یکشنبه 14 دی 1404
Saturday, 03 January 2026

«حمایت از مردم»؛ ادعای ثابت آمریکا برای توجیه فشار و تهدید

خبرگزاری مهر شنبه 13 دی 1404 - 12:01
مشهد- ادعای «حمایت از مردم» در ادبیات آمریکا، بار دیگر به‌عنوان پوششی برای تداوم فشار، تحریم و تهدید علیه ایران بازتولید شده است.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها: ادعای «حمایت از مردم ایران» در ادبیات اخیر دونالد ترامپ، همزمان با تهدید آشکار نظامی و تشدید جنگ روانی، بار دیگر تناقض بنیادین سیاست خارجی ایالات متحده را برجسته کرده است. این دوگانه ظاهری، نه یک خطای لفظی، بلکه بخشی از الگوی شناخته‌شده‌ای است که در آن، مفاهیم انسانی و حقوقی به ابزاری برای مشروع‌سازی فشار و تهدید بدل می‌شوند.

بررسی واکنش رسانه‌های جریان اصلی غرب نشان می‌دهد که کلیدواژه «حمایت از معترضان» به‌تدریج جایگزین گفتمان رسمی «فشار حداکثری» شده، بی‌آنکه ماهیت آن تغییر کند. در این چارچوب، حمایت ادعایی از مردم نه به معنای کاهش تحریم‌ها یا توقف تهدید، بلکه پوششی زبانی برای ارتقای سطح بازدارندگی سخت و عملیات روانی است.

مبانی نظری سیاست خارجی آمریکا در دهه‌های اخیر نشان می‌دهد که «دفاع از مردم» اغلب زمانی مطرح می‌شود که ابزارهای اقتصادی به سقف اثرگذاری رسیده و نوبت به تهدید مستقیم یا مداخله می‌رسد. نمونه‌های عینی این الگو، از خاورمیانه تا شمال آفریقا، نشان می‌دهد که این روایت معمولاً مقدمه‌ای برای افزایش بی‌ثباتی است نه کاهش رنج اجتماعی.

در شرایطی که اعتراض‌های اقتصادی و اجتماعی در بسیاری از کشورهای جهان از اروپا تا خود ایالات متحده پدیده‌ای عادی تلقی می‌شود، تمرکز گزینشی واشنگتن بر ایران، پرسش‌هایی جدی درباره نیت واقعی این مواضع ایجاد می‌کند. برجسته‌سازی گزینشی اعتراض‌ها، بخشی از نبرد ادراکی است که هدف آن تغییر روایت پیش از تغییر واقعیت است.

از این منظر، آنچه امروز در گفتار ترامپ برجسته شده، نه دغدغه ملت‌ها، بلکه تداوم راهبرد «فشار ترکیبی» علیه ایران است؛ راهبردی که می‌کوشد اعتراض اجتماعی را به اهرم فشار ژئوپلیتیکی تبدیل کند و از زبان حمایت، برای بازتولید تهدید استفاده نماید.

«حمایت از مردم» در ادبیات ترامپ، پوشش فشار و تهدید است

روح‌الله اسلامی، عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد در گفتگو با خبرنگار مهر با انتقاد از ادعای دونالد ترامپ مبنی بر «حمایت از مردم ایران» همزمان با تهدید نظامی، این مواضع را بازتاب منطق مداخله‌گرایانه سیاست خارجی آمریکا دانست و اظهار کرد: حمایت واقعی از مردم، با تحریم، بمب و تهدید سازگار نیست.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره «حمایت از مردم ایران» همزمان با تهدید به حمله نظامی، بیان کرد: این مواضع در ظاهر متناقض به نظر می‌رسد، اما در واقع بیان صریح منطق سیاست خارجی ایالات متحده است. در ادبیات روابط بین‌الملل، مفهوم «حمایت از مردم» اغلب پوششی هنجاری برای اعمال فشار، تحریم و در نهایت مداخله سخت بوده است.

وی افزود: تجربه کشورهایی مانند لیبی، سوریه، عراق و افغانستان نشان داده که نتیجه چنین حمایتی، نه تقویت دولت ملت، بلکه فروپاشی ساختارها، تضعیف جامعه و تخریب سرمایه انسانی بوده است.

اسلامی در واکنش به ادعای آمریکا مبنی بر تعبیر اعتراض‌ها در ایران به «بحران مشروعیت» تصریح کرد: اعتراض اقتصادی و سیاسی پدیده‌ای جهانی است و هیچ کشوری از آن مستثنا نیست. تفاوت کشورها در نحوه مدیریت اعتراض‌هاست، نه در اصل وقوع آن. اعتراض‌های ایران، برخلاف روایت آمریکایی، پروژه براندازی نیست، بلکه واکنش‌های اقتصادی سیاسی در چارچوب یک دولت تاریخی و ماندگار است.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با تأکید بر پیشینه تمدنی ایران گفت: ایران نه یک دولت مصنوعی و نه محصول مداخله خارجی است؛ بلکه یک واحد تمدنی با سابقه طولانی هژمونی نرم، فرهنگی و اداری است که از هخامنشیان تا امروز تداوم یافته است. مسئله اصلی آمریکا، ایرانِ «قدرت طبیعی» است، نه ایران معترض یا ایران مذاکره‌کننده.

وی ادامه داد: ایران تاریخی، هر جا حضور داشته، نهاد ساخته و زیرساخت ایجاد کرده است؛ اما آمریکا قدرت را صرفاً در قالب هژمونی سخت می‌فهمد. به همین دلیل، توان تمدنی و منطقه‌ای ایران را به رسمیت نمی‌شناسد، در حالی که همزمان از استبداد و حتی تروریسم دولتی در منطقه حمایت می‌کند.

اسلامی درباره نقش تحریم‌ها در مشکلات اقتصادی کشور نیز گفت: هیچ تحلیل علمی نمی‌تواند تأثیر تحریم‌های فراگیر آمریکا را نادیده بگیرد. تحریم‌ها نه‌تنها نهادهای رسمی و بانک‌ها، بلکه افراد، شرکت‌های کوچک و حتی کانال‌های بشردوستانه را هدف قرار داده‌اند که مصداق مجازات جمعی و محل تردید جدی از منظر حقوق بین‌الملل است. اگر آمریکا حسن نیت دارد، ساده‌ترین اقدام لغو تحریم‌هاست، نه تهدید نظامی.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد راهبرد عقلانی ایران در شرایط کنونی را چنین برشمرد: افزایش بازدارندگی نظامی به‌صورت خاموش و تدریجی برای جلوگیری از جنگ، تنظیم موازنه منطقه‌ای با بازیگران کلیدی، سرشکن‌سازی هزینه‌های ثبات منطقه‌ای و ایجاد توازن در روابط با قدرت‌های جهانی بدون وابستگی یا تقابل مطلق.

وی خطاب به دونالد ترامپ تصریح کرد: اگر واقعاً مدافع مردم ایران هستید، از حمله دست بردارید و تحریم‌ها را لغو کنید. ایران کشوری ماندنی است؛ همان‌گونه که در طول تاریخ مانده است. سیاست عاقلانه، به رسمیت شناختن این واقعیت است، نه جنگ با آن.

تمرکز ترامپ بر «صلح از موضع قدرت» ادامه جنگ روانی علیه ایران است

علی ودایع، کارشناس روابط بین‌الملل در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به مواضع اخیر دونالد ترامپ درباره ایران اظهار کرد: آنچه ترامپ دنبال می‌کند بیش از آنکه تغییر راهبرد باشد، ادامه یک بازی روانی و ادراکی است که از فشار اقتصادی عبور کرده و به سمت تهدید مستقیم و عملیات رسانه‌ای چندلایه حرکت کرده است.

کارشناس روابط بین‌الملل با تحلیل مواضع اخیر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، بیان کرد: ترامپ تلاش می‌کند خود را در جایگاه یک منجی و مداخله‌گر مثبت معرفی کند، در حالی که نوع عملیات رسانه‌ای و پروپاگاندایی که از سوی واشنگتن دنبال می‌شود، فرآیندی چندلایه و بلندمدت است.

وی افزود: آمریکایی‌ها طی سال‌های گذشته روی نارضایتی‌های اقتصادی در افکار عمومی سرمایه‌گذاری کرده و به‌نوعی «مین‌گذاری روانی» انجام داده‌اند. این فرآیند به‌گونه‌ای طراحی شده که همزمان با تشدید فشارهای اقتصادی، این مین‌ها فعال شده و اثرگذاری خود را نشان دهند؛ در این حوزه، متأسفانه ما نتوانسته‌ایم اقدام رسانه‌ای متناسبی در برابر آن انجام دهیم.

ودایع با اشاره به رویکرد ثابت ترامپ تصریح کرد: فارغ از پرونده ایران، ترامپ همواره بر کلیدواژه «صلح از موضع قدرت» تأکید داشته و در موضوع ایران نیز همین راهبرد را دنبال می‌کند. تجربه جنگ دوازده‌روزه نشان داد که او عملاً در کنار اسرائیلی‌ها قرار داشت و اکنون نیز در مسیر احتمالی مذاکرات سال ۲۰۲۶ تلاش دارد از موضع فشار سخت علیه ایران رفتار کند.

کارشناس روابط بین‌الملل خاطرنشان کرد: اگرچه به‌ظاهر شاهد تغییر فاز از فشار اقتصادی به تهدید مستقیم هستیم، اما در نهایت بخش عمده اقدامات ترامپ را باید در چارچوب جنگ روانی تحلیل کرد. آمریکا و شخص ترامپ سابقه‌ای طولانی در مداخله‌گری و کودتا علیه کشورهای دیگر دارند.

وی با اشاره به نتایج معکوس محاسبات طرف مقابل در جنگ دوازده‌روزه گفت: در آن مقطع، تلاش شد با تحریک گسل‌های اجتماعی، شکاف داخلی و فروپاشی اتحاد ملی ایجاد شود، اما برخلاف محاسبات دشمن و بنا به اذعان رسانه‌های آمریکایی، شاهد نوعی رستاخیز ملی‌گرایی و ناسیونالیسم ایرانی بودیم. به نظر می‌رسد هدف‌گذاری ثانویه آن‌ها در شرایط فعلی، تضعیف همین سرمایه اجتماعی و ملی است.

ودایع تأکید کرد: امروز بیش از هر چیز، درگیر جنگ ادراکی و نبرد رسانه‌ای هستیم. در شرایطی که روایت اول در اختیار دشمن قرار می‌گیرد، مخاطب در یک «آکواریوم دودی» رسانه‌ای گرفتار می‌شود و ذهنیت او از طریق شبکه‌های اجتماعی به‌صورت هدفمند مهندسی می‌شود.

کارشناس روابط بین‌الملل ادامه داد: واقعیت‌های میدانی جامعه باید از طریق رسانه‌های داخلی و رسمی بازنمایی شود، چراکه رسانه‌های معاند همواره با اغراق و تحریف بالا به انعکاس اخبار می‌پردازند. در این وضعیت، مسئله اصلی صرفاً نارضایتی اقتصادی نیست، بلکه نبرد ادراکی برای القای دوگانگی، فشار روانی و پارادوکس رفتاری در جامعه است.

وی گفت: اگر تهران نتواند در حوزه جنگ ادراکی، روایت‌سازی مؤثر و به‌موقع انجام دهد، زمین بازی رسانه‌ای همچنان در اختیار طرف مقابل باقی خواهد ماند؛ موضوعی که نیازمند بازنگری جدی در سیاست‌های رسانه‌ای است.

اعتراض مدنی با مداخله بیرونی تفاوت ماهوی دارد

سید داود پروانه حسینی، فعال حقوقی با اشاره به مواضع و اظهارات اخیر دونالد ترامپ در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: تجربه تاریخی ملت ایران نشان می‌دهد که تهدید خارجی نه‌تنها گره‌ی از مشکلات معیشتی و اجتماعی مردم باز نکرده، بلکه همواره به زیان مردم تمام شده و زمینه سوءاستفاده مداخله‌گران خارجی را فراهم کرده است.

فعال حقوقی با اشاره برخی اظهارات مقامات آمریکایی، گفت: ما تجربه زیسته روشنی از تحریم‌ها و فشارهای خارجی داریم؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد مردم ایران هیچ‌گاه از تهدید بیرونی منتفع نشده‌اند و هر جا این فشارها تشدید شده، بار اصلی آن بر دوش مردم بوده است.

وی با تفکیک میان اعتراض اجتماعی و مداخله خارجی گفت: در قانون اساسی و ساختار حقوقی کشور، راه اعتراض مدنی پیش‌بینی شده است؛ از سندیکاها و اصناف گرفته تا تشکل‌ها و مجاری قانونی گفت‌وگو. اعتراض حق مردم است، اما آنچه خطرناک می‌شود، پیوند خوردن نارضایتی‌های داخلی با حمایت و تحریک بیرونی است.

پروانه حسینی ادامه داد: تهدید خارجی به‌تنهایی کارساز نیست؛ زمانی اثر می‌گذارد که هم‌زمان با آن، حمایت داخلی یا همان پدیده نفوذ شکل بگیرد. نفوذ می‌تواند در لایه‌های مختلف، از سیستم اداری تا بدنه اجتماعی، رخنه کند و نتیجه آن، تصمیم‌گیری‌های هیجانی و التهاب‌آفرین در جامعه است؛ تصمیم‌هایی که معمولاً به ضرر خود مردم تمام می‌شود.

فعال حقوقی با اشاره به شرایط اقتصادی کشور تصریح کرد: مشکلات معیشتی واقعیت دارد و همه از این فشارها رنج می‌برند، اما راه‌حل آن نه اغتشاش است و نه بلوا. اتفاقاً تجربه نشان داده هرجا فضای عقلانیت و گفت‌وگو تضعیف شده، هزینه‌هایش چند برابر به مردم تحمیل شده است.

وی همچنین با اشاره به چهره بین‌المللی دونالد ترامپ گفت: ترامپ از منظر حقوق بشر و قواعد بین‌المللی فاقد وجهه حقوقی معتبر است. رفتار او در عرصه داخلی آمریکا، برخورد با مخالفان و مداخلات آشکار در امور دیگر کشورها، نشان می‌دهد ادعاهایش بیش از آن‌که مبتنی بر حقوق ملت‌ها باشد، بر اساس منافع سیاسی و منابع کشورهای هدف تنظیم شده است.

پروانه حسینی تأکید کرد: تجربه کشورهایی مانند لیبی و سوریه نشان می‌دهد که سوءاستفاده از اعتراض‌های داخلی و مداخله خارجی، کشورها را به سمت چندپارگی سوق می‌دهد؛ مسیری که قطعاً به نفع مردم نیست. اتکا به عقلانیت، گفت‌وگوی داخلی و پاسخگویی مسئولان، تنها راه عبور کم‌هزینه از شرایط دشوار فعلی است.

«حمایت از مردم»؛ روایت ثابت آمریکا برای توجیه فشار و تهدید

تجربه تاریخی روابط آمریکا با کشورهای هدف نشان داده است که هر جا «حمایت از مردم» به ادبیات رسمی تهدید گره خورده، نتیجه نهایی نه بهبود وضعیت جامعه، بلکه فرسایش امنیت و افزایش هزینه‌های انسانی بوده است. این الگو، بارها شکست خورده اما همچنان بازتولید می‌شود.

در مورد ایران نیز، تناقض میان ادعای حمایت و استمرار تحریم‌های فراگیر، اعتبار این روایت را به‌شدت مخدوش می‌کند. تحریم‌هایی که مستقیماً معیشت مردم را هدف قرار می‌دهد، نمی‌تواند با ادعای دلسوزی برای همان مردم در یک قاب تحلیلی قابل جمع باشد.

واقعیت آن است که مسئله اصلی واشنگتن نه اعتراض‌های مقطعی و نه وضعیت معیشتی، بلکه جایگاه ایران به‌عنوان یک بازیگر مستقل و غیرقابل‌ادغام در نظم مطلوب آمریکاست. از این رو، فشار بر ایران ماهیتی ساختاری دارد و با تغییر تاکتیک‌های رسانه‌ای، ماهیت آن دگرگون نمی‌شود.

در چنین شرایطی، تفکیک میان اعتراض مدنی داخلی و مداخله بیرونی اهمیتی اساسی دارد. تاریخ نشان داده هرگاه این دو به‌هم گره خورده‌اند، بیشترین آسیب متوجه خود جامعه شده و امکان اصلاح واقعی تضعیف شده است.

روایت «حمایت از مردم» وقتی با زبان تهدید و منطق زور همراه شود، بیش از آنکه حامل پیام انسانی باشد، بخشی از جنگ روانی و فشار سیاسی است. درک این تمایز، شرط لازم برای تحلیل واقع‌بینانه تحولات و جلوگیری از تکرار هزینه‌های تجربه‌شده در منطقه است.

منبع خبر "خبرگزاری مهر" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.