دوشنبه 15 دی 1404
Monday, 05 January 2026

هوندا گلد وینگ؛ وقتی جاده چالوس زیر پای یک افسانه آرام می‌گیرد

تابناک یکشنبه 14 دی 1404 - 21:01
موتوری که بیشتر شبیه یک کشتی کروز زمینی است تا یک موتورسیکلت.

هوندا گلد وینگ؛ وقتی جاده چالوس زیر پای یک افسانه آرام می‌گیرد

تصور کنید صبح زود است. جاده چالوس هنوز بیدار نشده، مه نازکی روی آسفالت نشسته و صدای رودخانه از پایین دره می‌آید. شما روی یک هوندا گلد وینگ نشسته‌اید؛ موتوری که بیشتر شبیه یک کشتی کروز زمینی است تا یک موتورسیکلت. استارت می‌زنید، پیشرانه شش سیلندر نرم و بی‌ادعا جان می‌گیرد، نه فریاد می‌کشد، نه عربده می‌زند؛ فقط نفس می‌کشد. اینجا دیگر بحث سرعت و شتاب نیست، اینجا داستان «سفر» است؛ سفری که خودِ مسیر، هدف اصلی آن است.

به گزارش تابناک؛هوندا گلد وینگ از همان ابتدا برای همین فلسفه ساخته شد. فلسفه‌ای متفاوت با اکثر موتورسیکلت‌ها. اگر خیلی از موتورهای دنیا برای هیجان لحظه‌ای، شتاب ناگهانی و آدرنالین طراحی شده‌اند، گلد وینگ برای «ادامه‌دادن» ساخته شده؛ برای ساعت‌ها راندن، برای بلعیدن کیلومترها بدون خستگی، برای این‌که جاده تمام شود اما تو نه. این تفاوت، چیزی نیست که در کاتالوگ یا جدول مشخصات فنی کامل توضیح داده شود؛ باید سوارش شوی تا بفهمی.

هوندا گلد وینگ؛ وقتی جاده چالوس زیر پای یک افسانه آرام می‌گیرد

داستان گلد وینگ به اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی برمی‌گردد؛ دورانی که بازار موتورهای تورینگ به شکل امروزی هنوز تعریف نشده بود. هوندا آن زمان بیشتر با موتورهای اسپرت، اقتصادی و چهارسیلندرهای انقلابی‌اش شناخته می‌شد. اما مهندسان هوندا ایده‌ای در سر داشتند: ساخت موتوری که بتواند با بهترین توررهای اروپایی رقابت کند، اما با روحیه ژاپنی؛ یعنی قابل اعتماد، نرم، کم‌استهلاک و دقیق.

اولین گلد وینگ در سال ۱۹۷۴ با کد GL1000 معرفی شد. موتوری با پیشرانه چهار سیلندر تخت (باکسر)، آب‌خنک و حجم ۹۹۹ سی‌سی. انتخاب موتور تخت تصادفی نبود. این آرایش باعث پایین آمدن مرکز ثقل می‌شد، تعادل را به شکل چشمگیری افزایش می‌داد و لرزش را به حداقل می‌رساند. در همان نسخه‌های ابتدایی، مشخص بود هوندا دنبال ساخت یک موتور معمولی نیست. GL1000 نرم بود، پایدار بود و مهم‌تر از همه، برای مسافت‌های طولانی ساخته شده بود.

نسخه‌های اولیه گلد وینگ هنوز آن چهره عظیم و فول‌آپشن امروزی را نداشتند. خبری از فلاپ‌های بزرگ، صندوق‌های جانبی فابریک یا صندلی‌های سلطنتی نبود. اما شاسی، پیشرانه و منطق مهندسی، پایه‌های چیزی را گذاشت که بعدها به «پادشاه تورینگ» معروف شد. در دهه ۸۰ میلادی، گلد وینگ به تدریج بزرگ‌تر، مجهزتر و لوکس‌تر شد. هوندا فهمیده بود مخاطب این موتور، دنبال چیز دیگری است؛ دنبال آرامش، امنیت و اعتماد.

 

با معرفی GL1100 و سپس GL1200، مفهوم تورینگ در دنیای موتورسواری وارد مرحله جدیدی شد. موتور شش سیلندر هنوز نیامده بود، اما چهار سیلندرهای تخت هوندا آن‌قدر نرم و قابل اعتماد بودند که خیلی‌ها با آن‌ها دور دنیا را گشتند. گلد وینگ در این دوره تبدیل شد به موتوری که پلیس‌ها، جهانگردان و موتوربازهای باتجربه سراغش می‌رفتند؛ کسانی که از هیجان لحظه‌ای عبور کرده بودند و حالا دنبال عمق تجربه بودند.

نقطه عطف واقعی اما سال ۱۹۸۸ بود؛ زمانی که هوندا GL1500 را معرفی کرد. اینجا بود که گلد وینگ به شکل امروزی‌اش نزدیک شد. پیشرانه شش سیلندر تخت، حجم ۱۵۲۰ سی‌سی، نرمی خیره‌کننده و صدایی که بیشتر شبیه یک خودروی لوکس بود تا موتورسیکلت. این موتور عملاً تعریف جدیدی از «نرمی» ارائه داد. لرزش تقریباً صفر، گشتاور بالا در دورهای پایین و توانایی حرکت بی‌دردسر با بار کامل و ترک‌نشین، گلد وینگ را به یک استاندارد تبدیل کرد.

هوندا گلد وینگ؛ وقتی جاده چالوس زیر پای یک افسانه آرام می‌گیرد

GL1500 فقط یک موتور قوی نبود؛ یک پلتفرم لوکس متحرک بود. کروز کنترل، سیستم صوتی، فضای بار گسترده، صندلی پهن و راحت، شیشه جلو بزرگ و محافظت عالی در برابر باد، همه و همه باعث شدند گلد وینگ از یک موتور، به یک «وسیله سفر» تبدیل شود. خیلی‌ها شوخی می‌کردند که تنها چیزی که در گلد وینگ کم است، تخت خواب است؛ شوخی‌ای که چندان هم بی‌راه نبود.

با ورود به دهه ۲۰۰۰، هوندا یک قدم دیگر جلو رفت. GL1800 معرفی شد؛ موتوری با پیشرانه شش سیلندر تخت ۱۸۳۲ سی‌سی، شاسی آلومینیومی، قدرت بیشتر و هندلینگی که برای چنین غولی واقعاً شگفت‌انگیز بود. اینجا بود که گلد وینگ به اوج بلوغ مهندسی خود رسید. با وجود وزن بالا، تعادل و پایداری آن در پیچ‌ها، حتی پیچ‌های کوهستانی، چیزی فراتر از انتظار بود.

 با GL1800 یا نسخه‌های جدیدترش، وارد پیچ‌های نرم و پی‌درپی می‌شوید. وزن موتور روی کاغذ زیاد است، اما در عمل، پایین بودن مرکز ثقل و توزیع وزن، باعث می‌شود موتور خیلی مطمئن‌تر از چیزی که فکر می‌کنید بخوابد. نه عجله دارید، نه استرس. پیچ‌ها را یکی‌یکی می‌بلعید و موتور، مثل یک قطار روی ریل، مسیرش را حفظ می‌کند.

هوندا گلد وینگ؛ وقتی جاده چالوس زیر پای یک افسانه آرام می‌گیرد

نسل‌های جدید گلد وینگ، به‌ویژه پس از ۲۰۱۸، وارد عصر تازه‌ای شدند. هوندا تصمیم گرفت کمی از وزن بکاهد و در عوض تکنولوژی را به اوج برساند. پیشرانه شش سیلندر همچنان حفظ شد، اما شاسی سبک‌تر، سیستم تعلیق جلو از نوع دوبل جناقی، گیربکس دوکلاچه DCT، حالت‌های مختلف رانندگی، سیستم ناوبری، نمایشگر TFT بزرگ، اپل کارپلی، گرم‌کن صندلی و دسته‌ها، سیستم صوتی پیشرفته و حتی کیلس استارت، گلد وینگ را به یکی از پیشرفته‌ترین موتورسیکلت‌های تولیدی دنیا تبدیل کرد.

از نظر فنی، پیشرانه گلد وینگ یک شاهکار است. موتور شش سیلندر تخت با زاویه ۱۸۰ درجه، تعادل ذاتی دارد. پیستون‌ها روبه‌روی هم حرکت می‌کنند و نیروهای اینرسی یکدیگر را خنثی می‌کنند. نتیجه؟ نرمی مثال‌زدنی. گشتاور بالا در دور پایین باعث می‌شود حتی با بار کامل و ترک‌نشین، نیازی به فشار آوردن به موتور نداشته باشید. این موتور برای دویدن ساخته نشده؛ برای «رفتن» ساخته شده.

گیربکس DCT در نسخه‌های جدید، تجربه‌ای متفاوت ایجاد می‌کند. خیلی از موتورسوارهای سنتی در ابتدا به آن شک دارند، اما وقتی وارد ترافیک، جاده‌های طولانی یا مسیرهای کوهستانی می‌شوند، می‌فهمند که این گیربکس چقدر از خستگی می‌کاهد. تعویض دنده نرم، دقیق و هوشمند انجام می‌شود، اما همچنان امکان کنترل دستی هم وجود دارد.

آپشن‌های گلد وینگ فقط تجملی نیستند؛ کاربردی‌اند. کروز کنترل در مسیرهای طولانی، گرم‌کن‌ها در هوای سرد، سیستم صوتی برای شکستن سکوت جاده، ناوبری برای گم نشدن در مسیرهای ناشناخته و محافظت عالی بدنه در برابر باد و باران، همه باعث می‌شوند راننده تمرکزش روی لذت سفر باشد، نه جنگیدن با شرایط.

هوندا گلد وینگ؛ وقتی جاده چالوس زیر پای یک افسانه آرام می‌گیرد

مدل‌های مختلف گلد وینگ در طول سال‌ها، هرکدام شخصیت خاص خودشان را دارند. از GL1000 کلاسیک و جمع‌وجور گرفته تا GL1500 عظیم و راحت، و GL1800 مدرن و تکنولوژیک. حتی نسخه‌های Tour با فلاپ کامل و نسخه‌های ساده‌تر بدون فلاپ بزرگ، برای سلیقه‌های مختلف طراحی شده‌اند. اما روح همه آن‌ها یکی است: سفر بی‌دردسر.

گلد وینگ موتوری نیست که همه دوستش داشته باشند. اگر دنبال وِیلی، شتاب انفجاری یا هیجان لحظه‌ای هستید، شاید انتخاب شما نباشد. اما اگر به نقطه‌ای از موتورسواری رسیده‌اید که می‌خواهید مسیر را حس کنید، نه فقط انتهایش را، آن وقت گلد وینگ معنا پیدا می‌کند. این موتور برای کسانی است که فهمیده‌اند لذت، همیشه در سرعت بیشتر نیست؛ گاهی در آرام‌تر رفتن است.

حالا فکر کنید پشت گلدوینگ در جاده چالوس هستید ، در جاده چالوس، با هوندا گلد وینگ، شما عجله ندارید. ماشین‌ها می‌آیند و می‌روند، پیچ‌ها تمام می‌شوند، ولی شما همچنان در حال حرکتید. صدای موتور، مثل یک موسیقی پس‌زمینه آرام، همراهتان است. اینجا دیگر موتورسواری، یک مسابقه نیست؛ یک مراقبه متحرک است.

هوندا گلد وینگ، بیش از چهار دهه است که یک مفهوم را ثابت کرده: مهندسی وقتی به اوج می‌رسد که به انسان فکر کند. نه فقط به عدد، نه فقط به قدرت. گلد وینگ نتیجه همین نگاه است؛ نگاهی که موتور را از ابزار، به همراه تبدیل می‌کند. موتوری که اگر سوارش شوی، دیگر جاده برایت کوتاه نمی‌شود؛ فقط سفرهایت طولانی‌تر می‌شوند.

منبع خبر "تابناک" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.