به گزارش خبرنگار مهر، داشتن و رسیدن به شهرهای تابآور در دنیای امروز که تهدیدات دیگر صرفاً در نبردهای نظامی خلاصه نمیشوند، موضوع غیرقابل انکاری است. شهرهایی که نه تنها در دوران جنگ سخت، بلکه در شرایط جنگ سایبری و یا در مواجه با بحرانهای طبیعی هم از تابآوری بالایی برخوردار بوده و امکان ادامه حیات را برای شهروندان فراهم کنند. در این میان طبیعتاً تابآور شدن پایتخت به عنوان قلب هر کشوری از اهمیت ویژهتری برخوردار است. شهرهایی که برای ساختن آن دستگاههای اجرایی وظایف مختلفی را برعهده دارند اما در این میان طبیعتاً شهرداریها با توجه به حیطه اختیاراتی که دارد، میتواند نقش مهمتری را ایفا کند. نهادی که البته برای تحقق این مهم، نیازمند آن است که تغییراتی در سطح کلان خود داشته باشد. مسئلهای که به صورت مفصل در گزارش سیاستی منتشر شده از سوی مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران با عنوان «گذار از شهرداری خدماتی به شهرداری تابآور؛ نقش حکمرانی رفتاری در تحول مدیریت شهری تهران در شرایط جنگ ترکیبی» که در شهریور ماه امسال به چاپ رسیده، به آن پرداخته شده است.
تهران؛ خط مقدم کشور در جنگ ترکیبی
تجربه جنگ ۱۲ روزه و تمرکز دشمن در حمله نظامی و روانی به پایتخت و شهروندان تهرانی نشان داد، در دنیای امروز، جنگ ترکیبی، یعنی بهرهگیری همزمان و راهبردی از حملات نظامی، عملیات سایبری، تحریم اقتصادی و جنگ روانی، به تهدیدی مزمن و چند سطحی علیه تهران تبدیل شده است، حملاتی که هدف آن دیگر مانند گذشته، اشغال فیزیکی شهر نیست، بلکه دشمن به دنبال آسیبپذیر کردن شهر از درون، بیثباتسازی ذهن شهروندان، ایجاد هراس، فرسودن اراده ملی و مهمتر از همه، تحمیل «محاسبات راهبردی اشتباه» به تصمیمگیران از طریق «نفوذ» و «جنگ ادراکی» بوده و پایتخت کشور برای تحقق این هدف دشمن از اهمیت صدچندانی برخوردار است.
راهبرد شهرداری خدماتمحور دیگر جوابگو نیست
شهرداری تهران در دفاع مقدس اخیر با عینک شهرداری خدماتی توانست عملکرد قابل تقدیری را از خود در حوزههای مختلف از جمله حفاظت از شریانهای حیاتی مانند مترو و اتوبوسرانی، اطفای حریق، آواربرداری و امدادرسانی، پاکسازی معابر، اسکان هموطنان آسیبدیده و بازسازی سریع منازل نشان دهد که معنایش وجود توانایی مدیریت کالبد در سطح بالا است.
از سوی دیگر موضوعی که نمیتوان آن را نادیده گرفت؛ آن است که کشور در حوزه نرم افزاری و جنگ نرم در طول ۱۲ روزه دفاع مقدس دوم، میتوانست با توجه استعدادها و ظرفیتهایی که در اختیار داشت، عملکرد قابل قبول تری از خود نشان داده و همانطور که در جنگ سخت، ضربات سنگینی به دشمن وارد کرد، در حوزه نرم افزاری هم ماشین جنگی دشمن را از کار بیندازد.
البته در این بین، نکته غیرقابل انکار آن است که در صحنه بازی جنگ نرم، میتوان نام دستگاههای مختلفی را برشمرد که برخی از آنها در قامت متولیان اصلی نقش آفرین هستند و در مقابل شهرداری تهران را از حیث ساختاری و مسئولیتی، نمیتوان جز بازیگران این زمین قلمداد کرد؛ اما تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد که این دستگاه خدماتده نیز هم ظرفیت بالایی برای مقابله با تهدیدات نرم دشمن و آرام کردن فضای شهر دارد.
مسئلهای که حالا با نگاهی ریزبینانه به دوران پساجنگ باید عنوان کرد که شهرداری تهران باید با برنامهریزی دقیق، بازوی ارائه خدمات خود در حوزه نرم و مقابله با تهدیدات این حوزه را فعال و تقویت کند. چرا که تداوم پارادایم «شهرداری خدماتی» که بر مدیریت کارآمد خدمات و زیرساختهای فیزیکی متمرکز است، باعث میشود تا شهرداری علی رغم ظرفیت بالای خود در نقش آفرینی شهری، به یک شرکت خدماتی تقلیل پیدا کند که تنها شاخصهای کمی و مالی را مدنظر قرار میدهد و از ابعاد انسانی، اجتماعی و روانی شهر غافل است. رویکردی که با تضعیف سرمایه اجتماعی و همبستگی محلی، شهر را در برابر شوکهای بیرونی، بهویژه تهدیدات غیرکالبدی، آسیبپذیر میسازد.
شهرداری از ارائه دهنده خدمات به معمار انتخاب تبدیل شود
در چنین وضعیتی طبیعتاً تغییر در سطح کلان و در ساحت حکمرانی برای شهرداریها میتواند شرایط را برای تحقق شهر تاب آور فراهم کند. در حقیقت بهرهگیری از حکمرانی رفتاری که در آن استفاده هدفمند و اخلاقی از یافتههای علوم رفتاری و روانشناسی اجتماعی برای طراحی سیاستها و محیط شهری مدنظر قرار بگیرد باعث خواهد شد تا شهروندان به صورت غیرمستقیم و داوطلبانه به سمت انتخابها و رفتارهای مطلوب بدون سلب آزادی انتخاب آنها، سوق داده شوند. اتخاذ این رویکرد، با درک محدودیتهای عقلانیت انسانها در شرایط استرس، باعث میشود نقش شهرداری از یک «ارائهدهنده خدمات» به یک «معمار انتخاب» بازتعریف شود و البته باید به این مهم هم اشاره کرد که اتخاذ چنین رویکردی، در سطح شهری به معنای یک انقلاب پارادایمی خواهد بود.
در اصل اتخاذ رویکرد رفتاری در شهرداری با توانمندسازی شهروندان، هم اثربخشی زیرساختهای موجود را افزایش میدهد و هم زمینه مشارکت گسترده در برنامههای پدافند غیرعامل را فراهم میسازد. اتخاذ چنین رویکردی با توجه به سرعت و ماهیت تهدیدها در دنیای امروز، به عنوان سرمایهگذاری بر توانمندسازی رهبران محلات و آموزش لایهای شهروندان از اهمیت بالایی برخوردار است.
چارچوب سیاستی برای تحقق حکمرانی رفتاری در شهرداری
برای رسیدن به چنین رویکرد و همچنین تحول شهری نیازمند داشتن چارچوب سیاستی هستیم؛ چارچوبی که در آن شهرداری به مثابه معمار انتخاب به عنوان راهبرد اصلی تلقی شده و شاهد حرکت از مدیریت کالبد به هدایت نرم رفتار باشیم.
همچنین این مهم نیازمند جعبه ابزار اجرایی است که در آن باید شبکه امنای محله، سامانه امانت یار، استانداردسازی ایستگاههای عمیق مترو به عنوان پناهگاه، تحقق طرح خانواده آماده با هدف آموزش به خانوادهها از طریق فرزندان، راه اندازی پویش روایت امید با هدف تولید و انتشار گسترده از موفقیتهای شهروندان در مدیریت بحران، اعطای بسته سلامت روان اضطراری، ایجاد سامانه مقابله با شایعات از طریق راه اندازی خط ارتباطی فوری و ۲۴ ساعته و فعالیت دفاتر حکمرانی رفتاری مورد توجه قرار بگیرد.
گام سوم هم داشتن نقشه راه سه مرحلهای در بازه زمانی کوتاه مدت و بلندمدت است. سه مرحلهای که شامل بسیج و اعتمادسازی ظرف ۶ ماه، فاز توسعهای یعنی ظرفیت سازی ظرف ۶ تا ۲۴ ماه و در نهایت هم نهادینه سازی از سال ۲ به بعد است.
در دنیای امروز شهرداری به مثابه «معمار انتخاب» راهبرد اصلی حرکت از مدیریت کالبد به هدایت نرم رفتار است. شهرداری باید با راهبری شبکههای محلی و طراحی هوشمندانه محیط شهری، حس مسئولیتپذیری و هویت جمعی شهروندان را فعال کرده و آنها را به شرکای اصلی خود در تأمین امنیت و تابآوری شهر تبدیل کند.
تدابیری برای کاهش ریسکهای احتمالی
البته این کار ریسکهایی هم دارد که از جمله آن میتوان به سوءبرداشت اخلاقی، مقاومت بوروکراتیک و ناهمگونی اجتماعی تهران اشاره کرد؛ ریسکهایی که هر کدام میتواند تحقق این رویکرد را با چالش جدی مواجه کند. به همین دلیل باید در کنار داشتن شفافیت کامل در مورد اهداف و سازوکارهای مداخلات و تعهد به منشور اخلاقی، به حمایت قاطع و مستمر شخص شهردار و شورای شهر از دفتر حکمرانی رفتاری و برگزاری کارگاههای آموزشی برای مدیران میانی با هدف تبیین مزایای این رویکرد هم توجه ویژه داشت.
راهبرد سوم هم ایجاد پیروزیهای سریع برای نمایش کارآمدی و همچنین بومی سازی و انعطاف پذیری اجرای پایلوت این مهم در محلات است که میتواند خطر چنین ریسکهایی را کاهش دهد.
در مجموع باید عنوان کرد مدیریت هوشمند شهری در تهران از این پس، باید معطوف به ترکیب چابک حکمرانی سخت و نرم باشد. همچنین راهبرد گذار از شهرداری خدماتی به شهرداری تابآور به مدد حکمرانی رفتاری، خلق معماری جدیدی برای امنیت، اعتماد و مشارکت عمومی است تا اینگونه شاهد فعالیت شهرداری فعالی باشیم که نه فقط شهر را، بلکه مردم را برای مواجهه خلاقانه و مقاوم با بحرانهای اعصار آینده آماده میسازد.









