پنج شنبه 18 دی 1404
Thursday, 08 January 2026

تهدید نظامی ایران از سوی ترامپ بلوف است یا...| ماجرای پشت پرده چیست؟

همشهری آنلاین چهارشنبه 17 دی 1404 - 06:04
توئیت اخیر رئیس‌جمهور آمریکا و تهدید ایران به حمله نظامی به بهانه حمایت از اغتشاشگران، باعث شده احتمال حمله نظامی مجدد به ایران به صورت جدی مطرح شود.

به گزارش همشهری آنلاین وطن امروز نوشت: یکی از اهداف توئیت دونالد ترامپ، خشن‌سازی اغتشاشات بود؛ موضوعی که با وجود هوشیاری، کنترل و تسلط نیروهای انتظامی و امنیتی بر اغتشاشات، در برخی شهرهای کوچک، بویژه در نوار غربی کشور رخ داد. با این حال، اغتشاشات آنگونه که آمریکا و رژیم صهیونیستی انتظار داشتند پیشرفت نداشته است. مردم به صورت واضح و معناداری از همراهی با این اغتشاشات خودداری کرده‌اند و همین‌طور به واسطه هوشیاری نیروهای حافظ امنیت، عناصر وابسته‌ به آمریکا و رژیم تاکنون نتوانسته‌اند اقدام مهم و موثری در ایجاد آشوب و ناامنی انجام دهند.

اکنون کارشناسان ۲ دیدگاه متفاوت درباره آینده اغتشاشات و همین‌طور موضوع حمله نظامی آمریکا به ایران مطرح می‌کنند؛ گروهی از کارشناسان معتقدند از آنجا که اغتشاشات نتوانست منجر به ایجاد آشوب گسترده در ایران شود، تصویر مورد نیاز ترامپ برای حمله نظامی به ایران به بهانه حمایت از مردم ایجاد نشده و به همین خاطر احتمال مداخله نظامی آمریکا کاهش یافته. این‌ کارشناسان همچنین به ماجرای حمله نظامی آمریکا به کاراکاس و ربایش نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا توسط آمریکا اشاره می‌کنند و اعتقاد دارند در وضعیت فعلی، دولت ترامپ به صورت جدی درگیر پرونده ونزوئلاست. پس از ربایش مادورو، فرضیه‌های مختلفی درباره سیاست‌های دلسی رودریگز، معاون مادورو که اینک رئیس‌جمهور موقت این کشور است، مطرح شده است. دولت ترامپ و رسانه‌های آمریکایی یک جنگ روانی گسترده را علیه دولت ونزوئلا در دستور کار قرار داده‌اند و مدعی‌اند رودریگز و سایر مقامات بانفوذ در ونزوئلا، در نبود مادورو، نهایتا تسلیم فشارهای آمریکا خواهند شد. بنابراین این وضعیت و تمرکز ویژه دولت ترامپ بر تحولات ونزوئلا باعث شده برخی کارشناسان بر این موضوع تاکید کنند که در مقطع زمانی فعلی، ترامپ نمی‌تواند - و یا نمی‌خواهد- یک پرونده دیگر را باز کند. بویژه اینکه حمله نظامی به ایران، با توجه به احتمال واکنش شدید تهران، یک موضوع بسیار مهم در سیاست‌ خارجی آمریکاست و با توجه به درگیر شدن دولت ترامپ در ماجرای ونزوئلا بعید است او در این مقطع بخواهد یک پرونده پرحاشیه و هزینه‌ساز دیگر را باز کند. بر همین اساس، این دسته از کارشناسان معتقدند ناکامی موساد و سیا در گسترش آشوب‌ها و ناامنی در ایران و همین‌طور مشغله دولت ترامپ در ماجرای ونزوئلا، ۲ عامل مهمی است که احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران در مقطع زمانی فعلی را منتفی می‌کند.

در مقابل این عده، یک دیدگاه کاملا متضاد وجود دارد. برخی کارشناسان هم هستند که معتقدند حمله نظامی آمریکا علیه ایران به بهانه آشوب‌های اخیر، در مقطع زمانی فعلی کاملا محتمل است. این کارشناسان برخلاف گروه نخست معتقدند ترامپ بدون توجه به میزان اغتشاشات و آشوب‌ها بهانه لازم را برای حمله به ایران پیدا کرده است. ضمن اینکه این احتمال وجود دارد که در شرایط فعلی، ترامپ حمله نظامی به ایران را عامل موثری در شعله‌ور شدن آشوب‌ها و گسترش آن به نقاط بیشتری از کشور می‌پندارد.‌ به عبارتی، وی تصور می‌کند یک حمله نظامی محدود و هدفمند علیه ایران می‌تواند اغتشاشات را پررنگ‌تر کند. این کارشناسان همچنین درباره ماجرای ونزوئلا و تاثیر آن بر موضوع حمله به ایران معتقدند این موضوع نه‌تنها مانعی برای حمله نظامی به ایران تلقی نمی‌شود، بلکه حتی می‌تواند به عنوان راهکاری برای خلاص شدن ترامپ از فشارهای سیاسی ناشی از ربایش مادورو نیز تلقی شود.

اقدام دولت آمریکا در ربودن رئیس‌جمهور ونزوئلا موجی از انتقادات جهانی را علیه ترامپ موجب شده است. بر همین اساس، این عده از کارشناسان معتقدند ترامپ برای فرار از این انتقادات، پروژه حمله نظامی به ایران را در دستور کار قرار می‌دهد. این کارشناسان در همین راستا معتقدند حمله نظامی آمریکا به ایران یک حمله محدود و البته هدفمند خواهد بود و به همین خاطر ترامپ تصور می‌کند این حمله منجر به ایجاد پیامدهای سیاسی و نظامی گسترده‌ای علیه آمریکا نمی‌شود. ضمن اینکه به اعتقاد این کارشناسان، ترامپ با توجه به سوابق و تجربه قبلی از واکنش ایران، تصور می‌کند ایران همانند حمله به عین‌الاسد و العدید، در پاسخ به حمله نظامی محدود آمریکا به برخی پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه حمله می‌کند و ترامپ می‌تواند این حملات را هضم کند، لذا ترامپ نگرانی جدی‌ای بابت پیامدهای حمله نظامی محدود به ایران ندارد. بر همین اساس این عده از کارشناسان معتقدند حمله نظامی آمریکا به ایران، در مقطع زمانی فعلی و یا در آینده‌ نزدیک کاملا محتمل است.
بررسی دیدگاه‌های ۲ گروه نشان می‌دهد مبانی استدلالی آنها قابل تامل و واقع‌بینانه است. با توجه به شواهد میدانی، همچنین مواضع و سیاست‌های دولت ترامپ، فرضیه‌های هر ۲ گروه کارشناسان دور از ذهن نیست.
فارغ از موضوع ایران، نکته مهم و قابل تأمل، اکنون موضوع ونزوئلا و پرونده نیمه‌تمام آن است. ونزوئلا اکنون در مقطعی بسیار مهم و تاریخی قرار دارد. نظامیان آمریکایی، نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا را در کاراکاس دستگیر کرده و او را به خاک آمریکا منتقل کردند. طرفداران مادورو بشدت خشمگینند و خواستار استرداد رئیس‌جمهور کشورشان هستند. دلسی رودریگز، معاون مادورو که تا زمان برگزاری انتخابات ریاست‌ جمهوری، رئیس‌جمهور موقت این کشور است، قسم خورده در مقابل فشارهای آمریکا مقاومت کرده و سیاست‌های مادورو را ادامه خواهد داد. برخی چهره‌های مهم و بانفوذ دولت ونزوئلا مانند دیوسدادو کابلو که از وی به عنوان قدرتمندترین فرد پس از مادورو یاد می‌کنند نیز بر مقابله با آمریکا تاکید کرده‌اند. در طرف مقابل، ترامپ دلسی رودریگز را تهدید کرده اگر بخواهد سیاست‌های مادورو را دنبال کند و نسبت به خواسته‌های آمریکا بی‌اعتنایی کند، سرنوشتی بدتر از مادورو در انتظارش است. رسانه‌های آمریکایی نیز یک عملیات روانی گسترده علیه دولت ونزوئلا و شخص رودریگز به راه انداخته‌اند و تلاش می‌کنند در افکار عمومی ونزوئلا نوعی تردید درباره همکاری او با آمریکا در دستگیری مادورو ایجاد کنند.‌

بنابراین پرونده ونزوئلا اکنون در وضعیت بسیار حساسی برای دولت ترامپ قرار دارد. ترامپ تلاش می‌کند یک فشار مضاعف بر دولت ونزوئلا وارد کند تا از این طریق، شانس خود را برای به تسلیم کشاندن آن و پذیرش شروط او امتحان کند، لذا در شرایط فعلی، هر اقدامی که باعث به حاشیه رفتن پرونده‌ ونزوئلا شود، به ضرر ترامپ تمام خواهد شد.

از سوی دیگر، کارشناسان مسائل آمریکا معتقدند یکی از اهداف ترامپ برای ربایش مادورو، انجام یک اقدام نمایشی پرسر و صدا است تا او از این طریق بتواند برای مدتی پرونده فساد جفری اپستین و اتهامات مربوط به نقشش در پرونده فساد اپستین‌ را به حاشیه ببرد. طی هفته‌های اخیر، اسناد و تصاویر جدیدی از پرونده اپستین‌ منتشر شد؛ اسناد و تصاویری که پای برخی چهره‌های سرشناس جدید را به پرونده جزیره فساد اپستین‌ باز کرد. برخی اسناد نیز مربوط به روابط فسادآلود ترامپ با اپستین‌ است. به همین خاطر دستگیری مادورو و حواشی مربوط به دادگاه او می‌تواند تا مدت‌ها موضوع و مساله نخست آمریکا باشد. در واقع یکی از دلایلی که ترامپ در پرونده ونزوئلا دست به یک اقدام هالیوودی، یعنی ربودن‌ رئیس‌جمهور این کشور آن هم از جنوب پایتخت این کشور ‌زد، جلب توجه افکار عمومی آمریکا و دنیا به این اقدام نمایشی است.‌ قاعدتا چنین اقدامی مدت‌ها به سوژه نخست دنیا و آمریکا تبدیل می‌شود. از سوی دیگر، همان‌گونه که گفته شد، دستگیری مادورو حواشی زیادی نیز در پی دارد. بویژه موضوع حضور او در دادگاه، باعث ایجاد حواشی بسیار زیادی خواهد شد و این حواشی سبب می‌شود ترامپ تا مدتی از حواشی و تبعات مربوط به اتهاماتش در پرونده اپستین‌ آسوده‌خاطر باشد.

یکی دیگر از نکاتی که در این باره قابل تأمل است ژست پیروزی و قدرتنمایی ترامپ در ماجرای ربایش مادورو است. ترامپ همان‌گونه که در نشست خبری پس از ربایش مادورو نشان داد، تلاش می‌کند ربودن‌ رئیس‌جمهور ونزوئلا از پایتخت این کشور را به عنوان جلوه‌ای از قدرت خود القا کند. به همین خاطر بدیهی است او تا مدت‌ها روی این موضوع مانور خواهد داد. ترامپ هم در دوره نخست ریاست‌ جمهوری‌اش و هم در یک سال نخست دوره دوم نشان داده علاقه بسیار زیادی به اقدامات نمایشی دارد. به همین خاطر قاعدتا در نظر دارد طی هفته‌ها و ماه‌های آینده، بر موضوع ربایش مادورو مانور دهد.
باید این مهم را نیز در نظر داشت که ربایش مادورو باعث شده پرونده ونزوئلا وارد مرحله و شرایط بسیار حساسی شود. ترامپ اگرچه با دستگیری و ربایش مادورو توانسته ژست پیروزی و قدرتنمایی بگیرد اما او بهتر از هر کسی می‌داند ربودن مادورو برایش پرریسک خواهد بود، چرا که در صورت مقاومت دولت ونزوئلا در برابر فشارها و خواسته‌های ترامپ، او ناگزیر خواهد شد دست به حمله نظامی گسترده علیه ونزوئلا بزند؛ اقدامی که دست‌کم در ظاهر، برخلاف سیاست‌های ترامپ مبنی بر عدم آغاز جنگ‌های طولانی و پرهزینه برای آمریکاست. در صورتی که دولت رودریگز برابر زیاده‌خواهی‌های ترامپ مقاومت کند، ترامپ‌ بویژه در خاک آمریکا با این سوال مهم مواجه خواهد شد: فایده ربایش مادورو برای آمریکا چه بوده است؟ در این حالت، ترامپ با ربودن رئیس‌جمهور ونزوئلا یک هزینه گزاف برای آمریکا ایجاد کرده و باعث شده تعدادی از کشورهای دنیا این اقدام‌ را مصداق زیر پا گذاشتن مبانی و پایه‌های حقوق بین‌الملل بدانند. ترامپ تنها با تسلیم دولت ونزوئلا و تسلط کامل بر این کشور می‌تواند هزینه ربایش مادورو را توجیه کند اما اگر نتواند دولت ونزوئلا را وادار به تسلیم کند و بر نفت این کشور مسلط شود، در این مقطع، تبدیل به یک بازنده بزرگ‌ خواهد شد.

جنگ گسترده با ونزوئلا نیز هزینه‌های هنگفتی برای ترامپ به دنبال خواهد داشت. ضمن اینکه اگر این جنگ نیز منجر به تسلط آمریکا بر نفت ونزوئلا نشود، آنگاه ترامپ متحمل یک شکست بزرگ خواهد شد؛ شکستی که با توجه به هزینه‌های هنگفت اقدامات نامتعارف و جنجالی ترامپ برای آمریکا می‌تواند آینده سیاسی او را تحت‌ شعاع قرار دهد. به این موضوع، حواشی و هزینه‌های دادگاه مادورو را نیز باید افزود. بدون شک، مادورو هر نوبت دادگاه را به محاکمه عمومی ترامپ ‌و آمریکا تبدیل خواهد کرد و در صورت مقاومت دولت ونزوئلا در برابر ترامپ، رفتار مادورو در دادگاه می‌تواند او را به یک قهرمان ماندگار در بین ملت‌های آمریکای لاتین تبدیل کند. کارشناسان معتقدند دادگاه مادورو می‌تواند منجر به ایجاد یک موج جدید ضدآمریکایی در کشورهای آمریکای لاتین، بویژه کشورهای بولیواری شود.
با در نظر گرفتن این جوانب است که می‌توان گفت پرونده ونزوئلا یک پرونده پیچیده است. برخلاف ادعای ترامپ، او نه‌تنها نتوانسته این مساله را حل کند، بلکه بشدت درگیر آن شده است و چشم‌انداز مطمئن‌کننده‌ای نیز در مقابل ترامپ وجود ندارد.

با وجود گرفتاری ترامپ در پرونده ونزوئلا، ماجرای حمله ۲۳ خرداد به ایران باعث شده همواره در بررسی و ارزیابی اقدامات و سیاست‌های ترامپ، یک گزینه جدی به احتمال فریبکاری او اختصاص یابد. ترامپ در ماجرای جنگ ۱۲ روزه نشان داد کمترین ارزشی برای اعتبار سیاسی خود قائل نیست. او در میانه مذاکرات هسته‌ای با ایران، پشت‌ پرده در حال هماهنگی با نتانیاهو برای چگونگی حمله نظامی علیه ایران بود. آن زمان، تقریبا اکثر کارشناسان پیش‌بینی می‌کردند اولویت ترامپ، توافق با ایران است. در واقع همه شواهد نشان می‌داد توافق با ایران در دسترس است و ترامپ با این توافق می‌تواند اعتبار زیادی در آمریکا و دنیا کسب کند. با این وجود او در اقدامی عجیب که دقیقا برخلاف همه پیش‌بینی‌ها، همچنین برخلاف منافع آمریکا بود؛ با پروژه نتانیاهو برای حمله به ایران همراهی کرد. واشنگتن‌پست نیز چندی پیش در گزارشی فاش کرد ترامپ تعمدا به گونه‌ای رفتار می‌کرد که ناظران به این نتیجه برسند او و نتانیاهو بر سر نحوه مواجهه با ایران اختلاف نظر دارند. بر اساس گزارش واشنگتن‌پست، ترامپ از ابتدا دنبال حمله به ایران بود و ماجرای مذاکرات، پوششی بود برای اینکه ایران را در جنگ غافلگیر کند.

این ماجرا باعث شد در ارزیابی و تحلیل سیاست‌ها، تصمیمات و رفتارهای ترامپ همواره یک احتمال بدبینانه اما واقع‌بینانه با این محتوا در نظر گرفته شود که ترامپ در حال انجام یک نمایش است و تصمیم واقعی او، همان چیزی است که بر اساس شواهد و مستندات مشهود، دور از تصور و غیرمحتمل است.

یدیعوت آحارونوت: ایران با ۲۰۰۰موشک آماده حمله است | جنگ و آشوب علیه ایران جواب نمی‌دهد

منبع خبر "همشهری آنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.