به گزارش همشهری آنلاین، آنچه درباره بازداشت «نیکلاس مادورو» و خروج او از ونزوئلا منتشر شده است بیش از آنکه تصویری روشن از یک عملیات نظامی قاطع ارائه کند مجموعهای از روایتهای متناقض و ادعاهای رسانهای را پیش روی افکار عمومی قرار داده است. در کانون این روایتها ادعای دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا قرار دارد که گفته است آمریکا حملات گسترده و موفقی علیه ونزوئلا انجام داده و در نتیجه آن مادورو و همسرش بازداشت و از کشور خارج شدهاند. این ادعا در نگاه نخست با علامت سوال هایی مواجه می شود.
در همین چارچوب گزارش شبکه اسکاینیوز که به نقل از منابعی در داخل اپوزیسیون ونزوئلا منتشر شده است اهمیت ویژهای پیدا میکند. این منابع تأکید کردهاند که آنچه رخ داده به احتمال زیاد نه یک دستگیری نظامی بلکه نتیجه یک خروج مذاکرهشده یا توافق پشتپرده بوده است. طرح چنین تحلیلی از سوی مخالفان مادورو که بیشترین انگیزه را برای پذیرش روایت قدرتنمایی آمریکا دارند بهخودیخود معنادار است. وقتی حتی اپوزیسیون داخلی نیز سناریوی ورود نیروهای آمریکایی برای دستگیری رئیسجمهور مستقر و خروج بیدردسر او از کشور را باورپذیر نمیداند تردید نسبت به روایت رسمی واشنگتن اجتنابناپذیر میشود.
ونزوئلا کشوری بدون ساختار دفاعی و امنیتی نیست. این کشور سالهاست زیر فشار شدید تحریمها و تهدیدهای نظامی و عملیاتهای اطلاعاتی آمریکا قرار دارد و دقیقا به همین دلیل ساختارهای امنیتی و ارتش آن در وضعیت آمادهباش دائمی قرار داشتهاند. تصور اینکه نیروهای آمریکایی بتوانند بدون درگیری قابل توجه و بدون مقاومت معنادار وارد خاک ونزوئلا شوند، رئیسجمهور این کشور را بازداشت کنند و سپس او را بهراحتی از کشور خارج کنند به راحتی قابل پذیرش نیست.
در مقابل، فرضیه خروج توافقشده با واقعیتهای سیاسی و رفتاری بازیگران این پرونده سازگاری بیشتری دارد. مادورو در سالهای گذشته با وجود مواضع تند ضدآمریکایی بارها مسیرهای غیرعلنی برای مذاکره و کاهش فشارها را آزموده است. مذاکرات غیرمستقیم درباره تحریمها، پروندههای قضایی و حتی همکاریهای محدود در برخی حوزهها نشان میدهد که کانالهای ارتباطی میان کاراکاس و واشنگتن هیچگاه بهطور کامل بسته نشدهاند. در چنین شرایطی این احتمال تقویت میشود که تحت فشارهای فزاینده اقتصادی، تهدیدهای امنیتی و بنبست سیاسی داخلی، سناریویی مبتنی بر خروج کنترلشده و توافقشده برای مادورو طراحی شده باشد. در این سناریو آمریکا میکوشد نتیجه را بهعنوان یک پیروزی نظامی به افکار عمومی عرضه کند در حالی که واقعیت مسیر دیگری را طی کرده است.
از منظر واشنگتن بزرگنمایی چنین روایتی کارکردی دوگانه دارد. از یکسو برای مصرف داخلی و در آستانه رقابتهای سیاسی تصویری از اقتدار و بازگشت قدرت آمریکا به صحنه جهانی ترسیم میشود. از سوی دیگر پیامی تهدیدآمیز به دولتهای مستقل و مخالف سیاستهای آمریکا مخابره میشود. این پیام الزاما نیازی به انطباق کامل با واقعیت ندارد و بیش از هر چیز بر اثرگذاری روانی و رسانهای تکیه میکند. با این حال چنین روایتهایی زمانی که با واقعیتهای میدانی و شواهد عینی سنجیده میشوند بهسرعت دچار فرسایش اعتباری میشوند.
اگر فرض خروج مذاکرهشده مادورو را جدی بگیریم بسیاری از ابهامهای موجود قابل توضیح میشوند. نبود مقاومت نظامی گسترده، سکوت نسبی ساختارهای امنیتی، فقدان تصاویر درگیری و روایتهای مبهم و غیرشفاف مقامات آمریکایی همگی در این چارچوب معنا پیدا میکنند. این سناریو با الگوهای شناختهشده سیاست بینالملل نیز همخوانی دارد. در موارد متعددی رهبران تحت فشار شدید برای حفظ جان، دارایی یا آینده سیاسی خود به توافقهایی تن دادهاند که بعدها در قالب روایتهای قهرمانانه یا امنیتی بازنمایی شدهاند.
در نهایت آنچه در این پرونده اهمیت دارد پرهیز از پذیرش بیچونوچرای روایتهای رسمی قدرتهای مداخلهگر است. تاریخ معاصر بارها نشان داده است که آمریکا در بزنگاههای حساس، واقعیت را قربانی روایت میکند و عملیاتهای سیاسی و اطلاعاتی را در پوشش پیروزیهای نظامی عرضه میکند. ماجرای بازداشت مادورو از طریق عملیات نظامی نیز تا زمانی که شواهد مستقل و قانعکنندهای ارائه نشود قابل پذیرش نیست. در چنین شرایطی فرضیه خروج توافقشده یا خودخواسته مادورو نهتنها دور از ذهن نیست بلکه از منظر تحلیلی یکی از محتملترین سناریوهای پیش رو به شمار میآید.









