ریحانه اسکندری: پوستر رسمی یک جشنواره سینمایی فقط یک تصویر تبلیغاتی نیست؛ نوعی بیانیه بصری است که پیش از اعلام فیلمها منتشر میشود و لحن، هویت و رویکرد هنری آن رویداد را فریاد میزند.
با انتشار پوستر رسمی چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، بار دیگر بحث استفاده از تصویر بازیگران و هنرمندان بر پوسترهای جشنوارهها به مرکز توجه رسیده است. امسال تصویر علی نصیریان در فیلم «شیر سنگی» ساخته مسعود جعفریجوزانی برای پوستر انتخاب شد؛ انتخابی که خود نصیریان نسبت به آن واکنش نشان داد و گفت: «اگر میدانستم، اجازه نمیدادم.» سنت استفاده از چهرهها روی پوستر جشنواره در سینمای ایران مسبوق به سابقه است از خسرو شکیبایی (که در سیوچهارمین دوره جشنواره فیلم فجر) گرفته تا عزتالله انتظامی (سیوچهارمین جشنواره جهانی) گرفته تا عباس کیارستمی (در چهلوسومین جشنواره جهانی فیلم فجر) روی پوسترهای مختلف جشنواره نقش بستهاند. در چهلوسومین دوره جشنواره، هم پوستر با تصویر «رقیه چهرهآزاد» و نقش او در فیلم «مادر» ساخته علی حاتمی همراه بود و همزمان با روز مادر رونمایی شد. نکته جالب توجه این است که نزدیک به ده دوره قبلتر، در سیوپنجمین دوره جشنواره، تصویر خالق فیلم «مادر» یعنی علی حاتمی نیز بر پوستر جشنواره نقش بست.
این انتخاب پوستر، با واکنشهای متفاوتی در میان هنرمندان و طراحان گرافیک همراه شد. بعضیها میگفتند وقتی چهرههای شناختهشده خیلی برجسته میشوند، پوستر دیگر حس هیجان و انرژی جشنواره را منتقل نمیکند. به بیان سادهتر، «فیلم پر از نور، رنگ، صدا، موسیقی و ریتم است، اما این پوستر هیچکدام از اینها را ندارد؛ حسش خسته و خاموش است و هیجان جشنواره در آن دیده نمیشود». بعضی دیگر هم اشاره میکردند که نقاشی چهره علی حاتمی، هرچند بسیار شناختهشده و محبوب، بیش از حد آرایشی و تصویری شده و اگر کمی سادهتر و گرافیکی طراحی میشد، پیام جشنواره را بهتر منتقل میکرد و با پوستر بیشتر همخوانی داشت. تمام اینها باعث شد که طراح این پوستر عذرخواهی کرده و تغییراتی کوچک در آن اعمال کرد.
این اعتراضات و نقدها باعث شد نگاهها به پوسترهای جشنوارههای جهانی جلب شود؛ بررسی کنیم که چگونه جشنوارههایی مانند کن، ونیز، برلین، تورنتو و لوکارنو از چهرهها برای بیان هویت و روایت بصری خود استفاده کردهاند و تفاوت رویکرد آنها با تجربه فجر چیست.
در میان جشنوارههای معتبر جهان، کن بیش از همه به پوستر اهمیت نمادین داده است. هر ساله طراحان پوستر این جشنواره تلاش میکنند روح زمانه و حافظه سینما را در یک قاب خلاصه کنند. یکی از شناختهشدهترین رویکردهای کن، ادای احترام به بازیگران بزرگ تاریخ از طریق قرار دادن چهره آنان بر پوستر رسمی است؛ کانسپتی که دستکم در نه دوره مختلف به شکلی جدی به کار گرفته شده و حالا تبدیل به بخشی از میراث این جشنواره شده است.
در حالی که بسیاری از جشنوارهها پوستر را صرفاً به عنوان یک المان گرافیکی میبینند، کن آن را به پلی میان گذشته و حال سینما تبدیل کرده است. این گزارش به بررسی این سنت، نمونههای شاخص آن و همچنین تفاوت بنیادین سبک کن با جشنوارههایی مانند ونیز، برلین، تورنتو و لوکارنو میپردازد.
آغاز یک ادای احترام جهانی: اینگرید برگمان بر پوستر ۲۰۱۵
سال ۲۰۱۵، جشنواره کن در شصتوهشتمین دوره خود تصمیم گرفت پوستر رسمی را به تصویر اینگرید برگمان اختصاص دهد؛ بازیگر سوئدیتبار عصر طلایی هالیوود که با بزرگانی چون آلفرد هیچکاک، روبرتو روسلینی و اینگمار برگمان همکاری کرده بود. این انتخاب همزمان با صدمین سال تولد او صورت گرفت و پوستر به نوعی تبدیل به پیشدرآمد جشنهای جهانی بزرگداشت این هنرمند شد.
کن در معرفی برگمان او را «نماد مدرن»، «زنی رهاشده و پیشرو»، «بازیگری بیباک» و «چهرهای شاخص برای رئالیسم نو» توصیف کرد. تصویر پوستر بر اساس عکسی از دیوید سیمور از آژانس مگنوم ساخته شد و طراحی آن را هروه شیژونی و ژیل فراپیه بر عهده داشتند؛ همان تیمی که سال قبل پوستر دوره ۲۰۱۴ را با تصویر مارچلو ماسترویانی طراحی کرده بود.
این دوره از کن نشان داد که استفاده از چهره بازیگر روی پوستر نهتنها عجیب نیست، بلکه میتواند لایههای عمیق معنایی ایجاد کند. خانواده برگمان نیز بهشدت تحت تأثیر قرار گرفتند. ایزابلا روسلینی، دختر او در واکنش گفت: «خانواده من عمیقاً از این انتخاب برای تصویر مادرمان بر پوستر رسمی کن متأثر شدهاند.» همین جمله کافی بود تا پوستر رسمی از یک تصویر ساده به یک رویداد خبری تمامعیار بدل شود.
مارچلو ماسترویانی و نگاه طنازانه کن در پوستر ۲۰۱۴
یک سال پیش از ادای احترام به برگمان، طراحان کن در شصتوهفتمین دوره جشنواره به سراغ یکی از محبوبترین چهرههای سینمای ایتالیا رفتند: مارچلو ماسترویانی. پوستر رسمی سال ۲۰۱۴ بر اساس تصویری از فیلم جاودانه فدریکو فلینی «هشتونیم» طراحی شد؛ تصویری که بازیگر را با عینکهای تیره و لبخندی مرموز نشان میداد.
شیژونی، طراح پوستر، درباره آن تصویر گفت: «نگاه ماسترویانی از بالای عینکهای سیاهش ما را به درون وعده خوشبختی سینمای جهانی میکشد.» دختر او، کیارا ماسترویانی، نیز واکنشی ساده اما پرمعنا داشت: «بسیار مفتخرم که کن با این پوستر به پدرم ادای احترام کرده است. این تصویر دقیقاً خود اوست: با طعنهای شیرین و فاصلهگذاری کلاسیک.»
این پوستر نمونهای روشن از رویکرد کن است: جشنواره با انتخاب یک چهره، در واقع درباره نوع سینمای مورد دفاع خود حرف میزند؛ سینمایی شاعرانه، آزاد و غیرقابل پیشبینی.
قهرمانان زن در قاب: پوستر ۲۰۱۰ با ژولیت بینوش
کن از اواخر دهه ۲۰۰۰ به شکلی نظاممند به استفاده از «قهرمانان زن» روی پوسترهایش علاقهمند شد. در سال ۲۰۱۰ و شصتوسومین دوره، پوستر رسمی جشنواره تصویری از ژولیت بینوش بود؛ عکسی گرفتهشده توسط بریژیت لاکومب. سازماندهندگان اعلام کردند که این پوستر ادامه مجموعهای است که به «رازهای پرده سینما» میپردازد.
در توضیح پوستر آمده بود: «بینوش با یک حرکت قلمموی درخشان، جان تازهای به تصویر میدهد.» این پوستر، برخلاف پوسترهای کاملا رئالیستی، نوعی فضای استعاری داشت: بازیگری که خود به نقاشی و هنرهای تجسمی علاقهمند است و حالا نماد آفرینش دوباره سینما شده است.
مریلین مونرو، کلودیا کاردیناله و مروری بر حافظه سرخ کن
سال ۲۰۱۲، جشنواره در شصتوپنجمین سالگرد خود چهره مریلین مونرو را به عنوان نماد پوستر برگزید؛ انتخابی که بیش از هر چیز بر عنصر «رویا» و جذابیت جاودانه هالیوود تأکید داشت. تصویر مونرو از آرشیو تاریخی اتو ال. بتمان استخراج شد و طراحی گرافیکی آن را آژانس برونکس انجام داد.
چند سال بعد، در ۲۰۱۷ و هفتادمین دوره، نوبت به کلودیا کاردیناله رسید؛ بازیگر ایتالیایی که در پوستر رسمی در حال رقص روی پشتبامهای رم دیده میشد. لحن معرفی پوستر کاملاً هماهنگ با تصویر بود: «او میرقصد، میخندد، زندگی میکند!» کن در این پوستر نهفقط یک بازیگر، بلکه یک فعال اجتماعی و زنی مستقل را برجسته کرد تا روح جشن هفتادمین سالگرد را بازنمایی کند.
همچنین در سال ۲۰۱۸، تصویر کاترین دنو بر پوستر رسمی قرار گرفت؛ پوستر دوره ۷۶ که با نگاهی شاعرانه به دوران جوانی این بازیگر پرداخت و از او به عنوان «پیوند میان نسلهای مختلف فیلمسازان» یاد کرد. دنو نمونهای عالی از ستارهای است که هم در سینمای هنری درخشیده و هم در آثار محبوب عامه حضور داشته است؛ دقیقاً همان دوگانهای که کن همیشه میکوشد میان آن تعادل برقرار کند.
فی داناوی: تجسم رویای سینمایی در پوستر ۲۰۱۱
پوستر رسمی سال ۲۰۱۱ با تصویری از فای داناوی بر اساس عکسی از جری شاتزبرگ طراحی شد. این عکس در سال ۱۹۷۰ گرفته شده بود؛ همان سالهایی که شاتزبرگ از دنیای عکاسی وارد فیلمسازی میشد و در ۱۹۷۳ با فیلم «مترسک» نخل طلا را به دست آورد.
این پوستر بیش از آنکه صرفا نوستالژیک باشد، نوعی تجلیل از ظرافت بصری و زیبایی کلاسیک سینما بود. انتخاب داناوی یادآور فیلم ترمیمشده «معمای بچه سقوط کرده» نیز شد که قرار بود در همان سال در کن نمایش داده شود. بار دیگر پوستر به یک عنصر روایی در دل جشنواره تبدیل شد.
سنت تثبیتشده کن: چرا چهرهها مهماند؟
استفاده از تصویر بازیگران بزرگ در پوستر رسمی کن، در تمام این سالها یک منطق مشخص داشته است. جشنواره کن خود را نگهبان تاریخ سینما میداند. قرار دادن چهره یک بازیگر روی پوستر یعنی یادآوری این حقیقت که سینما بدون انسان معنا ندارد. هر پوستر در کن تلاش میکند به مخاطب بگوید: پیش از فیلمها، پیش از قراردادها و بازارها، این هنر با رؤیاهای بازیگران و فیلمسازان زنده مانده است.
به همین دلیل است که چنین انتخابهایی همواره با واکنشهای خبری، خانوادگی و هنری همراه میشوند و به بخشی از روایت رسانهای جشنواره بدل میگردند.
سابقه استفاده از چهرهها روی پوستر؛ تجربه سن سباستین
البته سنت استفاده از چهره بازیگران روی پوستر جشنوارهها تنها مختص جشنواره کن نیست. برای مثال، در سال ۲۰۲۰، جشنواره بینالمللی فیلم سن سباستین نیز تصویر ویلم دفو را روی پوستر رسمی خود قرار داد. دفو، بازیگری چهار بار نامزد جایزه اسکار و پیشتر دریافتکننده جایزه افتخاری دونوستیا، سومین ستاره بینالمللی بود که این جشنواره او را روی پوستر برجسته کرد؛ پیش از او ایزابل هوپر (۲۰۱۸) و پنهلوپه کروز (۲۰۱۹) چنین نقشی داشتند. این نمونه تاریخی نشان میدهد که استفاده از چهره بازیگران برای معرفی جشنواره و هویت آن، سنتی پذیرفته شده در جشنوارههای معتبر جهانی است.
آن سوی اروپا و آمریکای شمالی: پوستر در جشنوارههای دیگر
اما دقیقاً همانطور که اشاره شد، این رویکرد چهرهمحور، به صورت سنت محور و جدی محدود به جشنواره کن است. وقتی از ونیز، برلین و تورنتو حرف میزنیم، با دنیای کاملاً متفاوتی روبهرو هستیم؛ جشنوارههایی که آگاهانه از ستارهها فاصله میگیرند و بیشتر بر هویت شهری و برندینگ فرهنگی خود تکیه دارند.
جشنواره ونیز: وقار تاریخی بدون ستارهسازی
پوسترهای جشنواره فیلم ونیز معمولاً بر اساس عناصر معماری، شیر بالدار سنمارکو یا نشانههای گرافیکی مینیمال طراحی میشوند. این جشنواره که قدیمیترین رویداد سینمایی جهان است، بیش از آنکه به ادای احترام شخصی علاقه داشته باشد، به سنتهای دیرینه خود وفادار مانده است. در پوسترهای ونیز کمتر ردپایی از چهره واقعی میبینیم؛ چرا که این رویداد میخواهد مخاطب را مستقیم به فیلمها ارجاع دهد، نه به اسطورهها.
البته استثناهایی هم وجود داشته است. به عنوان مثال در سالهای اخیر و همزمان با موجهای فرهنگی خاص، ونیز گاه پوسترهای غیر رسمی برای بزرگداشت کارگردانان منتشر کرده است؛ از جمله بزرگداشت غیررسمی برای صدمین سال تولد پیر پائولو پازولینی که بیشتر در قالب طرحهای گرافیکی حاشیهای دیده شد، نه به عنوان پوستر اصلی جشنواره.
برلین : سیاست، جامعه و طراحی مفهومی
جشنواره برلین از ابتدا رویکردی اجتماعیتر داشته است. پوسترهای جشنوراه فیلم برلین عموما بر پایه نماد خرس برلین طراحی میشوند و هر سال با تغییرات خلاقانهای در همان موتیف اصلی همراهاند. طراحان این جشنواره به جای تصویر بازیگران، با بازیهای تایپوگرافی و رنگی تلاش میکنند پیامهایی درباره چندفرهنگی بودن، سیاست معاصر و روح انتقادی سینما بدهند.
در برلین، هویت جشنواره مهمتر از هر نامی است. حتی زمانی که بزرگداشتی برای هنرمندان برگزار میشود، پوستر اصلی از مسیر انتزاع و مینیمالیسم خارج نمیشود.
تورنتو: پوستر به مثابه نقشه راه
در جشنواره تورنتو پوستر بیشتر نقش راهنمای شهری را دارد. جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو به دلیل گستردگی برنامهها و مخاطبان عام، از تصاویری استفاده میکند که حس حرکت، انرژی کلانشهری و تنوع سینمای جهان را منتقل کند. چهره بازیگر روی پوستر تورنتو تقریبا هیچ جایگاهی ندارد. این جشنواره میخواهد مکانی برای کشف استعدادهای تازه باشد؛ بنابراین تمرکز روی ستارههای قدیمی با فلسفه آن همخوان نیست.
لوکارنو: انتزاع به جای رئالیسم
یکی از متفاوتترین نمونهها در میان جشنوارههای معتبر، لوکارنو است. این جشنواره سوئیسی سالهاست به طراحیهای کاملا گرافیکی و تجربی علاقهمند است. در خیلی از سالها حتی از چهرههای کاملا انتزاعی استفاده کرده است؛ صورتهایی که بیشتر شبیه طرحهای هنریاند تا پرترههای واقعی. هدف لوکارنو ساختن فضایی رادیکال و پیشرو است؛ فضایی که به سینمای مولف و تجربی نزدیک باشد.
جشنوارههای غیراروپایی و تجربههای خاص
جشنواره فیلم دوحه در قطر نیز گاهی از سنتهای کن الهام گرفته، اما با لحن بومی خود. این جشنواره در یکی از دورهها برای احترام به تاریخ سینما، مجموعهای متشکل از چهره دهها بازیگر و کارگردان را به عنوان تصویر تبلیغاتی منتشر کرد. با این حال، حتی آن نیز بیشتر یک حرکت نمادین یکساله بود و نه تبدیل به سنتی دائمی.
پوستر، آینه رویکردها
بررسی پوسترهای جشنوارههای مختلف نشان میدهد که تصویر رسمی جشنواره کن در واقع نوعی روایت مکمل برای خود رویداد است. کن با انتخاب بازیگران بزرگ، حافظه سینما را به امروز فرا میخواند. اما جشنوارههای ونیز، برلین و تورنتو، پوستر را به مثابه بخشی از هویت سازمانی خود تعریف کردهاند؛ هویتی که مستقل از ستارهها شکل میگیرد.
لوکارنو در این میان مسیری سوم را برگزیده است: استفاده از گرافیک جسورانه و گاه صورتهای کاملاً هنری برای تأکید بر ماهیت تجربی جشنواره.
بنابراین اگر امروز دوباره در کن چهره یک بازیگر بر پوستر ظاهر شود، باید آن را نه یک اتفاق غیر معمول، بلکه ادامه مسیری دانست که سالها پیش با برگمان، بینوش، مونرو، دنو و کاردیناله تثبیت شده است؛ مسیری که به ما یادآوری میکند سینما پیش از هر چیز «صورت انسان» است.
بنابراین به نظر میرسد با توجه به سیاستهای یک جشنواره سادگی پوستر یا استفاده از تصویر بزرگان هنر اتفاق عجیب با غیرهنریای نیست و حتی میتواند معانی خاصی را به مخاطبینش انتقال دهد. هرچند کیفیت تصاویر در این نوع پوسترسازی بسیار مهم است. حال آنکه بعد از استفاده از تصویر خسرو شکیبایی در پوستر سی و چهارمین دوره جشنواره فجر به نوع گرافیک و نگارش پوستر ایراداتی وارد شد که کاملا قابل تامل است.
۵۹۲۴۴









