نفت ونزوئلا از دیرباز و از همان روزهای نخست کشفش مورد علاقه کاخ سفید بوده و بارها نیز برایش کودتا و شورشهای خیابانی طراحی شده است. آمریکایی که نفت برایش مهمترین فاکتور تأمین امنیت ملی است و اصلاً دوست ندارد، دسترسی به منابع و مدیریت این ماده سیاه را به کس دیگری بسپارد.
نفت همان میزان که ستون فقرات اقتصاد ونزوئلا بود، پاشنه آشیلش هم بود؛ کشوری که باوجود منابع دیگر برای کسب درآمدهای ملی روی نفت متمرکز شده و همین موضوع، کاراکاس را میزبان انواع بیثباتیهای سیاسی و اقتصادی کرده است.
با این وجود، تا همین چند ماه پیش ونزوئلا نماد خوداتکایی بود.جریانهای تندرو ایران که نظریات شبهعلمی و بسیار سطحی ارائه میکنند، معتقد بودند نیکولاس مادورو با اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی و اتکا به توان داخل، توانسته به بسیاری از بحرانهای اقتصادی غلبه کرده و تورم را بهشدت کاهش دهد. مهملاتی که البته بارها به آن پاسخ داده شد.
حتی میگفتند مادورو به چنان قدرتی دستیافته که ترامپ چارهای جز کنارآمدن با ونزوئلای قدرتمند را ندارد؛ مهملاتی که میبافتند، بهسرعت در رسانههای همسو و صداوسیما بازنشر میشد و تو گویی ونزوئلا بهشتی است که اگر ایران شبیهش شود، یک دستاورد است.
بگذریم که در دولت سیزدهم، انواع کمکهای بلاعوض مانند دو میلیارد دلار میعانات گازی صادراتی به ونزوئلا، اورهال برخی پالایشگاههای این کشور و مواردی ازایندست، به مهمترین رابطه اقتصادی تهران و کاراکاس تبدیل شد؛ مسئله اصلی اینجاست که بزرگترین دارنده ذخایر نفت عالم هستی، چنان در دهکده جهانی بیتأثیر است که حمله نظامی به آن و ربودن رئیسجمهورش، هیچ تأثیری بر بازار نفت و بازارهای مالی نگذاشت!
این اتفاق یک معنی بیشتر ندارد: «ونزوئلا کشور مهمی نیست، حداقل در بخش نفت و گاز». کسی منکر آن نیست ذخایر نفت یعنی یک ثروت بالقوه ولی آنچه مهم است، «روی زمین » است نه «زیر» زمین. کشوری که بیش از ۲۰ درصد از ذخایر نفت جهان را در دست دارد، سهمش از تولید نفت جهان کمتر از یک درصد است!
کمتر از یک درصد شد؛ چون تحریمهای هوشمندانه آمریکا طی ۱۵ سال گذشته، ضربه غیرقابل وصفی به سرخپوستان وارد کرد بهطوری که برای بازیابی دو میلیون بشکه ظرفیت ازدسترفته، حداقل به ۵ سال زمان و بیش از ۳۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری نیاز است تحریمهای آمریکا علیه ونزوئلا، تأسیسات نفتی این کشور را فرسوده و کهنه کرده، تقریباً هیچ خبری از تکنولوژی نیست و بودونبود همان تولید اندکش، هیچ تأثیری بر بازار نمیگذارد؛ چراکه بهسرعت، با افزایش تولید سایر بازیگران نفت جهان جبران میشود. زیراکسی از شرایط نفت ایران.
کاری که واشنگتن با این کشور کرد، باید به دقت تحلیل شود؛ بازی در ابتدا از تحریم شروع شد، سپس به بحران اقتصادی ختم شد و دست آخر به جنگ و ربودن مادورو؛ رئیسجمهوری که مخالفان بسیاری در کشورش دارد.
تجربه ونزوئلا حالا روبروی ماست؛ کشوری که مؤسس اوپک بود، نسل جدید قراردادهای نفتی را با خط کش ملیگرایی به جهان عرضه کرد و پرچمدار مبارزه با سلطه شرکتهای نفتی بود، حالا بهسان بیماری در حال احتضار به گوشهای افتاده و ثروت زیرزمینیاش میراثی شده برای کاخ سفید.
مادورو دیر متوجه شد؛ قاعده بازی را ندانست و چنان روی چین و روسیه حساب باز کرد که کودکی روی بزرگش. بزرگش اما منافع خودش را در آغوش کشید و در حد یک بیانیه، اعلام موضع کرد. مادورو مانند صدام، منابع نفتی را به یانکیها تعارف زد تا دست از سر جنگ و تغییر حکومتش بردارند، تعارفی که دیر زده شد و در نهایت، همانی را خلق کرد که بیمش میرفت.
1717









