویت‌ها را چه کسی تعیین می‌کند؟ کسی گفته که به هیچ‌وجه درباره این شخصیت‌ها فیلم ساخته نشود؟ من هرگز این حرف را قبول نمی‌کنم. فقط یک فرمول مشخص وجود دارد و همه به سراغ همان می‌روند.

معمولاً گفته نمی‌شود که درباره چه چیزهایی فیلم ساخته نشود، اما اولویت‌هایی تعریف می‌شوند و همه به سراغ همان موضوعات می‌روند.

بله، من و شما این رویه را می‌شناسیم و می‌دانیم که چرا فیلم‌هایی با یک موضوع به وفور تولید می‌شود؛ فیلم‌هایی که مخاطب ندارند و نسبت هزینه و عایدی‌شان منطقی نیست. آیا مسئولان امر از این مسئله بی‌خبر هستند؟

من تحصیل‌کرده موتلفه هستم، عضو حزب موتلفه بودم، عده‌ای فکر کردند من اصلاح‌طلبم از جایی اخراجم کردند و بعد عده‌ای دیگر فکر کردند من اصولگرا هستم و از جایی دیگر اخراج شدم و سال گذشته هم عده‌ای فکر کردند که من اصلاح‌طلب هستم و از کمیسیون فرهنگی مجلس اخراجم کردند؛ در حالیکه من مربوط به هیچ حزب و گروهی نیستم، تلاشم این است که مسئله‌ای را حل کنم و در این مورد باید بگویم اگر سفره‌ای وجود نداشته باشد و کسی از آن منتفع نشود چنین وضعیتی به وجود نمی‌آید.

نهادهایی مثل نهادهای مرتبط با سپاه پاسداران که همین روایت فتح و همچنین سازمان اوج از جمله این نهادها هستند، چرا اینقدر بر ساخت فیلم و سریال با موضوع زندگینامه شهدا اصرار دارند، آن هم وقتی که هیچکدام از این فیلم‌ها موفق نبوده‌اند؟

وقتی با شگردهای نخ‌نما فیلم ساخته‌اند و این فیلم‌ها نتوانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند چرا به ادامه این روند اصرار دارند؟ مشخص است که باید ریل‌گذاری تغییر کند.

باید یک طراحی و برنامه‌ریزی تازه وجود داشته باشد، اگر شما می‌خواهید با تلویزیون کار کنید، می‌توانید طرح و برنامه‌ای تنظیم کنید که مثلاً اثر تلویزیونی که تله فیلم محسوب می‌شود در حد چهار یا پنج میلیارد هزینه داشته باشد؛ چرا فیلم سینمایی با پنجاه میلیارد تومان می‌سازید و بعد فیلم را برای پخش به تلویزیون می‌دهید؟

خیلی واضح است که این رویه باید اصلاح شود. من و آقای انتظامی به طرح و مدل تازه‌ای رسیدیم که می‌تواند ما را از این بن‌بست تولید نجات دهد تا فیلمسازانی چون احمدرضا درویش پس از ۱۰-۱۵ سال فیلم بسازند، رضا میرکریمی دوباره فیلم بسازد و فیلمسازانی مثل مجید مجیدی، کمال تبریزی، محمدرضا هنرمند و… دوباره اثر تولید کنند. کشور به این فیلمسازان نیاز دارد و باید این‌ها را به عرصه فیلمسازی برگردانیم. باید به تأثیرگذار بودن فیلم‌ها توجه شود، باید بازگشت سرمایه مدنظر باشد و به طور کل باید کارکرد به سینمای ایران برگردد.

سازمان سینمایی نباید تا این حد در بن‌بست باشد. به شخصه حدود ده بار با آقای فریدزاده تماس گرفتم و نتوانستم با ایشان صحبت کنم. فقط یک جلسه با ایشان داشتم و دیگر هیچ فرصتی برای صحبت فراهم نشد. ما مدام ایشان را در ایونت‌ها و مراسم‌ها می‌بینیم؛ اصلاً این همه مراسم چه دردی از سینمای ایران درمان می‌کند؟ به غیر از جشنواره فیلم کوتاه تهران باقی رویدادهای ما فاقد کارکرد هستند. چطور همه این مسائل را می‌دانند ولی در همچنان بر همان پاشنه است؟

خودتان در تولید یک فیلم جدید چه رویه‌ای را دنبال می‌کنید؟

من همین الآن برای ساخت یک فیلم جدید اقدام کردم، حدود ده آگهی منتشر کردم و سیصد مصاحبه با نویسنده‌های جوان متولد سال ۷۵ تا ۸۵ انجام دادم و از بین این افراد یک نفر را پیدا کردم. کدام یک از تهیه‌کننده‌های ما چنین کاری می‌کند؟ جالب است که همان تهیه‌کننده را هم در زمان اکران فیلمش بایکوت کرده‌اند.

ما گرفتاری‌های عجیب و غریبی داریم، من را از روایت فتح کنار می‌گذارند، از فلان کمیسیون مجلس کنار می‌گذارند و بعد می‌گویند شیرازی در روایت فتح و مجلس بوده، پس اصولگراست و بهتر است اجازه ندهیم در فلان نهاد فرهنگی حضور داشته باشد.

حاکمیت خود را متولی فرهنگی کشور می‌داند در حالیکه اینطور نیست، حاکمیت سیاستگذار، تسهیل‌گر و شتاب‌دهنده است. ما خودمان را متصدی کردیم و گفتیم که باید چهارچشمی حواسمان را جمع کنیم تا مبادا یک نفر خلاف خواست ما عمل کند.

اما ساخت فیلمی چون «دو روز دیرتر» با موضوع فرزندآوری صحبت‌های شما را نقض می‌کند. ساخت چنین فیلمی تأیید تولی‌گری فرهنگی به دست دولت نیست؟

من هم در همین سیستم کار می‌کنم. من نمی‌توانم این سازوکار را تغییر دهم و با فرمول دیگری کار کنم.  من به این فرمول و رویه انتقاد دارم و آقای وزیر فرهنگ باید گفتمانی ایجاد کند که باقی فعالان فرهنگی و نخبگان در حمایت از این گفتمان اقدام کنند وگرنه واقعیت این است که من هم در همان کانتکست کار کردم و کسی مثل من قادر به ریل‌گذاری کلان نیست و حداقل کاری که می‌توانم را انجام داده‌ام. متأسفانه دکتر صالحی اصلاً چنین دغدغه‌ای ندارد و من در ایشان اصلاً هیچ دغدغه‌ای ندیدم.

من به عنوان یک تهیه‌کننده می‌دانم که برای جذب مخاطب باید اثرتان جذاب باشد و باید او را غرق هیجان کنی یا او را بخندانی یا حتی به گریه بیندازی. سینمای آمریکا از همین طریق توجه جهان را به خود جلب کرده است. آن‌ها یک ژانری تعریف کرده‌اند که می‌توان نامش را «Safeworld» گذاشت؛ آمریکایی‌ها در بسیاری از فیلم‌هایشان خود را نجات‌دهنده جهان معرفی می‌کنند اما جهان را از چه چیزی نجات می‌دهند؟ از فجایعی که خودشان پدید آورده‌اند.

آن‌ها کاملاً می‌دانند که چه می‌خواهند بگویند و چطور باید حرفشان را باورپذیر کنند. به تکنیکی رسیده‌اند و از آن بهره‌برداری می‌کنند ولی ما اصلاً به این وجه ماجرا فکر نمی‌کنیم فقط نظرمان این است که یک فیلم درباره فلان موضوع ساخته شود و اصلاً کسی به این فکر نمی‌کند که باید به تکنیکی برای جذب مخاطب برسیم.

آمارها نشان می‌دهد و همه می‌دانند که مردم امروز به فیلم‌های کمدی علاقه بیشتری دارند. کل کمپانی‌های تولید فیلم حاکمیتی ما در تمام این سال‌ها که سینمای کمدی در اوج فروش بوده چند فیلم کمدی ساخته‌اند؟  تعدادشان به اندازه انگشتان یک دست هم نمی‌شود اما صدها فیلم دفاع مقدسی ساخته‌اند که قریب به اتفاق این آثار شکست خورده‌اند. وقتی شما از یک فرمول شکست‌خورده پیروی می‌کنید و مردم از آثار شما استقبال نمی‌کنند گویی قصد لجبازی با مردم را دارید؛ مشخص است که در این لجبازی شما شکست می‌خورید، ابزار فرهنگی را از دست می‌دهید و وقتی از دست دادید دیگر نمی‌توانید با مردم حرف بزنید. این اتفاقی است که امروز رخ داده و شما هر جا که از مواضع و علایق خود به خواست مردم کوتاه بیایی، نمی‌توانی امتیازش را برای خود برداری چون تصور این است که تو در نهایت مجبور به کوتاه آمدن شدی.

باور کنید که همه این واقعیت‌ها را مسئولان مربوطه هم می‌فهمند اما نمی‌دانم چرا کسی به آن‌ها توجهی ندارد و در راستای آن واقعیت‌ها عمل نمی‌کند. همین الآن هم بسیار واضح است که ما به ایجاد گفتمان با مردم نیاز داریم. آقای رئیس جمهور چند بار اعلام کرده‌اند که هر کس می‌تواند کاری انجام دهد بیاید من به او اختیار کامل می‌دهم؛ من در همین مصاحبه اعلام می‌کنم که راهکارهایی برای ایجاد گفتمان با مردم دارم، کجا و چطور می‌توانم راهکارم را اعلام و عملی کنم؟

آیا می‌توان بدبینی‌هایی که ایجاد شده را رفع کرد؟ و به طور کل آیا سینما می‌تواند دوباره ارتباطش با مردم را قوت ببخشد و در ایجاد گفتمانی بین حاکمیت و مردم تأثیرگذار باشد؟

قطعاً این امکان وجود دارد اما هر هدفی یک راهکار دارد و باید از راه و روش‌های اشتباه گذشته صرف نظر کنیم.

نمونه‌های تاریخی هم در دنیا وجود دارد، مثلاً از زمانی که حزب کمونیست حاکمیت چین را در دست گرفت این کشور با نارضایتی‌های بسیاری از سوی مردم همراه بود. فردی چون مائو فجایع بزرگی در این کشور رقم زد، هزاران نفر را به قتل رساند و یک استبداد واقعی حاکم شد که بین مردم و حاکمیت اختلاف شدیدی به وجود آورد اما در نهایت حاکمیت چین با تغییر رویه و رفع اشکالات توانست اعتماد مردمش را جلب کند و اختلافات به وجود آمده ترمیم شد.

هر حاکمیتی باید این تدبیر را داشته باشد تا صحبتی از تغییر حکومت مطرح نشود. نباید کار را به جایی رساند که نخبه‌ها از ترس یا حیا و یا به هر دلیل دیگری مجبور به سکوت شوند. من به عنوان کسی که به نظام حکمرانی کشورم تعلق خاطر دارم امیدوارم این تعقل در حاکمیت وجود داشته باشد. اطمینان دارم که می‌شود کارکرد را به ابزارهای فرهنگی برگرداند اما شرطش وجود یک اراده در حاکمیت و شایسته‌سالاری است.

در همین سینما رصد کنید و ببینید در این چند سال اخیر چند نفر از فرزندان مسئولان و سرداران تهیه‌کننده سینما شده‌اند. واقعاً منطقی است که در مدت زمانی کوتاه تعداد زیادی از این افراد تهیه‌کننده سینما شوند؟ ما شایسته‌سالاری را کاملاً کنار گذاشته‌ایم.

آیا ایده‌هایی که در بنیاد روایت فتح داشتید را امروز می‌توانید موفق بدانید؟

وقتی به روایت فتح رفتم تنها رویه تازه‌ای که توانستم تعریف کنم این بود که از فضای تولیدی رایج خارج شویم و این تنها کاری بود که از دستم برمی‌آمد.

به هر حال خروجی این کار من ساخت فیلمی مثل «دو روز دیرتر» شد در حالیکه پیش از همین فیلم، روایت فتح «تک تیرانداز» را ساخته بود که سال ۹۸ هشت و نیم میلیارد تومان هزینه ساختش بود و تنها ۱۵۰ میلیون تومان فروخته بود.

پس از آن ما فیلم «موقعیت مهدی» را ساختیم که اثر موفقی بود و بعد «دو روز دیرتر» تولید شد که این رویه تحولی ادامه داشت، در سالی که رویکرد دولت حذف ردیف بودجه روایت فتح بود ما مجبور شدیم ردیف بودجه‌ای برای این فیلم‌ها تعریف کنیم.

چرا خود را یک تهیه‌کننده بایکوت شده می‌دانید؟

کسی که باید از اکران فیلم «دو روز دیرتر» بازخورد بگیرد تهیه‌کننده فیلم است. من «دو روز دیرتر» را تهیه کردم اما در هیچ یک از جلسات اکران فیلم دعوت نشده‌ام. آقای سیمون سیمونیان با سابقه‌ای که دارند به من می‌گفتند که در تاریخ سینما چنین اتفاقی اصلاً رخ سابقه نداشته است.

هیچ محتوای قابل توجهی از «دو روز دیرتر» در فضای رسانه‌ای ما وجود ندارد. من اگر تهیه‌کننده شناخته‌شده‌ای بودم قطعاً نمی‌توانستند با من چنین کاری کنند اما مهم نیست. چند وقت پیش یکی دیگر از خبرنگاران با من تماس گرفت و درباره این موضوع پرسید و من به ایشان گفتم که این مسئله اهمیتی ندارد. «دو روز دیرتر» با پول مردم ساخته شده و من نمی‌خواهم برای این فیلم حاشیه‌ای درست کنم. باید هر کار که می‌توانم انجام دهم تا بهترین اتفاق‌ها برای «دو روز دیرتر» رخ دهد.

هیچ اعتباری از فروش این فیلم به من تعلق نمی‌گیرد و برایم تنها مسئله حائز اهمیت این است که فیلمی که با پول مردم ساخته شده بتواند اکران خوبی داشته باشد و خوشبختانه تا امروز همینطور بوده و امیدوارم ادامه‌دار باشد.

فقط به دوستان می‌گویم که اگر تهیه‌کننده فیلم در اکران‌های آن حضور داشت و به واسطه تهیه‌کننده بازیگران هم حاضر می‌شدند مطمئن باشید تبلیغات خوبی برای «دو روز دیرتر» صورت می‌گرفت و فیلم می‌توانست فروشش را بسیار بیشتر کند.

243

منبع خبر "خبرآنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.