به گزارش خبرنگار مهر، نشست هفته زن مجاهد مسلمان به همت دفتر مطالعات جنسیت و جامعه برگزار شد.
حمیده طائب، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس، در این رویداد با تأکید بر اینکه «الگوی سوم زن» هنوز بهصورت نهایی تثبیت نشده و در مرحله شکلگیری نظری قرار دارد، گفت: این الگو سیال است، ایستا نیست و بر بستری اجتماعی و فرهنگی مینشیند که اگر به آن توجه نشود، الگو صرفاً در حد یک ایده ذهنی باقی میماند و قابلیت گسترش در جامعه را نخواهد داشت.
طائب با اشاره به فاصله میان ذهنیت نظری و عینیت اجتماعی در بحث الگوی سوم اظهار کرد: مخاطب زمانی یک داده نظری را میپذیرد که بتواند برای آن تأیید بیرونی در واقعیت اجتماعی پیدا کند. اگر آنچه ارائه میشود بیش از حد ایدهآلگرایانه، غیرقابل تحقق یا حتی در تعارض با تجربه زیسته جامعه باشد، این الگو به یک اقلیت محدود خواهد شد و امکان تسری اجتماعی پیدا نمیکند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس با تأکید بر نیاز جدی به «مهندسی فرهنگی» در معرفی الگوی سوم زن تصریح کرد: تولید محتوا در این حوزه نیازمند شناخت دقیق مخاطب، درک زمینههای اجتماعی و توجه به چالشهای واقعی الگوی سوم است. بدون این مهندسی، حتی نیتهای درست نیز میتواند به نتایج معکوس منجر شود.
طائب با هشدار نسبت به «ابرزنسازی» در تعریف شاخصها و مؤلفههای الگوی سوم گفت: وقتی مجموعهای از مؤلفهها بهگونهای تعریف میشود که تنها یک زن ایدهآل و دستنیافتنی را تصویر میکند، عملاً امکان کاربردیسازی از بین میرود. باید مشخص شود کدام مؤلفهها وجه مشترک الگوی سوم هستند و کدامها میتوانند متنوع باشند.
به گفته او، اگر این صورتبندی بهدرستی انجام نشود، حتی میان کسانی که خود را پیرو الگوی سوم میدانند، الگوهای رقیب شکل میگیرد و بهجای قرار گرفتن ذیل یک چتر گفتمانی مشترک، با یکدیگر وارد رقابت میشوند.
توجه همزمان به کیفیت و کمیت الگو
طائب با بیان اینکه تمرکز صرف بر کیفیت و نادیده گرفتن بُعد کمی، یکی از آسیبهای جدی در ترویج الگوی سوم است، افزود: الگو باید بهگونهای طراحی شود که طیف وسیعی از زنان بتوانند خود را مخاطب آن بدانند. الگوی سوم نباید به تصویری از «ابرزنی خاص» محدود شود که حتی در همان محدوده نیز باقی بماند.
وی در ادامه با طرح این پرسش که «مخاطب نهایی الگوی سوم چه کسانی هستند؟» گفت: آیا این الگو برای زنان ایران، زنان مسلمان جهان یا همه زنان دنیاست؟ برداشت من این است که در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی، افق نهایی، معرفی الگویی برای زنان جهان است و همین مسئله، اهمیت مهندسی فرهنگی و طراحی دقیق مدل را دوچندان میکند.
این استاد دانشگاه با تأکید بر نگاه فرایندی به الگوی سوم بیان کرد: الگوی سوم نباید نقطه توقف داشته باشد. باید مدلی طراحی شود که حرکت، رشد و سیر در آن معنا داشته باشد. اگر حضرت زهرا (س) بهعنوان قله در نظر گرفته میشود، باید دامنهای تعریف شود که زنان در موقعیتهای مختلف بتوانند در این مسیر حرکت کنند.
طائب با اشاره به تنوع الگوهای زن در قرآن کریم افزود: محدود کردن الگوی سوم به یک قالب ثابت، نگاهی «کارخانهای» است. قرآن تنوع الگو را نشان میدهد؛ از حضرت آسیه و حضرت مریم (س) گرفته تا دیگر زنان برجسته. این کثرت نشان میدهد که الگوی سوم، موقعیتمحور است و انتخابها در آن متناسب با شرایط، دشمنشناسی و نوع مجاهدت تعریف میشود.
این عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس با انتقاد از روایتهای رایج در علوم انسانی گفت: بخش قابل توجهی از ادبیات روانشناسی، جامعهشناسی و مطالعات جنسیت، برساخته نظمی جهانی است که اهداف خاص خود را دنبال میکند. این روایتها، تصویری سیاهنماییشده از سنت ارائه میدهند و مدرنیته را بهعنوان الگوی نجاتبخش معرفی میکنند.
وی افزود: در ادبیات دانشگاهی، کمتر به الگوهایی چون حضرت خدیجه (س) توجه میشود؛ زنی که پیش از اسلام نیز تاجر و فعال اجتماعی بود. این در حالی است که بازخوانی تاریخ و تولید ادبیات متناسب با اهداف تمدنسازی اسلامی، ضرورتی انکارناپذیر است.
الگوی سوم؛ روایت توحیدی در برابر دوگانههای رایج
طائب با تأکید بر اینکه دوگانه اصلی در بحث زن، «توحیدی و غیرتوحیدی» است، نه صرفاً سنتی و مدرن، گفت: الگوهای سنتی، فمینیستی یا پستمدرن، در نهایت درگیر نزاعی گفتمانی هستند که هدف مشترک آنها، حذف روایت توحیدی از زن است.
وی در تبیین خوانش خود از الگوی سوم تصریح کرد: در الگوی توحیدی، زنسالاری، مردسالاری یا فرزندسالاری مطرح نیست؛ بلکه خداسالاری مبنای روایت است. قرآن نقطه آغاز فهم است و روایتها باید با قرآن سنجیده شوند، نه بالعکس؛ امری که متأسفانه کمتر به آن توجه شده است.
این عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس تأکید کرد: الگوی سوم زن، برخاسته از ماهیت تمدنی انقلاب اسلامی است و هدف آن، صرفاً پاسخ به مسائل زنان ایران نیست، بلکه ارائه الگویی انسانی و توحیدی برای زنان جهان است؛ الگویی که بدون بازنگری در ساختارها، ادبیات و حتی الگوی مردان، بهدرستی محقق نخواهد شد.
وی با تأکید بر ضرورت تعمیق در ادبیات قرآنی در تبیین الگوی سوم زن گفت: هرچند تجربه زیسته و فهم تاریخی ما ناگزیر بر برداشتمان از قرآن اثر میگذارد، اما تا حد امکان باید تلاش کنیم با خود قرآن مواجه شویم و مبنای فهم را از متن وحی بگیریم، نه صرفاً از قرائتهای تاریخی و فرهنگی.
وی با اشاره به افق نهایی الگوی سوم افزود: الگوی سوم، نگاهی است که دنیا را در امتداد آخرت میسازد؛ نه دنیا را نفی میکند و نه در آن متوقف میشود. این الگو انسانی است، متنوع است، شرایط و موقعیتها را درک میکند و نه شرقی است و نه غربی، بلکه مبتنی بر مدل توحیدی خاص خود است.
حضرت زهرا (س) قله الگو؛ امام خمینی (ره) معیار تبیین
طائب با بیان اینکه حضرت زهرا (س) قله الگوی سوم زن است، تصریح کرد: برای پرهیز از سوءبرداشت، ترجیح میدهم چالشهای الگوی سوم را از منظر امام خمینی (ره) بیان کنم. الگوی سوم زن، قابل تفکیک از نگاه امام و رهبر انقلاب به زن نیست؛ چراکه آنچه آنان معرفی کردهاند، اسلام ناب است و اگر این مؤلفه از الگوی سوم حذف شود، دیگر با الگوی سوم مواجه نخواهیم بود، بلکه به نوعی بازتولید نگاه سنتی خواهیم رسید.
این استاد دانشگاه با اشاره به وصیتنامه سیاسی الهی امام خمینی (ره) گفت: نمیتوان بیانات امام را زمانمند تلقی کرد؛ بهویژه آنجا که ایشان با دقت کلمات را برای وصیتنامه انتخاب کردهاند. امام در این متن با افتخار از حضور بانوان پیر و جوان در عرصههای فرهنگی، اقتصادی و حتی نظامی یاد میکنند و تصریح دارند که زنان، همدوش مردان و گاه بهتر از آنان، در مسیر تعالی اسلام و تحقق مقاصد قرآن کریم نقشآفرینی کردهاند.
طائب با تأکید بر دقت واژگانی امام خمینی (ره) ادامه داد: امام از زنانی یاد میکنند که با رهایی از «محرومیتها و خرافات» وارد میدان شدند و تصریح میکنند که این محرومیتها حاصل توطئه دشمنان و ناآشنایی دوستان با احکام اسلام و قرآن است. این نکته نشان میدهد که الگوی سوم زن، دو رقیب جدی دارد؛ یکی دشمن آشکار و دیگری دوستان ناآشنا به دین.
به گفته وی، امام خمینی (ره) خرافات را ساخته دشمنان برای منافع خود میدانند که بهدست نادانان و حتی برخی آخوندهای بیاطلاع از مسائل مسلم اسلام بازتولید شده است. طائب تأکید کرد: این بخش از مبارزه، بهمراتب دشوارتر از تقابل با گفتمان غرب است؛ چراکه خرافات، به نام دین وارد میدان میشوند و تشخیص آنها نیازمند تعقل و گفتمانسازی عمیق است.
وی افزود: اگر تصور کنیم که با نقد گفتمان غربی، مسئله الگوی سوم حل میشود، دچار سادهانگاری شدهایم. چالش اصلی از جایی آغاز میشود که باید با برداشتهای نادرست درونی، چه در حوزهها و چه در فضای فرهنگی، مواجه شویم. این امر نیازمند بازنگری، بازخوانی انتقادی و شجاعت علمی است.
تمایز عادات فرهنگی از تعالیم اصیل اسلام
این عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس در ادامه، با استناد به دیدگاههای امام موسی صدر، به یکی از آسیبهای جدی در فهم مسئله زن اشاره کرد و گفت: یکی از مشکلات اساسی، آمیخته شدن عادات جوامع مسلمان با تعالیم اصیل اسلام است. تمایز قائل شدن میان این دو، وظیفهای جدی برای پژوهشگران حوزه زن و خانواده است.
طائب با طرح مثالی افزود: الگوی سومی که معرفی میکنیم، بیتردید ایرانی اسلامی است؛ اما باید شفاف بگوییم کدام بخش آن ریشه در فرهنگ ایرانی دارد و کدام بخش برخاسته از اسلام است. برای نمونه، «حیای اسلامی» لزوماً با آنچه در فرهنگ ایرانی بهعنوان حیا تعریف شده، یکسان نیست و بسیاری از محدودیتهایی که امروز بهعنوان ارزش دینی معرفی میشود، در واقع ریشه فرهنگی دارد.
وی با اشاره به تحلیل امام موسی صدر تصریح کرد: به باور ایشان، بخشی از این آموزهها به دورهای خاص از تاریخ بازمیگردد و بخشی دیگر، تعالیم بنیادین و جاودان اسلام است. اگر این تفکیک بهدرستی انجام نشود، الگوی سوم زن بهجای آنکه مبتنی بر توحید باشد، در دام عادات تاریخی و قرائتهای نادرست گرفتار خواهد شد.
طائب در پایان تأکید کرد: الگوی سوم زن، پروژهای تمدنی و بلندمدت است که بدون تعمیق قرآنی، بازخوانی انتقادی سنت، تمایز میان فرهنگ و دین، و توجه همزمان به دشمن بیرونی و انحراف درونی، امکان تحقق واقعی نخواهد داشت.









