به گزارش خبرنگار مهر، بهزاد نبوی فعال سیاسی اصلاحطلب در نخستین کنگره حزب عهد ایران اظهار کرد: من برای اینکه بدانم چه باید بگویم، از دوستان مختلف نظر خواستم؛ ابتدا از بچههای خود حزب که توضیحاتی دادند و من هم بر همان اساس صحبتهایم را آغاز میکنم. پیشاپیش عذرخواهی میکنم که مثل برخی دوستان، سخنرانی منظم و کلاسیک ندارم. ۸۴ سال سن دارم و راستش در این سن، آدم برای اینکه چیزی را فراموش نکند، ناچار است محورهای صحبتش را یادداشت کند. خواندن از روی نوشته به این معنا نیست که کسی خط داده باشد؛ اینها یادداشتهای خود من است.
وی افزود: بعضی از دوستان، بهویژه جوانترها، به من لقب «چریک پیر» میدهند. من همیشه گفتهام نه چریکم و نه این صفت را قبول دارم، اما واقعیت این است که سابقهای در این زمینه داشتهام. سال ۵۱ در یک خانه تیمی مخفی در قلعهمرغی دستگیر شدم. هنگام دستگیری تلاش کردم سیانور بخورم، اما بهدلیل فاسد شدن آن، اثر نکرد. مرا ابتدا به بیمارستان ارتش بردند و بعد به زندان اوین منتقل کردند؛ زندانی که پیش و پس از انقلاب تجربهاش را داشتهام.
این فعال سیاسی اصلاحطلب بیان کرد: این خاطرات را نمیگویم برای افتخار، بلکه برای توضیح اینکه این لقب از کجا آمده است. نکته مهمتر این است که بعدها از آن مسیر و از آن نوع نگاه پشیمان شدم. در زندان دوم، با افرادی همبند بودم که میگفتند هیچ انقلابی در دنیا بدون هزینههای سنگین و پیامدهای تلخ نبوده است؛ از انقلاب فرانسه و روسیه گرفته تا الجزایر، کوبا و ویتنام. حرفشان این بود که انقلابها اغلب به استبداد میانجامند.
نبوی خاطرنشان کرد: من در پاسخ، تجربه شخصیام از الجزایر را مثال میزدم. سال ۶۷ که وزیر بودم، به الجزایر رفتم. کشوری که برای استقلالش حدود یک میلیون شهید داده بود. مجاهدان و انقلابیونش در خانههایی بسیار ساده زندگی میکردند. در همان سالها که ایران در سختترین شرایط جنگ بود و چیزی نداشت، آنها از ما میخواستند در کشورشان سرمایهگذاری کنیم؛ وضعشان آنقدر دشوار بود.
وی ادامه داد: اینها را گفتم تا بگویم تجربه شخصی من، مرا به این نتیجه رسانده که راهحل مسائل کشور، نه در تکرار خشونت و انقلاب، بلکه در عقلانیت، اصلاح، وفاداری به عهد و پرهیز از تندروی است؛ مسیری که امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم.
این فعال سیاسی اصلاحطلب اظهار کرد: تجربه کشورهای مبتنی بر انقلابهای خشونتبار نشان میدهد که این مسیر الزاماً به توسعه و رفاه منجر نشده است. نمونه روشن آن کوباست؛ کشوری که با وجود دههها تبلیغ ایدئولوژیک، هنوز اقتصادی تکمحصولی و توسعهنیافته دارد و تصاویر امروز هاوانا گویای این واقعیت است. از همین تجربهها بود که من، از سالهای زندان به بعد، به این نتیجه رسیدم که انقلاب پاسخ پایدار مسائل جوامع نیست.
نبوی ادامه داد: از اواخر دهه ۷۰ و همزمان با شکلگیری جریان اصلاحات، بهتدریج فهمیدیم اصلاحطلبی یعنی تغییر قانونی، مسالمتآمیز و تدریجی در چارچوب نظام واقعاً موجود؛ نه با توهم سرنگونی بیهزینه و نه با انتظار غیرواقعبینانه از هیچ نظامی برای رأی دادن به نابودی خود.
وی گفت: امروز برخی میگویند اصلاحطلبی به بنبست رسیده و بخشی از نسل جوان نیز اساساً با این ادبیات ارتباطی ندارد. این واقعیت قابل انکار نیست. اما پرسش اصلی این است: جایگزین اصلاح چیست؟ برای گذار از وضع موجود، بیش از سه مسیر وجود ندارد؛ انقلاب، دخالت خارجی یا اصلاح؛ راه چهارمی در کار نیست.
این فعال سیاسی اصلاحطلب خاطرنشان کرد: انقلاب را تجربه کردهایم و هزینههای سنگین آن روشن است. دخالت خارجی نیز چیزی جز بیثباتی و از دست رفتن استقلال به همراه ندارد. اصلاح، هرچند کند و پرهزینه در زمان، اما کمهزینهترین و عاقلانهترین مسیر باقیمانده است؛ حتی اگر دههها طول بکشد.
نبوی تصریح کرد: اصرار من بر اصلاحطلبی نه از سر خوشبینی سادهلوحانه است و نه بهدلیل دستاوردهای سریع، بلکه از سر واقعگرایی سیاسی است. اصلاح، انتخاب اول ما نیست؛ انتخاب ناگزیر ماست.
وی بیان کرد: من بارها به دوستان گفتهام که اصلاحطلبی مسیر ایدهآلی نیست، اما چون راه دیگری نمیشناسم، به آن پایبندم. مفاهیمی مثل «اصلاحات ساختاری» اگر به معنای کنار رفتن کامل حاکمیت و جایگزینی آن با یک نظم جدید باشد، در عمل یا به براندازی میانجامد یا در نهایت همان منتقدانش را به اصلاحطلبان محتاط امروز تبدیل میکند. تجربه نشان داده راه سومی وجود ندارد.
این فعال سیاسی اصلاحطلب ادامه داد: به همین دلیل، به این جمعبندی رسیدهام که تنها مسیر واقعی برای تبدیل وضع موجود به وضع مطلوب، اصلاحطلبی است؛ اصلاحطلبی به معنای حرکت قانونی، مسالمتآمیز و تدریجی. ممکن است هرکس تعریف متفاوتی از «وضع مطلوب» داشته باشد، اما ابزار گذار به آن، از نظر من فقط اصلاح است.
نبوی گفت: امروز صراحتاً میگویم اصلاحطلبی بدون «توافقسازی» معنا ندارد. برخلاف برخی دوستان که با شعار «وفاق» مخالفت میکنند، من معتقدم آنچه آقای دکتر پزشکیان مطرح کرده، نه یک شعار مبهم، بلکه ائتلاف و اعتراف ملی است؛ سمبل این وفاق ملی جلسه سران سه قوه است هر کدام از یک طیف و یک جناح خاص خودشان ولی خیلی خوب با هم همکاری میکنند، یعنی نزدیک شدن سلایق مختلف اصلاحطلب، معتدل و میانهرو برای حل مسائل واقعی کشور. اصلاحطلبی ذاتاً با میانهروی گره خورده، نه با تندروی و خشونت.
نبوی تأکید کرد: مسائل امروز کشور، دیگر مسائل جناحی نیست. مشکلات فعلی حتی از دوران جنگ هم پیچیدهتر شدهاند و حل آنها بدون همکاری طیفهای مؤثر در اداره کشور ممکن نیست. نباید جریانهایی مثل اصولگرایی را یکدست دید؛ این طیف گسترده است و از چهرههای معتدل تا عناصر تندرو را دربرمیگیرد. سیاست عاقلانه، ائتلاف با بخشهای میانهرو و منزویکردن تندروهاست.
وی ادامه داد: من پیشتر هم پیشنهاد داده بودم که در مجلس، در کنار اصلاحطلبان و اصولگرایان، یک فراکسیون میانهرو و اعتدالی شکل بگیرد تا اقلیتهای تندرو نتوانند مسیر کشور را گروگان بگیرند؛ پیشنهادی که جدی گرفته نشد و نتیجهاش را دیدیم.
نبوی افزود: جمعبندی من روشن است: اصلاحطلبی شاید کند، پرهزینه و زمانبر باشد، اما در شرایط ایران، تنها راه واقعبینانه و کمهزینه برای عبور از بحرانهاست. راه دیگری وجود ندارد.
ادامه دارد









