چهارشنبه 17 دی 1404
Wednesday, 07 January 2026

درس ها و عبرت های ونزوئلا : از جهانی که جنگل شده تا مردمی که چشم امیدشان به قدرت خارجی است!

عصر ایران دوشنبه 15 دی 1404 - 19:16
مادورو، رئیس جمهور یک جامعۀ "به شدت دو قطبی شده" بود؛ گروهی از مردم ونزوئلا او و آرمان هایش را می پرستند و مخالفانش او را دیکتاتوری می دانند که کشورشان را به خاک سیاه نشانده است. این که حق با کدام گروه است، مساله ای مربوط به خود ونزوئلایی هاست اما با یک نگاه بیرونی می توان به این گزاره رسید که وقتی دارنده یک پنجم نفت جهان، به چنان روزی می افتد که محاسبه تورم از عهده اقتصاددانان نیز خارج می شود و نان شب، می شود دغدغه روز مردم، حتماً حکومتی ناکارآمد آن را اداره می کند.

 عصر ایران ؛ جعفر محمدی - آنچه در ونزوئلا گذشت، تنها یک رویداد نظامی یا سیاسی نبود، بلکه زنگونه ای بود بسته شده بر گردن تاریخ معاصر که ایهاالناس، خوب ببینید در چه دنیایی زندگی می کنید. از این رو، به وسع ناچیز خود، چند نکته نخستین را در این باب می نگارم:

جهان جنگلی!

آنچه در حمله آمریکا به ونزوئلا رخ داد، ترکیبی از "نقض آشکار حقوق بین الملل" و "آدم ربایی" بود. مطابق منشور ملل متحد، کشورها تنها در 2 صورت مجازند علیه کشوری متوسل به زور شود: اول این که مورد حمله قرار گیرد و در صدد دفاع بر آیند و دوم زمانی که شورای امنیت سازمان ملل، مجوز حمله را صادر کند. در غیر این صورت، هر گونه اقدام نظامی، تجاوز و یاغیگری بین المللی محسوب می شود.

در فقره ونزوئلا هیچ کدام از 2 مورد فوق وجود نداشت؛ نه ونزوئلا به آمریکا حمله و نه شورای امنیت حمله به این کشور را تجویز کرده بود. 
مسلماً وقتی اصل حمله، مصداق تجاوز بوده است، اقدامات صورت گرفته در آن نیز نامشروع محسوب می شود، از جمله دستگیری رئیس جمهور قانونی یک کشور و انتقال او به خارج، نامی جز "آدم ربایی" ندارد؛ هر چند که آدم رباها، بخواهند با تمسک به قوانین داخلی و اتهاماتی که خودشان می زنند، موضوع را به مواد  مخدر پیوند بزنند که در ادامه خواهیم دید که این هم بهانه ای بیش نبوده است.

 جهان، رسماً جنگل شده است.

ربودن مادورو

دلتنگی چاه نفت

 ونزوئلا با ذخایری معادل بیش از 304  میلیارد بشکه، بیش از یک پنجم منابع نفتی کل کره زمین را در اختیار دارد. تا سال 1976 ، شرکت های آمریکایی حضور پر رنگی در عرصه نفت ونزوئلا داشتند ولی در آن سال، نفت ملی شد و حضور آمریکایی ها کمرنگ تر. در سال 2007 نیز هوگو چاوز، رئیس جمهور وقت ونزوئلا، سهم دولت در شرکت های بهره بردار از کمربند نفتی اورینوکو را به 60 درصد افزایش داد و دست شرکت های آمریکایی با هم کوتاه تر شد. با تشدید تنش ها بین آمریکا و ونزوئلا و تحریم های گسترده این کشور که در 2017 به اوج خود رسید، روابط نفتی دو کشور تقریبا به صفر رسید و آمریکایی ها از دسترسی به بزرگ ترین منابع  نفت دنیا، آن هم درست در کنار خود محروم ماندند.

نفت ونزوئلا

قطعاً اگر ونزوئلا نفت نداشت یا مالک بزرگ ترین منابع نفتی سیاره نبود، هرگز در  فهرست اولویت های آمریکا قرار نمی گرفت. دسترسی به نفت ونزوئلا می تواند از یک سو، نفت ارزان تر را برای اقتصاد آمریکا تامین کند و از دیگر سو، مهم ترین رقیب اقتصادی و سیاسی اش یعنی چین را از این منبع فوق غنی، محروم کند.

قاچاق مواد مخدر ، پدیده ای جهانی است و از جمله در آمریکای لاتین هم جریان دارد. آمریکا نیز به عنوان کشوری پرجمعیت با اقتصادی قدرتمند، بازار بسیار مناسب و پرمصرفی برای مواد مخدر است. تا این تقاضا وجود داشته باشد، عرضه نیز ادامه خواهد داشت و لذا پر رنگ کردن مبارزه  با مواد مخدر در ربایش مادورو، بحثی انحرافی است؛ کما این که ترامپ نیز خرسندی خود را از دسترسی به منابع نفتی ونزوئلا پنهان نکرده و حتی معاونش گفته که ما به ونزوئلا حمله کردیم تا نفتی که از ما سرقت شده بود را پس بگیریم (اشاره به ملی شدن نفت ونزوئلا و خروج شرکت های نفتی آمریکا از این کشور).

پرده جدید امپریالیسم

 آنچه مقابل دیدگان همه دنیا در حال وقوع است، پرده برداری از صحنه تازه نمایش تاریخی امپریالیسم است. تعریف امپریالیسم به زبان ساده این است: گسترش قدرت یک کشور بر کشورهای دیگر، برای کنترل سیاسی، اقتصادی، نظامی یا فرهنگی آن‌ها.

امپریالیسم

آنچه ترامپ انجام می دهد، مصداق تام این تعریف است: به کشوری حمله می کند و با هدف "تغییر در هیات حاکمه یا سیاست هایش"، رئیس جمهورش را می رباید و در عین حال چند کشور دیگر را هم تهدید به حمله می کند یا از این که بگوید ما بخشی از کشور دانمارک به نام گرینلند را می خواهیم یا کانادا باید ایالت پنجاه و یکم ما باشد، ابایی ندارد!

به هزار تاسف باید گفت که تمام تلاش های بشری برای نظم و نسق دادن به اداره جهان و حفظ صلح در آن، با ظهور سیاستمدارانی مانند ترامپ و پوتین (که در قرن بیست و یکم به اوکراین حمله می کند و بخشی از خاکش را می خواهد) به شدت دچار آسیب و شکنندگی شده است.

جابجایی منفعت ؛ مساله این است

 تجربه نشان داده است که مداخلات آمریکا در کشورها، برخلاف ادعاهایشان، مبتنی بر گسترش دموکراسی نیست، بلکه جابجایی قدرت به نفع ایالات متحده است و لاغیر. به عنوان مثال در 1973 ، در همین آمریکای لاتین، آمریکایی ها با یک کودتای نظامی، سالوادور آلنده، رئیس جمهور مردمی پاناما را برکنار و آگوستو پینوشه را جای او نشاندند و بدین ترتیب 17 سال تاریک و پر از دیکتاتوری در تاریخ این کشور رقم خورد. 

در ایران خودمان نیز کودتای آمریکایی 28 مرداد 1332 و سرنگونی دولت محمد مصدق، تاریخ ایران را به سمت دیکتاتوری سوق داد و برای دهه ها، ایرانیان را درگیر مشکلات عدیده و پیچیده کرد. 

کودتای سیا و پینوشه علیه دولت آلنده 

کودتای سیا و پینوشه علیه دولت آلنده

قطعاً در ونزوئلا نیز هدف آمریکا چیزی جز تثبیت جای پا در آمریکای لاتین نیست و چه فرصتی بهتر از اکنون، که روس ها درگیر جنگ اوکراین هستند و چینی ها نیز اولویت شان را توسعه اقتصادی قرار داده اند و در همین راستا، به طور حساب شده ای از سرشاخ شدن با آمریکا که فعلاً رتبه یک اقتصاد و نظامی گری جهان است، خودداری می کنند.

 دیکتاتور ملی - دیکتاتور بین المللی

 می گویند آمریکا دیکتاتور ونزوئلا را حذف کرد. من نیز بر این باورم که روش حکومت مادورو بر کشورش، استبدادی و غیرکارآمد بود. اما اگر قرار است آمریکا ، علیه ستمگران عالم بشورد، چرا به جای آن که به ونزوئلا قشون کشی کند و رئیس جمهور ظالمش را برباید، همان نتانیاهویی که چند روز پیش به آمریکا آمده بود را بازداشت نکرد، همانی که دیوان کیفری بین المللی، حکم بازداشت او را به جرم جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت صادر کرده است. مادورو هر چه ظالم باشد، به اندازه جنایتکار آدمکشی مانند نتانیاهو، جانی نیست. 
اساساً بعد از جنگ غزه و حمایت غرب از نسل کشی اسرائیل که درست مقابل دیدگان همه جهانیان انجام شد، شعارهای ظلم ستیزی و حمایت از مظلوم و حقوق بشر، به غرب نمی آید، چه برسد به آمریکای ترامپ!

اگر مادورو دیکتاتور بود - که به باور من بود - در سطح کشورش دیکتاتوری می کرد ولی ترامپ، در سطح جهانی در حال دیکتاتوری است و از همین روست که در یک سال نخست ریاست جمهوری اش، علاوه بر مشارکت موثر در کشتار مردم غزه، رکورد بمباران 7 کشور را به نام خود ثبت کرده است.

ترامپ

2 عبرت از ونزوئلا

  مادورو، رئیس جمهور یک جامعۀ "به شدت دو قطبی شده" بود؛ گروهی از مردم ونزوئلا او و آرمان هایش را می پرستند و مخالفانش او را دیکتاتوری می دانند که کشورشان را به خاک سیاه نشانده است. این که حق با کدام گروه است، مساله ای مربوط به خود ونزوئلایی هاست اما با یک نگاه بیرونی می توان به این گزاره رسید که وقتی دارنده یک پنجم نفت جهان، به چنان روزی می افتد که محاسبه تورم از عهده اقتصاددانان نیز خارج می شود و نان شب، می شود دغدغه روز مردم، حتماً حکومتی ناکارآمد آن را اداره می کند.

فقر در ونزوئلا

فقر در ونزوئلا

 ونزوئلا می توانست به جای افتادن در ورطه خانمانسوز کمونیسم، روابطی متعارف با جهان برقرار کند و با جمعیتی که هنوز به 29 میلیون نفر نرسیده، یکی از ثروتمندترین مردمان جهان را داشته باشد. با این حال، رهبران آن، همان مسیر غلط و پرهزینه ای را رفتند که امثال فیدل کاسترو رفتند و کشورهایشان را به باد فنا دادند. اگر به کوبا بروید، آثار خانمان سوز حکومت کاستروهای کمونیست را در جای جای این کشور حتی در در و دیوارها می بینید.

کوبا به نمایشگاهی از فرسودگی تبدیل شده است

کوبا
صاحب آن همه نفت و کلی معادن دیگر، می توانست نه در دامن کمونیسم بغلتد و نه خادم امپریالیسم باشد، بلکه نقشی فعال در میانه قدرت ها ایفا کند و برای مردمش رفاه و امنیت به بار آورد.
اما بیراهه رفت و در انتها، کمونیسم به دادش نرسید و امپریالیسم هم سراغش آمد و به طرز رقت بار و تحقیرآمیزی، رئیس جمهور کشور را از اتاق خوابش بیرون کشید و با خود برد.

ماجرای مادورو، حامل 2 عبرت و درس تاریخی است: اول این که دل بستن به یکی از دو طیف قدرت در جهان - شرق یا غرب - نمی تواند حافظ حکومت باشد کما این که اسد و مادورویی که در اردوگاه روسیه و چین تعریف می شدند، در چشم به هم زدنی فرو ریختند و این دومی، حتی فرصت نکرد به دامان ارباب بگریزد!
درس دوم این که قطبی کردن جامعه، سم مهلکی است که در نهایت اثر مرگبارش را می گذارد. مادورو، همانند هر حاکم دیگری حامیان و مخالفانی داشت ولی آنقدر بر منتقدان و معترضان سخت گرفت و سیاست مشت آهنین پیشه کرد و جامعه را دو قطبی ساخت که وقتی رفت، در کنار اشک های حامیانش، شادی های مخالفانش نیز پر رنگ بود.
هیچ چیزی برای یک جامعه، وحشتناک تر و بد آتیه تر از این نیست که حکومت طوری رفتار کند که بخشی از مردم، برای تغییر حکومت یا رفتارش، چشم به خارج داشته باشند، خارجی که اساساً و منطقاً به فکر خودش است و نه در اندیشه مردمان کشوری دیگر.

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.