به گزارش مشرق، اندیشکده راهبردی تهران در تلگرام نوشت:
ترامپ و پیت هِگست، وزیر جنگ، در یک سال گذشته نه تنها سیاستهای نظامی، بلکه ساختار پنتاگون را نیز هدف قرار دادهاند، از اصلاحات ایدئولوژیک و مسیحایی تا اعمال تغییراتی متناسب با اولویتهای جدید سیاست خارجی آمریکا. ترامپ برخلاف دولتهای پیشین علاقه دارد که چهرهای بهشدت نظامی از خود به نمایش بگذارد که برجستهترین نمونه آن، تغییر نام این وزارت از دفاع به جنگ است. ترامپ و هگست مکرراً به جای واژه سربازان از واژه جنگجویان استفاده میکنند. این سخنان ریشه در نوع نگاه خاص قشری از نخبگان آمریکا به قدرت نظامی دارند.
نظامیگری نوین در آمریکا
درست است که ترامپ با سیاست ملتسازی و تغییر رژیم مخالف بوده است؛ اما این به معنای کمرنگشدن بعد نظامی سیاست خارجی او نیست. بلکه نوعی از نظامیگری ظهور یافته است که در چارچوب آن کاربرد ارتش برای حل مسائل خارجی افزایش پیدا میکند. به عبارت دیگر، اهداف جهانی ارتش کاهش اما میزان استفاده از آن افزایش مییابد و حملات محدودتر و هدفمندتر خواهند شد.
نمونههای اصلی این گونه جدید نظامیگری در قبال ایران اجرا شد. ترامپ از زمان آغاز مذاکرات غیرمستقیم هستهای تنها دو ماه برای رسیدن به توافق منتظر ماند و پس از آن بلافاصله تأسیسات هستهای ایران را بمباران کرد، بدون آنکه درگیر نبرد گستردهتری شود. تجربه درگیری آمریکا با ایران نمود نظامیگری جدید آمریکا است که در آن بازدارندگی، ضربه قاطع و محدود، اولویتدادن به گزینه نظامی و تهاجمیترشدن اهمیت دارد.
نظامیگری جدید آمریکا را در مناطق دیگری که اولویت یافتهاند، همچون نیمکره غربی میتوان دید. ترامپ مدت کوتاهی پس از ورود به کاخ سفید علناً یا تلویحاً پاناما و گرینلند را به دلایل جداگانهای تهدید به اقدام نظامی کرد. از همه این موارد مهمتر، افزایش تنش با ونزوئلا ظرف تنها چهار ماه است. ترامپ نه فقط دکترین مونرو را احیا کرده؛ بلکه تفسیرش از آن در مقایسه با قرن ۱۹ تهاجمیتر است.
نظام در حال گذار بینالملل و تغییر ساختار فرماندهی
بر اساس طرح جدید پنتاگون، جایگاه فرماندهیهای سنتکام (فرماندهی مرکزی آمریکا)، یوروکام (فرماندهی اروپایی آمریکا) و آفریکام (فرماندهی آفریقای آمریکا) تضعیف خواهند شد و زیر نظر یک ساختار جدید به نام فرماندهی بینالمللی آمریکا (U.S. International Command) قرار میگیرند. چنین تغییراتی مکمل دیگر تلاشهای دولت برای انتقال منابع از خاورمیانه و اروپا و تمرکز هرچه بیشتر بر گسترش عملیات نظامی در نیمکره غربی خواهد بود.
تسلیحات جدید و رقابت جهانی جدید
وزارت جنگ در دوره دوم ترامپ اقداماتی کلیدی را برای ارتقای تسلیحات انجام داده؛ اقداماتی که بودجه این وزارت را در سال ۲۰۲۶ برای نخستین بار نزدیک به یک تریلیون دلار کرده است. ترامپ آغاز پروژه توسعه جنگنده نسل ششم یا همان F-47 را اعلام کرد تا به طور جدیتر با چین وارد رقابت در این حوزه شود. از این مهمتر، آغاز پروژه گنبد طلایی است که رقابت هستهای قدرتهای بزرگ را مجدداً شعلهور میکند. با ساخت گنبد طلایی، توانایی روسیه و چین در شلیک موشکهای هستهای چه از دریا و خشکی با چالش مواجه خواهند شد.
احیای مسیحیت در وزارت
بحث حمایت از مسیحیان و مسیحیت در داخل ساختار پنتاگون اهمیت بیشتری دارد. هگست که خود را یک مسیحی بهشدت معتقد میداند، اقدامات متعددی را در این راستا انجام داده است. اخیراٌ او اعلام کرد که تصمیم دارد یگان دینیاران را در ارتش تقویت کند؛ چراکه به گفته هگست «انسانگرایی سکولار» باعث شده است نقش خدا در سلامتی روحی سربازان ارتش کاهش یابد و این روند باید متوقف شود.
دوام سیاستهای ترامپ و هگست
تغییرات سیاستی عظیم، دشوار هستند و معکوسکردنشان برای بازگشت به وضعیت پیشین چه بسا ناممکن باشد، مخصوصاً در مسائل نظامی-امنیتی. اگر ترامپ و هگست بتوانند با موفقیت ساختار فرماندهیهای پنتاگون را تغییر دهند، دولت بعدی نمیتواند همه چیز را به دوران پیش از ترامپ بازگرداند. این موضوع را وقتی کنار برخی اخبار و گزارشها در مورد اخراج مقامات مخالف با سیاستهای این دو نفر قرار بدهیم اهمیتی دو چندان مییابد. ترامپ و سایر راستگرایان جدید هنوز سه سال وقت دارند و میتوانند جای پای این سیاستها را در ساختار وزارت مستحکمتر کنند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.









