قسمت پایانی فصل پنجم «Stranger Things» با ترکیبی از احساس، نوستالژی و روایت دوپهلو، سرنوشت الون را به یکی از بحثبرانگیزترین و ماندگارترین پایانهای تلویزیونی سالهای اخیر تبدیل کرده است.
به گزارش فرارو به نقل از تودی، سریال محبوب «چیزهای عجیب» پس از ۹ سال، با پخش تنها یک قسمت در قالب فصل پنجم و پایانی خود در آخرین روز سال ۲۰۲۵ به کارش پایان داد؛ پایانی که نهتنها پرونده داستانی شهر هاوکینز را بست، بلکه موجی از واکنشهای احساسی، بحثها و تفسیرها را در میان طرفداران به راه انداخت. این پایانبندی، که شکست نهایی دشمن اصلی سریال، وکنا (با بازی جیمی کمپبل باور) و ورود نوجوانان داستان به مرحلهای تازه از زندگی را به تصویر میکشید، بیش از هر چیز به سرنوشت الون، شخصیت محوری سریال با بازی میلی بابی براون، گره خورد.
واکنش هواداران به قسمت پایانی چشمگیر بود. یکی از کاربران ردیت نوشت که پس از تماشای فینال «یک ساعت تمام گریه کرده» و کاربر دیگری آن را «پایانی ۱۱ از ۱۰» توصیف کرد. در شبکه اجتماعی Threads نیز یکی از طرفداران احساس خود را به تجربه بزرگ شدن تشبیه کرد و نوشت: «بینقص. بدون هیچ ایرادی. برای من دقیقاً همان حس بزرگ شدن بود؛ ترک کردن یک دروازه مقدس در زمان، پیش از آنکه آماده باشی.»
اما در دل این احساسات، یک پرسش اصلی ذهن مخاطبان را درگیر کرد: دقیقاً چه اتفاقی برای الون افتاد؟ آیا او در پایان سریال جان خود را از دست میدهد یا سرنوشتی دیگر در انتظارش است؟ پایانبندی سریال عمداً مبهم طراحی شده و همین ابهام، بخش مهمی از تأثیرگذاری آن را شکل میدهد.
عنوان قسمت پایانی، «The Rightside Up»، خود نشانهای از مسیر داستان است: همهچیز به جای درست خود بازمیگردد. این بازگشت، به معنای بسته شدن «Upside Down» است؛ دنیای تاریکی که از فصل اول بهعنوان دروازهای تهدیدآمیز وارد زندگی شخصیتها شد و سالها سایهاش را بر هاوکینز انداخت.
در این قسمت، الون و ویل (با بازی نوآ شنپ) موفق میشوند وکنا را شکست دهند. اما این پیروزی پایان ماجرا نیست. خودِ «Upside Down» هنوز وجود دارد و باید برای همیشه نابود شود. الون بهتدریج درک میکند که نقش او در مرحله نهایی این نقشه، نقشی تعیینکننده و پرهزینه است؛ نقشی که اطرافیانش با آن موافق نیستند.
او در گفتوگویی احساسی با هاپر (دیوید هاربر)، پدرخواندهاش، میگوید: «من باید این چرخه را تمام کنم.» هاپر که سالها شاهد رنجها و بیعدالتیهایی بوده که الون تحمل کرده، بهشدت با این تصمیم مخالفت میکند و تأکید دارد که او شایسته زندگی بهتری است. هاپر میگوید: «زندگی تو خیلی ناعادلانه بوده، اما تو هیچوقت اجازه ندادی تو را بشکند. من میخواهم تو بجنگی.»
با این حال، الون تصمیم خود را گرفته است. زمانی که هاپر بمبی برای نابودی کامل «Upside Down» میسازد، الون در آستانه دروازه میایستد و از آنجا تکان نمیخورد. او حتی پیش از انفجار، بهصورت ذهنی به دیدار مایک (فین ولفهارد)، دوستپسرش، میرود و حقیقت تلخ را با او در میان میگذارد: «اگر من هنوز اینجا باشم، هیچ چیز هرگز تمام نمیشود.» سپس از مایک میخواهد که به دیگران کمک کند تصمیم او را درک کنند.
پیام آخر الون ساده اما تکاندهنده است: «من همیشه با شما خواهم بود. دوستتان دارم.» سپس اعضای گروه نظارهگر فداکاری الون میشوند؛ فداکاریای که همزمان با انفجار بمب، به بسته شدن نهایی «Upside Down» میانجامد.
پاسخ این سؤال، بسته به زاویه نگاه مخاطب، متفاوت است. پس از این صحنه، روایت ناگهان به آینده میپرد. روز فارغالتحصیلی دبیرستان فرا رسیده و مایک در گفتوگویی با هاپر اعتراف میکند که با ایده ادامه دادن زندگی بدون الون «کنار نیامده» است. همین اعتراف، بذر تردید را میکارد: آیا آنچه میبینیم، روایتی است که مایک برای کنار آمدن با واقعیت ساخته، یا حقیقتی دیگر در پس ماجرا نهفته است؟
در صحنه پایانی، گروه دوستان دوباره دور هم جمع شدهاند و «Dungeons and Dragons» بازی میکنند. مایک با استفاده از شخصیتهای این بازی، داستان آینده دوستانش را تعریف میکند و سریال با نمایش تصاویری از آینده آنها نشان میدهد که پیشبینیهای او درست از آب درآمده است. اما مایک مکث میکند و میگوید: «اما داستانی هست که هرگز نمیتواند گفته شود.» داستان جادوگر؛ شخصیتی که نماد الون است.
مایک سپس روایت دیگری را مطرح میکند: به گفته او، الون و خواهرش کَلی نقشهای طراحی کردهاند تا در آخرین لحظه او را نجات دهند. الون مجبور بوده کاری کند که همه، حتی نزدیکترین دوستانش، باور کنند که او مرده است. کَلی با اجرای طلسم نامرئی شدن و سپس ایجاد یک توهم، چنین وانمود کرده که الون در انفجار از بین رفته است.
مایک میگوید هیچکس هرگز نخواهد فهمید الون کجا رفته، اما او دوست دارد تصور کند که الون «در سرزمینی زیبا» زندگی میکند. در ادامه، بیننده الون را میبیند که در منظرهای تازه قدم میزند و به شهر کوچکی میرسد تا زندگی جدیدی را آغاز کند. مایک در روایتش میگوید: «اینجاست، بالاخره، که او به آرامش میرسد.»
ویل با تردید میپرسد: «از کجا میدانیم این داستان واقعی است؟» مایک پاسخ میدهد: «نمیدانیم. نه با قطعیت. اما من انتخاب میکنم که باورش کنم.» در نهایت، «Stranger Things» همین انتخاب را پیش روی مخاطبان میگذارد: باور کردن یا نکردن.
راس دافر، یکی از خالقان سریال، در گفتوگویی با سایت Tudum نتفلیکس تأکید کرده است: «هیچوقت نسخهای از داستان وجود نداشت که الون در پایان کنار گروه باشد.» به گفته او، مرگ یا ناپدید شدن الون بخش جداییناپذیر پایان داستان بوده است.
راس دافر توضیح میدهد که الون نماد کودکی است و پایان سریال اساساً درباره بزرگ شدن شخصیتهاست. او میگوید تیم نویسندگان نمیخواستند قدرتهای الون را از او بگیرند، زیرا او نماینده جادو و جادوی دوران کودکی است. برای اینکه شخصیتها بتوانند به مسیر جدیدی در زندگی قدم بگذارند و داستان هاوکینز و «Upside Down» به پایان برسد، الون باید از صحنه کنار میرفت.
به گفته برادران دافر، الون هرگز قرار نبود به رؤیای هاپر برای داشتن یک «دختر معمولی» تبدیل شود. آنها احتمال زنده بودن او را کاملاً رد نمیکنند، اما تأکید دارند که الون دیگر به زندگی کودکان هاوکینز بازنمیگردد. قدرت روایت مایک دقیقاً در همین نکته است: او به الون اجازه میدهد همچنان حضوری نمادین در زندگی دوستانش داشته باشد.
مت دافر نیز میگوید اگر الون جایی در جهان زنده باشد، تنها چیزی که دوستانش میتوانند به آن امید ببندند، باور به این امکان است؛ زیرا هیچ راهی برای تماس با او وجود ندارد. به اعتقاد او، این روایت بهترین راه برای زنده نگه داشتن الون در ذهن و قلب شخصیتهاست و در عین حال به آنها کمک میکند با آنچه پشت سر گذاشتهاند، کنار بیایند.